این مطلب صرفاً انتقاد از یک اشتباه داوری نیست بلکه افشاگری علیه ساختاری است که عدالت را به شوخی گرفته است این ساختار با استفاده از اهرمهای قدرت، نه تنها عملکرد فنی تیمها را تحت تأثیر قرار میدهد بلکه به طور مستقیم به ارزشهای اخلاقی و احترام متقابل در فضای ورزش ضربه میزند.
ما شاهد یک سیستم دوگانه هستیم که در آن، یک سوی معادله همواره در معرض سختترین قوانین قرار دارد در حالی که سوی دیگر به واسطه حمایتهای پنهان و آشکار از هرگونه پاسخگویی مصون نگه داشته میشود.
مصونیت کامل برای پرسپولیس، سدی نفوذناپذیر در برابر عدالت
عملکرد کمیتههای داوری در دیدارهای اخیر پرسپولیس، بیش از آنکه مصداق اشتباه باشد بوی سازماندهی میدهد.
سهوی بودن این حمایتها که همیشه به نفع یک تیم خاص جریان مییابد دیگر قابل باور نیست از تصمیمات جنجالی در خطوط آفساید گرفته تا نحوه احتساب خطاهای پنالتی، گویی یک دکترین واحد بر همه بازیهای پرسپولیس حاکم است پرسپولیس نباید بازنده شود.
این ادعا صرفاً مبنی بر احساسات نیست، بلکه با تحلیل دقیق آماری و بازبینی ویدئویی قابل اثبات است.
برای مثال، در سه بازی اخیر، مواردی مشاهده شده که خط آفساید در مواقع حساس به طور مداوم و با حاشیه اطمینان بسیار کم، به ضرر حریفان و به نفع پرسپولیس تفسیر شده است. اگر میانگین خطای داوری در لیگ را خطای به نفع پرسپولیس در این بازه زمانی را در نظر بگیریم، مشاهده میکنیم که رابطه شفافی برقرار است، که این انحراف آماری فراتر از محدوده خطای تصادفی معمول است.
رسانههای حامی نیز با سکوت عامدانه خود در این تئاتر نانوشته نقش یک همکار درجه یک را ایفا میکنند آنها از تمامی این جنجالها به سادگی میگذرند یا تلاش میکنند آنها را به عنوان حواشی طبیعی جا بزنند. این رویکرد عملاً تبدیل به دیوار محافظی برای پنهان کردن نواقص سیستمی شده است.
این مصونیت داوری به تیم اجازه میدهد تا با اطمینان بیشتری دست به ریسک بزند، چرا که میداند نتایج حتی در صورت عملکرد ضعیف ممکن است توسط تصمیمات خارج از زمین تضمین شود.
توهینهای هتاکانه و سکوت شرمآور کمیته انضباطی
فاجعه اصلی زمانی رخ میدهد که پای اخلاق و حرمت هواداران در میان میآید.
توهینهای آشکار و سازمانیافته به هواداران استقلال در بازی اخیر نه تنها با عکسالعمل مناسبی از سوی کمیته انضباطی مواجه نشد بلکه با سکوتی سنگین همراه بود.
این سکوت در واقع چراغ سبز بزرگتری است به مسببین توهین و نماد رسمی این پیام است که توهین به استقلال کمترین اولویت انضباطی ماست
آییننامه انضباطی به صراحت هرگونه اهانت قومی نژادی یا توهین به هواداران تیم مقابل را مستحق جریمه سنگین و حتی محرومیت از حضور تماشاگران در بازیهای خانگی میداند.
در پرونده اخیر مستندات کافی برای اثبات این توهینها وجود داشت اما کمیته انضباطی ترجیح داد صورت مسئله را پاک کند.
این نحوه برخورد در تضاد کامل با واکنشهای شدید کمیته انضباطی در گذشته در قبال کوچکترین شعارهای واکنشی از سوی هواداران استقلال است. برای مثال در فصلی که شعارهایی با بار خفیفتر مطرح شد تیم با جریمههای مالی سنگین و حتی تهدید به برگزاری بازی بدون تماشاگر مواجه شد.
این تفاوت فاحش در اعمال قانون تناقض را به اوج خود میرساند و اگر قانون برای همه یکسان است چرا دامنه و شدت اعمال آن تا این حد وابسته به رنگ پیراهن است؟ کمیتهای که باید حافظ نظم باشد به ابزاری برای پاک کردن صورت مسئله تبدیل شده است.
تناقض رفتاری
استاندارد دوگانه در قبال دو تیم
کمیته انضباطی چگونه میتواند در پروندههای کوچک برای استقلال احکام تاریخی صادر کند، اما در برابر اهانتهای مستقیم و علنی علیه هواداران این تیم، حکم به عدم احراز یا مختومه شدن’پرونده بدهد؟ این تناقض بیش از هر چیز به اعتبار نهاد قضایی فوتبال کشور لطمه میزند و این رفتار نشان میدهد که معیار سنجش تخلف در فوتبال ایران نه آییننامه، بلکه رنگ پیراهن تیم متخلف است.
این یعنی عدالت در این نهادها متغیر وابسته به تیم است نه ثابت وابسته به تخلف.
این استاندارد دوگانه نه تنها تیمها را به سمت تخلف بیشتر سوق میدهد بلکه باعث سرخوردگی عمیق هوادارانی میشود که خود را قربانی یک سیستم میبینند که در آن قوانین به میل خود تعریف و اجرا میشوند.
عدالت یا عادت؟
تا زمانی که این رویه حمایت یکطرفه چه در حوزه داوری و چه در حوزه انضباطی، ادامه یابد ادعای رقابت سالم در لیگ برتر بیشتر به یک جوک تلخ شباهت خواهد داشت.
سکوت در قبال توهین و حمایت علنی در زمین بازی دو روی یک سکه است که هدفش تضعیف استقلال و تقویت جایگاه پرسپولیس است.
مسئولین فدراسیون باید پاسخگو باشند که چرا نهادهای نظارتی، تا این حد از استقلال عمل خود را از دست دادهاند.
آیا آنها درک میکنند که با این اقدامات سرمایه اجتماعی فوتبال ایران را به تاراج میبرند؟ هواداران استقلال هرگز از پیگیری حق و حقوق خود در برابر این سیستم چند لایه عقبنشینی نخواهند کرد.
عدالت در سایه این مصونیت، تنها یک شعار است و تا زمان تغییر بنیادین در رویههای کمیتههای انضباطی و داوری، این شعار در میان فریادهای بیپاسخ باقی خواهد ماند.
این وضعیت بیش از هر چیز نشاندهنده عمق نفوذ و قدرت مطلق در پس پرده تصمیمگیریهای فوتبال ایران است.
- نویسنده : آذین فرهادی

































































































































































































