اما محاصره ایران توسط آمریکا با محاصره ونزوئلا و کوبا متفاوت است، زیرا ایران با بستن تنگه هرمز تلافی میکند، به این معنی که هر چه محاصره آمریکا طولانیتر شود، اقتصاد جهانی بیشتر آسیب میبیند. علاوه بر این، محاصره ایران از نظر نظامی دشوارتر از محاصره دریای کارائیب است. ایران با بیش از پنج هزار و ۸۰۰ کیلومتر مرز زمینی با عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان و همچنین دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، از معدود کشورهایی است که هم مسیرهای گسترده زمینی و هم مسیرهای متنوع دریایی را در اختیار دارد. همین تنوع جغرافیایی، امکان وابستگی تجارت کشور به یک مسیر یا یک بندر را کاهش داده است. با همه اینها ایران این محاصره را محکوم کرد و آن را اقدامی غیرقانونی و در حکم دزدی دریایی دانست. در بیانیهای از سوی ارتش ایران آمده است که اگر امنیت «بنادر ایران در آبهای خلیج فارس و دریای عمان» تهدید شود، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان امن نخواهد بود.
خروج از دیپلماسی یک شوک سهمگین به زیرساختهای روانی و واقعی اقتصاد است
در شرایطی که امید به باز شدن گره تحریمهای اقتصادی ایران در دلها جوانه زده بود، بار دیگر آتشبس نادیده گرفته شد و بامداد روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه جنگندههای دشمن آمریکایی- صهیونیستی به چند نقطه از کشورمان حمله کردند. این در حالی است که دونالد ترامپ اعلامکرده مذاکره ادامه دارد و آن را به ویتکاف و کوشنر خواهد سپرد؛ این یعنی همچنان مسیر مذاکره باز است. در این میان دیپلماسی یکی از مهمترین ابزارهای تحقق توسعه اقتصادی و افزایش تعاملات تجاری با کشورهای مختلف است، چراکه از طریق دیپلماسی سرمایهگذاری خارجی جذب و میتواند منابع مالی لازم برای اجرای پروژههای زیربنایی، توسعه صنایع و افزایش بهرهوری را تامین کند.
وحید شقاقیشهری، اقتصاددان بر این باور است که خروج از دیپلماسی در سپهر سیاست خارجی ایران پیش از آنکه یک تصمیم سیاسی باشد، یک شوک سهمگین به زیرساختهای روانی و واقعی اقتصاد است. او میگوید: در اقتصادی که درگیر ناترازیهای عمیق بانکی و بودجهای است، دیپلماسی تنها یک ابزار برای رفع تحریم نیست، بلکه کارکردی حیاتی در مقام «تعدیلکننده انتظارات» و «کاهش ریسک سیستماتیک» دارد. زمانی که این دریچه بسته میشود، اقتصاد بلافاصله از فاز مبادلات مبتنی بر بهرهوری به فاز «اقتصاد بقا» تغییر وضعیت میدهد. در این شرایط نرخ ارز نه به عنوان یک متغیر اقتصادی حاصل از تراز تجاری، بلکه به عنوان «دماسنج نااطمینانی» عمل میکند. با قطع مسیرهای دیپلماتیک تمامی بازیگران اقتصادی اعم از خانوارها و بنگاههای تولیدی افق زمانی خود را به شدت کوتاهمدت میکنند، چراکه داراییهای ریالی در محیطی که چشمانداز سیاسی مبهم است، در معرض خطر مستمر کاهش قدرت خرید قرار میگیرند.
تشدید تنشها درآمدهای ارزی کشور را تحت فشار قرار دهد
فرشید شکرخدایی، رییس کمیسیون سرمایهگذاری اتاق بازرگانی ایران معتقد است؛ اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به ثبات سیاسی و تداوم دیپلماسی نیاز دارد. او میگوید: تجربه اقتصاد ایران و حتی اقتصاد جهان نشان میدهد که هرگاه تنشهای نظامی افزایش پیدا کند، نخستین آثار آن در بازارهای مالی، تجارت خارجی، سرمایهگذاری و معیشت مردم نمایان میشود. از نگاه او، جنگ تنها در میدان نبرد هزینه ایجاد نمیکند، بلکه آثار آن به سرعت در بودجه دولت، نرخ ارز، تورم، تولید، صادرات و واردات نیز خود را نشان میدهد. به همین دلیل، حفظ مسیر گفتوگو و استفاده از ظرفیت دیپلماسی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اقتصادی است. شکرخدایی تاکید میکند: هیچ جنگی برای همیشه ادامه پیدا نمیکند و در نهایت کشورها ناگزیر به مذاکرهاند. بنابراین هر اندازه این مسیر زودتر فعال شود، هزینههای اقتصادی و اجتماعی نیز کاهش پیدا میکند. او معتقد است؛ تشدید تنشها میتواند درآمدهای ارزی کشور را تحت فشار قرار دهد، منابع بودجه را محدود کند و دولت را ناچار به استفاده از منابع بانک مرکزی سازد؛ موضوعی که نتیجهای جز افزایش تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها ندارد. مهمترین نگرانی اقتصاد ایران، روند افزایشی تورم است و اگر محدودیتهای اقتصادی و تنشهای خارجی ادامه پیدا کند، احتمال افزایش نرخ تورم تا پایان سال وجود دارد و این موضوع بیشترین فشار را بر معیشت خانوارها وارد میکند. افزایش تورم به معنای کاهش قدرت خرید مردم، افزایش هزینه تولید و دشوارتر شدن شرایط زندگی اقشار متوسط و کمدرآمد است.
جذب سرمایهگذار خارجی راه برونرفت بحران است
مرز پاکستان در حال حاضر از ظرفیتی معادل انتقال ۲ تا ۳میلیون تن کالا در طول سال برخوردار است، با سرمایهگذاری در این بخش ظرفیت تجارت آن به حدود ۱۰میلیون تن افزایش خواهد یافت. مرز سرخس نیز ظرفیت دیگری برای توسعه تجاری کشور است و با توجه ویژه و سرمایهگذاری در این مسیر نتایج خوبی حاصل خواهد شد. علاوه بر آن در مرز اینچهبرون نیز با سرمایهگذاری کافی و اثرگذار واردات و صادرات خوبی را برای ایران بهمراه خواهد داشت. حمله اخیر دشمن به این مرز نشانداد که چه ظرفیت بسیار مهمی در آن نهفته است، هرچند در این مدت مسیر جایگزین مناسبی بود و بسیاری از کالاهای اساسی کشور از این مرز وارد شد. مرزهای ایران با عراق و ترکیه از بیشترین ظرفیت برای انتقال کالا برخوردار هستند. ایران تاکنون با اتکا به بینش سیاسی پای میز مذاکره نشسته است، اما انتظار میرود دورنمای اقتصادی کشور در اولویت مذاکرات باشد، لذا باید دسترسی ایران به بازارهای رقابت جهانی تقویت شود. اعتمادسازی برای حضور شرکتهای خارجی در ایران و جذب سرمایه خارجی راه اصلی برونرفت از این بحران است.







































































































































































































