«تهران»، «واشنگتن» و «درگیری منجمد»
«تهران»، «واشنگتن» و «درگیری منجمد»
جنگی که آمریکا و اسراییل صبح روز شنبه 9 اسفندماه سال گذشته بر علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند و چهل روز آن را ادامه دادند، یک هدف اصلی و مرکزی داشت و آن، براندازی نظام جمهوری اسلامی و تغییر رژیم سیاسی بود اما دو کشور متخاصم در برابر قدرت دفاعی و توان آفندی تهران عاجز ماندند و ناچار شدند به آتش‌بس موقت دوهفته‌ای تن دهند که امروز به بیست و هفتمین روز خود رسید.

این حقیقت را نمی‌توان نادیده گرفت که هم آمریکا و هم اسراییل از مشاهده توان موشکی و پهپادی تهران متحیر ماندند و به این نتیجه رسیدند که اگر به جنگ ادامه دهند شاید چیزی زیادی از اسراییل و همچنین بسیاری از متحدان محوری آمریکا در حاشیه جنوبی خلیج فارس باقی نماند و در نهایت سر عقل آمدند و جنگ را متوقف کردند.
آنچه که پس از آتش‌بس دو هفته‌ای رخ داد اما برای همه روشن کرد که امریکا در این میانه، دستِ پایین را دارد و بسیاری از تحلیل‌گران نیز به آن اعتراف کردند. دونالد ترامپ و متحدانش که تحت تأثیرات سیاسی و اقتصادی بستن تنگه هرمز از سوی ایران هستند، تلاش کردند با طرح محاصره دریایی ایران، این کشور را مورد تهدید قرار دهند که تنگه هرمز را باز کند، اقدامی که قطعاً نتیجه‌ای برای دشمنان نخواهد داشت.
همین وضعیت یعنی توقف جنگ بدون امضای توافق صلح، موجب شد تحلیل‌گران از اصطلاحی با عنوان «درگیری منجمد» بین ایران و آمریکا یاد کنند، اما درگیری منجمد دقیقاً چه چیزی است و عاقبت آن چه خواهد شد ؟
درگیری منجمد (frozen conflict) در روابط بین‌الملل، وضعیتی است که یک درگیری مسلحانه فعال به پایان رسیده اما هیچ پیمان صلح یا چارچوب سیاسی دیگری این درگیری را حل نکرده است؛ بنابراین، با وجود این‌که جنگی در جریان نیست اما درگیری می‌تواند هر لحظه دوباره شروع شود و محیط ناامن و بی‌ثباتی را ایجاد کند.
امروز جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز مسلط است تردد کشتی‌ها از این آبراهه تنها با اجازه تهران ممکن است و آمریکا نیز در فاصله‌ای دورتر کشتی‌هایی که به مقصد یا از مبدأ بنادر جنوبی ایران در تردد هستند‌ را توقیف می‌کند، اقدامی که تهران آن را مانند اقدام نظامی می‌شمارد و پاسخ‌گویی به آن را حق مشروع خود می‌داند.
روز گذشته دونالد ترامپ در توییتی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «‌ما کشتی را تصرف کردیم، محموله را تصرف کردیم، نفت را تصرف کردیم. این یک تجارت بسیار سودآور است. ما مثل دزدان دریایی هستیم. چیزی شبیه دزدان دریایی هستیم‌»!
اکنون که محاصره دریایی ایران به مذاق رییس‌جمهور کاسب‌کار آمریکا خوش آمده و تهران نیز از تردد کشتی‌ها عوارض مطالبه می‌کند، نگرانی این است که استمرار این وضعیت به کجا خواهد انجامید و در نهایت چه خواهد شد. در ایران مردم هر روز از هم می‌پرسند آیا جنگ و درگیری مجدداً آغاز خواهد شد ؟ وضعیت اقتصادی کشور و معیشت مردم درصورت استمرار محاصره دریایی به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ در پاسخ به این نگرانی‌ها سه تا چهار احتمال را می‌توان در نظر گرفت.
نخستین احتمال همان چیزی است که مدنظر کاخ سفید است و آن کمبود شدید اقتصادی یا بروز قحطی در ایران است با توجه به این‌که جمهوری اسلامی ایران نیز بسیاری از کالاها یا اقلام اولیه موردنیاز را وارد می‌کند.
دونالد ترامپ در این تصور به سر می‌برد که با طرح محاصره دریایی، بتواند گلوی جمهوری اسلامی ایران را فشار دهد و تهران نیز در نتیجه همین اعمال فشار، از کرده خود پشیمان شود، بخشی از شروط آمریکا را بپذیرد و و تنگه هرمز را باز کند.
این احتمال بسیار پایین است چون تهران مسیرهای جایگزین برای تأمین مایحتاج ضروری خود دارد و علاوه بر بنادر حاشیه دریای خزر در شمال، از طریق برخی مسیرهای خاکی چون پاکستان و مرزهای جنوب شرق و یا بندر چابهار در دریای عمان می‌تواند دسترسی خود را تشدید کند.
احتمال دوم ادامه بستن تنگه هرمز از سوی تهران و محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا این است که در جایی و در نقطه‌ای، دو طرف که دست به ماشه هستند، پیشدستی کنند و دست به شلیک ببرند. روز گذشته چند تن از مقامات تهران بر این نکته تأکید کردند که ادامه محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا مانند یک اقدام نظامی است و ممکن است اقدامات تلافی‌جویانه‌ای در پی داشته باشد.
سومین احتمال این است که ایالت متحده آمریکا با توجه به مشکلات داخلی که دارد و همچنین مخالفت‌های برخی کانون‌های تصمیم‌گیر ازجمله کنگره با ادامه وضعیت جنگی در خلیج فارس، کوتاه بیاید و دست از محاصره دریایی ایران بردارد و به قول دونالد ترامپ، سراغ کوبا برود.
نکته آخر این‌که در میانه این درگیری منجمد، پیشنهادهای دو طرف توسط پاکستان بین هم رد و بدل می‌شود و احتمال ضعیفی نیز وجود دارد که دوطرف به امضای توافق و صلحی پایدار برسند که طی روزها و هفته‌های آینده مشخص خواهد شد چه اتفاقی می‌افتد.