دکتر محمددرگاهی عضو هیات علمی دانشکاه بخش اول گردشگری بدون تردیدگردشگری به عنوان یکی از مهم ترین و سود آورترین صنایع خدماتی جهان و تنها منبع درآمد پایدار کشورها که غالبا هیچگاه دستخوش خسارات جدی، کمبود و فقدان نخواهد بود مطرح است. افزون بر این کمیت و کیفیت جاذبههای گردشگری با نگاهی عمیق، قابلیت […]
دکتر محمددرگاهی
عضو هیات علمی دانشکاه
بخش اول گردشگری
بدون تردیدگردشگری به عنوان یکی از مهم ترین و سود آورترین صنایع خدماتی جهان و تنها منبع درآمد پایدار کشورها که غالبا هیچگاه دستخوش خسارات جدی، کمبود و فقدان نخواهد بود مطرح است. افزون بر این کمیت و کیفیت جاذبههای گردشگری با نگاهی عمیق، قابلیت توسعه را نیز دارد؛ نه توسعهای صرفاً تئوریک و مبتنی بر نظریات کلاسیک غیر بومی، حال آنکه کاملا بر مبنای داشتههای بومی وآگاهانه. همچنین باید در نظر بگیریم که صنعت گردشگری به ویژه در قرن حاضر به طور عینی و اجرایی بزرگترین منبع تجارت بین المللی، وسیله مهم تحصیل ارز، شناساندن تولیدات و محصولات داخلی، نفوذ دربازار و گسترش بازارهای صادراتی، سرعت در گردش پول و به تبع آن اشتغال پویا و به عبارتی دیگر منابع صادرات غیر ملموس و نامرئی تلقی می شود. صنعت گردشگری ایران در سال 2005 10% از کل GDP را شامل شده که این آمار با آن چه پتانسیلهای ما اعم از گردشگری سلامت، اکوتوریسم، ژئوتوریسم ، بوم گردی و …. تلقی می شود، نشان از آن چیزی است که می تواند بشود و بار اقتصاد ایران را به دوش بکشد.
حال امروز اقتصاد تک محصولی، کارشکنیهای دلار آلود، حضور بین 10 کشور توریستی دنیا، پنجمین کشور تاریخی جهان را در یک سبد هماهنگ در نظر بگیریم. ابزار صلح و گفتگو و تقویت هویت فرهنگی کشورها را نیز نادیده نگیریم؛ ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که اگر ما را تقابلی با استکباراست چه جنگی زیباتر از این که وقتی طبق نظر بسیاری از کارشناسان، گردشگر خارجی با 25 % حس امنیت به ایران وارد و با 95% حس امنیت خارج می شود. این ظرفیت از منظر اقتصادی بازاریابی دهان به دهان و سینه به سینه و از منظر اجتماعی سفیران فرهنگی این مرز و بوم را رقم می زند.
مگر نه این است که مقام معظم رهبری در بیانات ارزشمند خود اقتصاد مقاومتی را کاهش وابستگی به صنعت نفت و این وابستگی را میراث شوم صد ساله ما قلمداد کردند.پس ما را چه می شودکه این ابزار توسعه برون زا و مسیر تحصیل ارز و رونق اشتغال، در مسیر اجرا تحت بورکراسی اداری طاقت فرسا، مغفول ماندن میراث معنوی و ناملموس و از همه مهم تر عدم ارادهی قابل رویت جهت بکارگیری این توان بالقوه قرار می گیرد.
حال اگر غیر از این بود قطعاً ما از دو چشم بینا برخورداریم. این دلنوشته توآم با دغدغه در کنار همه کارشناسان و فعالان حوزه گردشگری است که احتیاج به حمایت معنوی همراه با اراده و ایمان در جهت منافع ملی دارند که مصداق اقتصاد مقاومتی به معنی تشخیص حوزههای فشار و تلاش برای کنترل و بی اثر کردن تآثیرات و تبدیل تهدیدات به فرصت است.
سخن کوتاه تر اینکه باور کنیم در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی ،توسعه کمی و کیفی گردشگری باظرفیت های موجود سهل الوصول ترین مسیر است.باید باور کنیم چرا که قدم اول باور خودماست و می توان گفت صدای عمل قطعا رساتر از حرف است.

















































































































































































































