حسن صانعی پور فوتبال مدرن می گوید ؛ داشتن یک برنامه بلند مدت با اجرای آن در مقاطع کوتاه و تدریجی، هم آینده را تضمین کرده و هم شرایط روز را به سامان می کند. گرچه کلیت فوتبال ایران مورد انتقاد بوده و نمی توان با قاطعیت در مورد برنامه های تدوین شده به امیدواری […]

حسن صانعی پور
فوتبال مدرن می گوید ؛ داشتن یک برنامه بلند مدت با اجرای آن در مقاطع کوتاه و تدریجی، هم آینده را تضمین کرده و هم شرایط روز را به سامان می کند. گرچه کلیت فوتبال ایران مورد انتقاد بوده و نمی توان با قاطعیت در مورد برنامه های تدوین شده به امیدواری رسید و نظریه صادر کرد، زیرا فوتبال ایران درگیر لحظاتی شده است و تغییرات به صورت آنی و لحظه ای اتفاق می افتد.
در روزهای اخیر واژه کم پولی و یا بی پولی پرکاربردترین کلمه فوتبال ایران شده است و دست بدست و مدیر به مدیر از آن گله مند بوده و تمام کم کاری ها و نواقص مدیریتی را متاثر از آن میدانند. بی آنکه مسایل و موارد حاکم بر یک باشگاه تفکیک و با حضور متخصصان امر مورد بررسی قرار گیرد و در پایان هم معمولا با پاسکاری های موسوم توپ به زمین دیگری رفته و پاسخی روشن ارایه نمیگردد.
اعتراضات هوادار در فضای مجازی که از هیچ منبع درستی نشات نمی گیرد، پستها رنگانگ مدیران و پیشکسوتان و بعضی حامیان خاص، خبر استعفای هیئت مدیره، قول های به ثمر نرسیده اعضای باشگاه و هزارتوی داستان نافرجام استقلال در این دوران، نمای زیبا و شکیلی از قدیمی ترین باشگاه ایران ارایه نمی دهد.
در این چند روز، آمدن استراما قطعی شد و بعد همسرش موافقت نکرد و سپس در بندهای قرارداد اختلاف بوجود آمد و آنگاه همکاری او منتفی شد و در این لابلا مجیدی گزینه تیم امید شد، خبرگزاریها در اخباری متناقض چندین بار آندره را تا فرودگاه تهران آوردند و برگرداندند و در انتها بیانیه باشگاه در متناقض ترین حالت خود، نه آمدن و نه نیامدن را تایید نکرد و فاجعه بارتر اینکه هنوز و هنوز گزینه‏های دیگر هم تحت بررسی هستند.
داستان آنجا جالب تر و حتی مضحک تر می شود که کمیته فنی و اعضای آن در مصاحبه های خود از عدم دخالت در تعیین سرمربی حرف زده و در مقابل هیات مدیره از دخالت آنان نیز تلویحا سخن می راند.
در این بین مشخص نشد هدف از ترانسفر صیاد منش چه بود، چرا این بازیکن در انتهای فصل مورد استفاده مربیان قرار نگرفت، و اینکه مصدومیت و یا سرماخوردگی وی تا چه حد بوده و از همه مهمتر شاخص دعوت وی به تیم ملی چه بوده است. مجموعه ای از روایت ها و حدیث ها که شک و شبهه را در نزد هر هوادار و هر اهل فن و هر فوتبال دوستی ،برانگیخته و دیدگاه را در سلامت آن دچار تردید میکند.(دم خروس یا قسم حضرت عباس)
آن طرف تر با خارج شدن بعضی عوامل حمایت کننده ، این داستان در مورد پرسپولیس هم صادق است، بازیکنانی که در این تیم مطرح شدند و سرمربی ای که فصول موفقیت آمیزی را در آن پشت سر گذاشت، با پیشنهاد وسوسه انگیز الاهلی عربستان به یکباره علاقه خاص خود را به شال قرمز فراموش کرده و حتی به پیشنهادات داخلی نیز فکر می کند، نتیجه ای که گرفته می شود جز این نخواهد بود که نظام حاکم بر اقتصاد موجود در فوتبال ایران،(به طبع اقتصاد پر نوسان کشور) بر بی ثباتی شرایط و سردرگمی مدیران دامن زده و باتلاقی از ندانم کاری و چه باید کردها را برآنان تحمیل کرده است. حال شاهد هستیم که فلان و فلان بیانیه داده اند که عاشق سینه چاک هستند و شنیده میشود که بعضی با واریز مبلغی ،شرایط را برای ماندن پاتوسی فراهم کرده اند، و بازار فحاشی و اعتراضات مجهول هم که علی برکت الله فراوان شده است. و آنچه اصل قضایا است و مدنظر همه دلسوزان است بدست فراموشی سپرده شده است.
سوال میکنیم؛ حرف حساب مدیران ورزشی ما و به خصوص باشگاه استقلال چیست؟ دورنمای این باشگاه و دیگر باشگاه های «حرفه ای» ایران کجاست؟ به کجا چنین شتابان؟! برنامه مدون آنان برای بلند مدت را نه دیده و نه شنیده ایم، آکادمی های رها شده را کجای منطق مان بگذاریم، استعدادیابی های نبوده را چگونه توجیح نماییم، تیمهای پایه باشکاه را کجا رویت کنیم و پایگاههای شهرستان را در کدام شهر ردیابی نماییم؟!هزار پرسش بی جواب اندر حکایت فوتبال ایران.