هومن حکیمی دبیر گروه فرهنگی موسیقی؛ به خصوص موسیقی پاپ، در کشور ما همچون دیگر شاخه‌های هنری، همواره فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده است. چیزی شبیه به سینمایمان که در دوران پس و پیش از انقلاب رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفت اما موسیقی پاپ علی‌رغم شباهت‌ها، به دلیل تفاوت‌های ساختاری با هنر […]

هومن حکیمی
دبیر گروه فرهنگی

موسیقی؛ به خصوص موسیقی پاپ، در کشور ما همچون دیگر شاخه‌های هنری، همواره فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده است. چیزی شبیه به سینمایمان که در دوران پس و پیش از انقلاب رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفت اما موسیقی پاپ علی‌رغم شباهت‌ها، به دلیل تفاوت‌های ساختاری با هنر و مدیوم سینما -به‌ویژه به دلیل استفاده بیشتر و مختصر و مفیدتر از ادبیات و کلام لحظه‌ای- کمتر از سینما دچار تغییر شد. این مسئله البته نافی تغییرات صورت گرفته در موسیقی پاپ کشورمان در دوران پس از انقلاب اسلامی نیست، کما اینکه از ۱۳۵۷ تا اواسط دهه هفتاد، موسیقی پاپ در ایران تقریبا به محاق رفت و از حدود سال ۱۳۷۵ بود که دوباره و با ظهور ترانه‌سرایان داخلی و خوانندگانی همچون «خشایار اعتمادی»، «شادمهر عقیلی»، «قاسم افشار»، علیرضا عصار» و… احیا شد و به چرخه موسیقی کشور بازگشت. این روند البته در ادامه اگرچه تداومی ظاهری داشت اما همواره روند صعود و نزولش آشکار و قابل لمس بود؛ گاه در اوجی نسبی و گاه در نزولی محسوس، اما به‌هر حال وجود داشت و دارد.
در مسیر پر فراز و نشیب موسیقی پاپ، پس از فروغ خوانندگانی که در ابتدای مطلب به نامشان اشاره شد، جوانان دیگری نیز ترغیب شدند تا به عرضه تولیدات موسیقایی خود بپردازند و از فضای زیرزمینی به سمت بازار و بدنه موسیقی کشور حرکت کنند. یکی از این خوانندگان هم جوانی بود با صدایی متفاوت و زخمی که از همان ابتدا با انتشار موسیقی‌های «ساخته شده در خانه» و انتشار آنها در فضای عمومی (بدون مجوز) توانست محبوبت زیادی به دست آورد؛ «محسن چاوشی»، خواننده خوزستانی که در آن زمان همراه با محسنی دیگر (یگانه) طرفداران زیادی به دست آوردند و امروز که سال‌ها از آن دوران گذشته، همچنان و این بار به طور رسمی در فضای موسیقی کشور فعالیت می‌کنند.

آخه من کجا برم؟
چاوشی با همان کارهای اولی و خامش نشان داد که به دنبال ایجاد تفاوت در موسیقی پاپ ایران است. انتخاب اشعاری خاص با موضوع‌ها و مضامینی کمی متفاوت -اگرچه در ابتدا به جاده خاکی هم می‌زدند مثل «نفرین (۱۳۸۳)» و «خودکشی ممنوع (۱۳۸۴)» و…- که همراه می‌شد با جنس خاص صدایش، به سرعت او را در میان بخش زیادی از جامعه و به‌خصوص مخاطبان جوان موسیقی، به شهرت و محبوبیت رساند. چاوشی حتی در ارائه محتوای عاشقانه هم روندی کمی متفاوت با آنچه در آن زمان باب بود، در پیش گرفت و هرچند، شروع کارهایش، مرحله آزمون و خطا بود، اما نشان‌دهنده ظهور خواننده‌ای بود که قرار نیست همیشه در جهت آب شنا کند. در آن سال‌ها انتشار آهنگی در وصف بارگاه امام رضا (ع) اتفاقی جالب توجه بود که مورد استقبال زیادی قرار گرفت و هنوز هم طرفدار دارد و به نوعی، زمینه‌ساز ورود چاوشی به فضای رسمی موسیقی کشور شد.

تنظیم می‌کنم پس هستم
از ویژگی‌های دیگر چاوشی این بود و است که علی‌رغم کار با آهنگسازان و تنظیم‌کننده‌های مختلف در آلبوم‌ها و تک آهنگ‌هایش، اما معمولا اغلب ساخت و تنظیم آهنگ‌ها را خود بر عهده دارد و این مسئله، اگرچه گاه او را به ورطه تکرار خودش رسانده ولی باعث شده که هماهنگی خاصی بین محتوای اشعار و جنس صدا و تنظیم‌ها به وجود بیاید و تقریبا امضایی مشخص از این «پکیج» را به همراه داشته باشد. ضمن اینکه انتشار آلبوم «لنگه کفش» او در سال ۱۳۸۵ که البته به شکل بدون مجوز رخ داد و دارای تنظیم و اشعاری جذاب (در آن مقطع برای مخاطب) بود، جایگاه او را بیش از پیش در بین علاقه‌مندان به تنوع در موسیقی پاپ تثبیت کرد.

