به گزارش جمله آنلاین، متن کامل یادداشت ملیحه منوری با عنوان «جنوب زیر سایه جنگ؛ زندگی میان انفجار، گرما و رکود» به شرح زیر است:
صدای انفجار برای مردم جنوب ایران دیگر اتفاقی دور از ذهن نیست؛ شبهایی که با حمله و صدای پدافند به پایان میرسد و روزهایی که با گرمای نزدیک به ۵۰ درجه، قطعیهای احتمالی و نگرانی از کاهش درآمد آغاز میشود. جنگ در جنوب فقط در محل اصابت موشکها دیده نمیشود؛ رد آن را میتوان در هتلهای بدون مسافر، مغازههای کممشتری، کلاسهای تعطیلشده، جادههای آسیبدیده و قایقهایی دید که دیگر راهی دریا نمیشوند.
در بوشهر، بسیاری از مردم با وجود تداوم حملات، برخلاف دور نخست درگیریها شهر را ترک نکردهاند. ساکنان میگویند شدت واکنشها نسبت به روزهای ابتدایی کمتر شده و زندگی روزمره تا حد امکان ادامه دارد. این عادیشدن ظاهری، اما لزوماً به معنای کاهش ترس نیست؛ بیشتر از نوعی فرسودگی و سازگاری اجباری حکایت دارد.
یکی از ساکنان بوشهر که بهواسطه شغل خود در نقاط مختلف استان رفتوآمد میکند، از روزهایی میگوید که موج انفجار خانههای اطراف فرودگاه را میلرزاند و خواب را از مردم میگرفت. به گفته او، حملات اخیر محدودتر و نقطهایتر شدهاند؛ تا جایی که برخی شهروندان صبح روز بعد، از طریق همسایهها یا شبکههای اجتماعی متوجه حمله شبانه میشوند.
با این حال، نگرانی اصلی مردم تنها به صدای انفجار محدود نیست. نزدیکی مناطق مسکونی به تأسیسات حساس، پرسشهایی درباره پیامدهای احتمالی حملات ایجاد کرده است. در این میان، برخی روایتهای محلی درباره دریافت قرص ید نیز مطرح شده، اما تاکنون تأیید رسمی و مستقلی درباره توزیع تازه این قرصها منتشر نشده است.
در خوزستان، شرایط پیچیدهتر است. مردم اهواز و دیگر شهرهای استان، همزمان با حملات، گرمای بالای ۵۰ درجه را تحمل میکنند. شبها صدای انفجار و روزها نگرانی از برق، آب و ادامه فعالیتهای اقتصادی، زندگی را تحت فشار قرار داده است.
در روزهای اخیر نام شهرهایی مانند بهبهان، امیدیه، هندیجان، شادگان، اندیمشک و مناطق اطراف اهواز در گزارشهای رسمی حملات تکرار شده است. براساس اعلام مقامهای استانی، حمله به اطراف اهواز در بامداد دوم مرداد چهار جانباخته و پنج مجروح برجا گذاشت. همچنین اعلام شده که طی حدود دو هفته، نقاطی در ۱۲ شهرستان خوزستان هدف حمله قرار گرفتهاند.
پیامدهای جنگ در این استان به حوزه آموزش نیز رسیده است. تعطیلی یا مجازیشدن مدارس و دانشگاهها، تنها برنامه تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان را مختل نکرده، بلکه درآمد بسیاری از مشاغل وابسته را نیز کاهش داده است. رانندگان سرویس، بوفهداران، مدرسان حقالتدریس و خانوادههایی که باید هزینه اینترنت و تجهیزات آموزش آنلاین را تأمین کنند، بخشی از زنجیره آسیبدیدگان این شرایط هستند.
در بوشهر، کاهش سفر و افت گردشگری ضربه دیگری به اقتصاد محلی وارد کرده است. بسیاری از هتلها، اقامتگاهها و مغازهها، بخش اصلی درآمد سالانه خود را در هفتههای پیش و پس از نوروز به دست میآورند؛ فصلی که امسال با کاهش چشمگیر مسافر همراه شد. فعالان محلی وضعیت بازار را با دوران کرونا مقایسه میکنند؛ دورهای که مسافر نبود و بسیاری از کسبوکارها ناچار بودند ماهها برای بازگشت رونق صبر کنند.
در هرمزگان نیز خسارتها شکل ملموستری دارد. آسیب به قایقها و شناورهای صیادی، پلها و مسیرهای ارتباطی، به معنای توقف فعالیت، افزایش هزینه تعمیر، اختلال در رفتوآمد و کاهش درآمد است. برای یک صیاد، سوراخشدن بدنه قایق میتواند چند هفته بیکاری و عقبافتادن اقساط را به همراه داشته باشد.
با وجود همه این فشارها، زندگی در جنوب متوقف نشده است. مغازهها باز هستند، شناورها حرکت میکنند و خانوادهها همچنان در کنار یکدیگر روز را به شب میرسانند. اما پشت این تصویر عادی، اضطرابی پنهان جریان دارد؛ اضطرابی که در پرسشهای سادهای مانند «دیشب چیزی شنیدی؟» یا «انفجار بود یا پدافند؟» خود را نشان میدهد.
جنگ در جنوب فقط با خرابی و تلفات سنجیده نمیشود. گاهی نشانه آن، مسافرخانهای بدون مسافر، کلاسی لغوشده، مغازهای بیمشتری و کودکی است که دیگر با صدای انفجار از خواب نمیپرد.
انتهای پیام/














































































































































































































