فرزندم راه درست را انتخاب کرد؛ من دلگرمم
به گزارش جمله، مادر شهید زکائی با صدایی آرام و چهرهای آغشته به سالهای صبر و انتظار، اظهار کرد: راضیام به رضای خدا، همین که فرزندم مسیر حق را برگزید، برای من مایه دلگرمی است. من کجا و این همه نعمت کجا.
وی افزود: از همان نخستین روزها، دل را به خدا سپرده بودم و تنها خواستهام این بود که خداوند از من راضی باشد. اکنون نیز همان دعای همیشگی را بر زبان دارم؛ خوشحالم، چراکه فرزندم مسیر درست را شناخت و در آن مسیر ثابتقدم ماند. به خدا افتخار میکنم.
در چشمان این جوانان، تصویر پسرم را میبینم
این مادر شهید، با نگاهی مهربان به افسران و سربازان حاضر در مراسم، خاطرنشان کرد: این جوانان یونیفرمپوش که در کنار من ایستادهاند، برایم چون فرزند خودم هستند. وقتی نگاهشان میکنم، احساسی عمیق از آرامش و افتخار وجودم را فرا میگیرد. انگار پسرم هنوز در میان این چهرهها زنده است.
وی با اشاره به نقش الگوساز مادران و دختران در جامعه امروز، افزود: پیامی دارم برای دختران سرزمینم؛ دختر خدا باشید. اهل حیا، اهل دل، اهل ایمان. هیچگاه از مسیر ایمان و بندگی دور نشوید. همواره از خدا خواستهام که حافظ و نگهبان جوانان این سرزمین باشد.
در سالهای فراق، خدا را دیدم؛ در صبر، در شبهای بیپایان
مادر شهید، در حالی که نگاهش به تابوت فرزندش دوخته شده بود، عنوان کرد: اگر از من بپرسند در این سالها چه دیدی، میگویم خدا را دیدم؛ در شبهای بیخوابی، در صبر و در دعا. امروز با همان توکل ایستادهام. فرزندم سرافراز زیست و امروز با عزت بازگشت. من هم از همان ابتدا او را به خدا سپرده بودم و حالا سر بلندم، چون امانتم را درست ادا کردم.
شهدا رفتند تا ما بایستیم
در پایان این گفتوگوی صمیمانه، مادر شهید زکائی با نگاهی به آسمان گفت: از فردا خبر نداریم، اما آنچه یقین داریم، این است که باید استوار بمانیم. شهیدان مسئولیت خود را به بهترین شکل انجام دادند. اکنون نوبت ماست؛ نوبت زندهها که ادامهدهنده راه نور باشند.
- نویسنده : فرزانه حسنی/خبرنگار

































































































































































