ادامه و ادامه و محبوبیت
چاوشی با موسیقی فیلم «سنتوری»، چندین گام رو به جلو را پیمود؛ چه به لحاظ سبک و چه از نظر بیشتر دیده شدن. این آلبوم ابتدا به شکل بی‌مجوز و سپس در سال ۱۳۹۰ به شکل رسمی در بازار منتشر شد و اغلب، یکی از دلایل مهم اقبال فیلم «داریوش مهرجویی» را مربوط به موسیقی و ترانه و خواننده‌اش دانستند. چاوشی سپس تا سال ۱۳۹۳ تقریبا هرسال یک آلبوم جدید را به بازار عرضه کرد و هر بار هم با اقبال و فروش خوبی مواجه شد. او تقریبا از «یک شاخه نیلوفر» و قطعا در «ژاکت»، رو به سبک راک هم آورد و -شاید-جزو سردمداران تلفیق پاپ-راک شد.

قایق‌ها و پاروها
سال ۱۳۹۳ را شاید بتوان اوج پختگی محسن چاوشی دانست. انتشار آلبوم «پاروی بی‌قایق» و اقبال بسیار زیاد مخاطب به آن، نشان داد که میخ چاوشی دیگر کاملا در موسیقی ایران فرو رفته است. تنوع موجود در این آلبوم و استفاده از ترانه‌ها و ترانه‌سراهایی که صاحب زبان جدید و متفاوتی در ادبیات و شعر محاوره شده بودند و تنظیم‌های اثرگذار، اتفاق خوبی در موسیقی پاپ ایران بود و هنوز، این آلبوم شنیده و قطعه‌هایش زمزمه می‌شود.

خاصیت ترانگی
چاوشی هر چه جلوتر رفت، ترجیح داد که در انتخاب ترانه‌هایش نیز (مثل تنظیم‌هایش) خاص‌‌تر و محدودتر شود. او که در ابتدای شروع کار رسمی‌اش با ترانه‌سرایان متنوعی کار می‌کرد و از امیر ارجینی و روزبه بمانی و حسین صفا و… بهره می‌برد، به مرور به حسین صفا رسید. هماهنگی بین او و این ترانه‌سرا در جهت همان یکدستی پکیج چاوشی، البته نکته‌ای‌ست که امروز به همان اندازه که موافقان و طرفداران زیادی دارد، دارای منتقدانی نیز هست. بااین‌حال، همچنان یکی از ویژگی‌ها و نشانه‌های تفاوت چاوشی با دیگر هم‌صنفانش، انتخاب ترانه‌هاست که در مجموع همچنان سرپا و جذابند و در هیچ آلبوم دیگری از خواننده دیگری در این سبک مشاهده نمی‌شوند.

تک آهنگ‌های به موقع
محسن چاوشی در عین متفاوت بودن بسیار هم هوشمندانه رفتار می‌کند و با انتشار تک آهنگ‌های معمولا مناسبتی (چه مناسبت تقویمی و چه همگام با اتفاقات روز مردمی) همیشه حضور دارد و این انتظار را در جامعه و علاقه‌مندان ایجاد کرده که تا رویدادی رخ می‌دهد، چاوشی برایشان بخواند. این مسئله گاهی هم برای او دردسرهایی را ایجاد کرده اما همان هوشمندی ذاتی‌اش، باعث شده که تا به حال دچار چالش و مشکلی اساسی نشود.

جادوی تیتراژ و سریال و…
نمی‌شود از محسن چاوشی گفت و اشاره‌ای به حضورش در تیتراژ برخی برنامه‌های صداوسیما و سریال‌ها نکرد. نقطه اوج این ادعا هم آهنگ تیتراژ سریال «شهرزاد» است که بسیار گل کرد و این سریال پر مخاطب را بیش از پیش مطرح کرد.
البته این خواننده، مدتی است که کمتر در برنامه‌های صدا و سیما مشارکت می‌کند اما همچنان از گزینه‌های اصلی برنامه‌سازان برای اقبال و توجه بیشتر است.

