در حسرت دیدار با پرده نقره‌ای
در حسرت دیدار با پرده نقره‌ای
برای کشوری که صنعت سینمای آن در چندسال اخیر پیشرفت‌های شگرف و قابل‌توجهی داشته، در عرصه‌های بین‌المللی حضور پیدا می‌کند و در اقصی‌نقاط جهان مخاطب دارد، اصلا خوب نیست که مردم نزدیک به 1000 شهر کوچک و بزرگ خود را از لذت تماشای فیلم در سینما محروم نگه داشته باشد. براساس آمارهای مختلف، تعداد شهرهای بدون سینمای ایران بسیار زیاد و قابل‌توجه است. از جایی هم که آمارها هیچوقت در کشور ما داده‌های درست و متقنی در اختیار نگذاشته‌اند، بازه این شهرهای بدون سینما از 200 تا بیش از هزار شهر عنوان شده است. در متاخرترین داده، براساس آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران، تا سال 1402، 837 سالن سینما با ظرفیت 166859 نفر در کشور وجود دارد.

دور از انتظار نیست که عنوان سیستان‌وبلوچستان هم در میان استان‌های محروم از سینما خودنمایی کند. تا ده سال قبل در سیستان‌وبلوچستان با ۱۹ شهرستان، ۴ سینما در شهرهای زاهدان، زابل و چابهار وجود داشت که هر کدام بنا به دلایلی تعطیل شدند و تنها در حال حاضر از سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که خلأ بسیاری از کمترین استانداردهای یک سینما را داراست استفاده می‌شود. «اشراق»، جور نبود یک سینمای استاندارد در سطح استان را می‌کشد که آن هم با وجود اکران در ۳ سانس در ساعات ۱۷،۱۹ و ۲۱ نتوانسته است اقبالی میان مردم مرکز استان کسب کند.
محتمل‌ترین و در دسترس‌ترین تمهید مسئولان برای حل این معضل، راه‌اندازی سینماهای سیار بوده است. استفاده از سینمای سیار تحت‌عنوان درمان در شهرهای بدون سینما، بیشتر شبیه این است که در مکانی که چاه بالا زده و بوی تعفن فضا را پر کرده، از اسپری خوشبوکننده برای رفع مشکلات استفاده کنیم حال آنکه باید منبع تعفن را تعمیر کرد. سینمای سیار، درست است که آرزوی یک بار فیلم دیدن روی پرده نقره‌ای را برای مدتی تسکین می‌دهد، با این حال علاج نیست و دلایل آن هم مطول است.
نخستین دلیل آنکه سینمای سیار یعنی پخش فیلم موقت. اگر به هر دلیلی لحظه اکران، شرایط تماشای فیلم برای علاقمندان مهیا نباشد، فرصت تماشا از دست خواهد رفت. درحالی که افراد باید آزادی انتخاب داشته باشند که همچون ساکنان شهرهای دارای سینما، هرزمان تمایل داشتند بتوانند به تماشای فیلم بنشینند.
مشکل بعدی آن است که تمام فیلم‌ها توسط این سازه‌های سیار که عمدتا هم ماشین‌های سنگین هستند، اکران نمی‌شود. فیلم‌های سفارش‌شده که معمولا از حمایت‌های دولتی برخوردارند، در این سازه‌ها اولویت بالاتری برای اکران دارند. مبرهن است که سلیقه افراد قابل احترام است و آن‌ها باید بتوانند هر فیلمی را دوست داشتند به تماشا بنشینند حتی موقت.
نکته سوم که از همه مبرهن‌تر است، آن است که سینمای سیار هرچقدر هم که بتواند دائم در دسترس باشد و همه فیلم‌ها را اکران کند، باز هم اتمسفر سینما را ندارد و این یعنی افراد این شهرها باز هم لذت تماشای فیلم در سینما را احساس نمی‌کنند.
مشکل بعدی، اختلالی است که این سینماها در روند آمار فروش فیلم‌ها ایجاد می‌کند. سینماگری که معتقد است فیلمش پرمخاطب است باید این نکته را هم مدنظر قرار دهد که مردم تمام شهرها توانایی تماشای فیلم‌های او را ندارند. شهری که سینما ندارد، هزارویک گرفتاری دیگر هم دارد و به فرض که سینمای سیار با فول امکانات را هم به آنجا بردیم؛ تاثیری در جذب آنچنانی مخاطب نخواهد داشت و مخاطب زمانی جذب می‌شود که سینمای واقعی ساخته شود و اشتیاق ساکنان را برانگیزد.
در این راستا، موسسه بهمن سبز ابتدا در دوشاخه مجزا با عنوان فنی و تبلیغاتی تحت پوشش سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری آغاز به کار کرد و تا انتهای دهه هفتاد سینماهای کشور به‌صورت استانی مدیریت شدند.
از اواخر دهه هفتاد حوزه هنری تصمیم به اداره یکپارچه سالن‌های سینمایی در سطح کشور تحت یک مدیریت واحد اکران قرار گرفت تا امکان ایجاد جریان محتوایی یکپارچه را شکل دهد. به همین منظور در آذرماه سال ۱۳۸۳ موسسه بهمن سبز به ثبت رسید تا علاوه بر نمایش انواع فیلم‌های تبلیغاتی در سینماهای کشور به شکل انحصاری در سینماهای حوزه هنری تهران و شهرستان‌ها و انعقاد قرارداد و پخش تبلیغات در سینماهای خصوصی تهران و شهرستان‌ها، سالن‌های تحت اختیار خود را به‌صورت ستادی و زنجیره‌ای اداره کند.
تا اوایل سال ۱۳۹۰ که بحث توسعه و تجهیز سالن‌های سینمایی کشور هنوز تبدیل به امری جدی نشده بود، موسسه بهمن سبز عمدتاً در حوزه اختیارات خود به پخش و توزیع فیلم‌های سینمایی پرداخت، اما از سال ۱۳۹۲ این موسسه به فرآیند نوسازی و توسعه سالن‌های سینمایی ورود جدی یافت و به‌عنوان بزرگ‌ترین متولی سینماداری در ایران، وظیفه بازسازی، ساخت و تجهیز سالن‌های سینمایی را بر عهده گرفت.
هادی اسماعیلی، مدیرعامل بهمن سبز در این باره گفته است: «اکران سیار» یکی از روش‌های خلاقانه برای جذب مخاطبان خاموش سینمای ایران است. ما با راه‌اندازی این فرآیند توانستیم نسبت به سال گذشته که مخاطبانمان ۳۰۰ هزار نفر بودند، بیش از یک میلیون مخاطب را در ۷۵۰ اکران سیار پای تماشای فیلم‌ها بیاوریم. این جریان در سال ۱۴۰۳ به نسبت سال گذشته بیش از سه برابر رشد داشته است.
این یعنی رقم هرچند کم رونق جذب مخاطب به سینما را باید غنیمت دانست با این حال همین رفع نیاز کوتاه مدت، نباید باعث غفلت از ساخت سینما در شهرهای محروم شود.

  • نویسنده : سایه برین/ دبیر سرویس فرهنگ و اجتماعی