ریسک‌پذیر و شجاع
شاید اصالت جنوبی‌اش و لمس جنگ باشد که از او یک خواننده جسور ساخته است. کسی که نه از تجربه‌های متفاوت می‌ترسد و نه از اینکه در کلام و آهنگسازی، جسارت به خرج بدهد. نکته‌ای که برای اقبال یک خواننده و آهنگساز پاپ که با عموم مردم سروکار دارد، یکی از ویژگی‌های مهم است که به دلایل فراوان در کشورمان فراموش و کمرنگ شده است. مردم، معمولا به هنرمندی که شجاعت دارد، بیشتر دل می‌بندند و تحقق بخشی از آروزهاشان را به اثر او گره می‌زنند و چاوشی در این بخش، بسیار موفق بوده است.

آقای شایعه و ابهام
محسن چاوشی تا به امروز حتی یک کنسرت هم برگزار نکرده و تعداد مصاحبه‌هایش با رسانه‌ها شاید به زحمت به تعداد انگشتان دست برسد. آنچنان هم به شکل فیزیکی در مجامع رسمی حضور پیدا نمی‌کند و… و همه اینها معجونی از ابهام را درباره‌اش ایجاد کرده که البته به نظر می‌رسد تا حد زیادی خودخواسته و آگاهانه بوده است. اینکه چون صدایش دستکاری شده، کنسرت برگزار نکرده است، تنها یکی از مهم‌ترین شایعاتی است که در این سال‌ها، حول‌و‌حوش این خواننده محبوب به وجود آمده و البته چندی پیش، او با انتشار کلیپی از اجرای زنده‌اش در استودیو، سعی کرد بعد از سال‌ها به این شایعه‌ها پاسخ مستدل بدهد.

اما ابراهیم…
محسن چاوشی در «من خود آن سیزدهم» (به طور کامل) و در «امیر بی‌گزند» (چند آهنگ) از اشعار کلاسیک ایران‌زمین به خوبی بهره برد و توانست تلفیق خوبی با موسیقی مدرن ایجاد کند که هم وجه کلاسیک و سنتی اشعار را حفظ کند و هم به لحاظ شنیداری و موسیقایی برای مخاطب جذاب شود.
در آخرین آلبومش؛ «ابراهیم»، این اتفاق اما به گونه‌ای دیگر و در ادامه همان ریسک‌پذیری، رخ داده است. به این شکل که فضای کلی آلبوم -البته به جز دو آهنگی که بالاخره مجوز نگرفت و به شکل دیگری در جامعه منتشر شد- دارای یک روح سنتی و کلاسیک‌گونه است که تا حدی همان فضای مثلا امیر بی‌گزند را تداعی می‌کند اما اشعار، همگی تالیفی و به قلم حسین صفاست. ۶قطعه این آلبوم؛ شاید به جز قطعه پنجم، همگی در بیان و کلام، فضایی دور از ترانه امروز و محاوره‌اند و اگرچه ثقیل به نظر می‌رسند اما با استادی تمام در دسترس و برای مخاطب قابل لمسند. اگرچه چاوشی در ابراهیم، از نظر تنظیم، کمی خودش را تکرار کرده -مقایسه کنید آهنگ‌های دوم و ششم ابراهیم را با آهنگ «یوسف» از آلبوم پاروی بی‌قایق-، اما هماهنگی بین اشعار حسین صفا با ذهنیت و صدای چاوشی و استفاده درست از سازها، به گونه‌ای بوده که این تکرار برای مخاطب آزاردهنده نمی‌شود. ابراهیم نقطه اوج و بلوغ چاوشی در فضایی است که از «من خود آن سیزدهم» آغاز کرده بود.

بیم‌ها و امیدها
اینکه محسن چاوشی بالاخره تن به خواسته هواداران پرشمارش می‌دهد و کنسرت برگزار می‌کند یا نه، اینکه صدایش کاملا طبیعی‌ست یا نه، اینکه او یک خواننده و آهنگساز منتقد است یا نه و اینکه آیا او فقط به خاطر هوشمندی‌اش است که در مارکت موسیقی ایران دوام پیدا کرده یا به خاطر توانایی حرفه‌ای و صدای خاصش…، همه و همه در برابر یک سوال مهم‌تر، کمرنگ می‌شوند؛ اینکه آیا او بعد از سال‌ها تجربه و آزمون و خطا و حالا که به نقطه‌ای از محبوبیت و موفقیت رسیده است، در ادامه هم به همین روند ادامه خواهد داد یا مثل خیلی‌های دیگر به ورطه تکرار و شاید فراموشی خواهد افتاد؟ سوالی که مطرح کردنش از نظر طرفداران آقای خاص موسیقی امروز پاپ داخل کشور، شاید بی‌ربط به نظر برسد اما دوستداران و حتی منتقدان محسن چاوشی، بی‌صبرانه منتظر پاسخ این سوالند؛ و البته انگار، تعداد آنهایی که دلشان موفقیت بیشتر چاوشی را می‌خواهد، خوشبختانه بیشتر است!
محسن چاوشی، دقیقا خود ابراهیم است؛ در چند قدمی آتش، و این خاصیت یک هنرمند جریان‌ساز است.