به گزارش جمله آنلاین، انتشار گزارشی از سوی یک رسانه روسی درباره آنچه «بزرگترین شبکه قاچاق سازمانیافته محصولات آرایشی و بهداشتی در غرب آسیا» خوانده شده، در ساعات گذشته به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات رسانهای تبدیل شده است.
در این گزارش ادعا شده که حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین ایران، به همراه چند فرد دیگر در رأس شبکهای قرار داشتهاند که سالها در حوزه واردات و قاچاق محصولات آرایشی و بهداشتی فعالیت کرده است. همچنین از کشف دو کشتی حامل کالاهای قاچاق در جریان جنگ اخیر و نیز توقیف چند محموله در سال گذشته سخن گفته شده است.
با وجود بازتاب گسترده این ادعا در فضای مجازی و برخی رسانههای داخلی، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، فقدان تأیید رسمی از سوی نهادهای مسئول است. تاکنون نه قوه قضائیه، نه ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، نه گمرک جمهوری اسلامی ایران و نه سایر دستگاههای امنیتی و قضایی، اطلاعیه یا گزارشی درباره وجود چنین پروندهای منتشر نکردهاند. همین مسئله سبب شده است که این گزارش، بیش از آنکه یک پرونده قضایی اثباتشده باشد، در حد یک ادعای رسانهای باقی بماند.
با این حال، فارغ از صحت یا نادرستی ادعاهای مطرحشده، اصل موضوع قاچاق گسترده لوازم آرایشی و بهداشتی در ایران، موضوع تازهای نیست. طی سالهای گذشته بارها پلیس امنیت اقتصادی، سازمان غذا و دارو و ستاد مبارزه با قاچاق کالا از کشف محمولههای بزرگ محصولات آرایشی قاچاق خبر دادهاند. تنها در روزهای اخیر نیز پلیس امنیت اقتصادی استان سمنان از کشف هزاران قلم کالای قاچاق در این حوزه خبر داد؛ موضوعی که نشان میدهد بازار لوازم آرایشی همچنان یکی از جذابترین بازارها برای شبکههای قاچاق است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند حجم بالای مصرف لوازم آرایشی در ایران، اختلاف قیمت کالاهای اصلی با نمونههای قاچاق، محدودیتهای وارداتی و سود بسیار بالای این تجارت، زمینه شکلگیری شبکههای سازمانیافته را فراهم کرده است. به همین دلیل، هر از گاهی خبر کشف انبارها، محمولهها یا شبکههای توزیع این کالاها منتشر میشود و دستگاههای مسئول نیز از برخورد با این شبکهها خبر میدهند.
اما آنچه گزارش اخیر را از پروندههای معمول قاچاق متمایز کرده، نامهایی است که در آن مطرح شدهاند. هنگامی که نام یک رئیسجمهور سابق یا مقامات دیپلماتیک در یک گزارش رسانهای مطرح میشود، حساسیت افکار عمومی چند برابر خواهد شد. در چنین شرایطی، صرف انتشار یک خبر بدون ارائه اسناد قابل اتکا، نهتنها به روشن شدن حقیقت کمک نمیکند، بلکه زمینهساز گسترش شایعات، دوقطبیهای سیاسی و قضاوتهای زودهنگام نیز خواهد شد.
از منظر رسانهای نیز این پرونده نمونهای از پدیدهای است که طی سالهای اخیر بارها مشاهده شده است؛ انتشار یک ادعا در یک رسانه خارجی و سپس بازنشر گسترده آن در شبکههای اجتماعی و رسانههای داخلی، بدون آنکه مدارک مستقل یا تأییدیه رسمی در دسترس باشد. سرعت انتشار اخبار در فضای مجازی باعث میشود که گاهی خودِ خبر، پیش از آنکه صحتسنجی شود، به یک واقعیت ذهنی برای بخشی از افکار عمومی تبدیل شود.
در مقابل، اگر چنین پروندهای واقعاً وجود داشته باشد، انتظار طبیعی این است که دستگاههای مسئول با انتشار جزئیات، اسناد و روند رسیدگی قضایی، ابهامات را برطرف کنند. پروندهای با ابعاد ادعایی مطرحشده، نمیتواند صرفاً در حد گزارش یک رسانه باقی بماند، بلکه نیازمند اطلاعرسانی رسمی، شفاف و مستند است تا امکان قضاوت مبتنی بر واقعیت برای افکار عمومی فراهم شود.
از سوی دیگر، سکوت طولانیمدت نیز میتواند زمینهساز گمانهزنیهای بیشتر شود. تجربه پروندههای بزرگ اقتصادی نشان داده است که نبود اطلاعرسانی دقیق، معمولاً فضای رسانهای را در اختیار روایتهای غیررسمی قرار میدهد؛ روایتهایی که گاه با واقعیت فاصله زیادی دارند و میتوانند بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.
نکته قابل توجه دیگر، همزمانی انتشار این گزارش با تحولات سیاسی و امنیتی منطقه است. برخی تحلیلگران معتقدند انتشار چنین اخبار حساسی در مقاطع پرتنش، میتواند صرفاً یک اقدام رسانهای با اهداف سیاسی یا در چارچوب جنگ روایتها باشد؛ موضوعی که ضرورت بررسی دقیقتر منابع خبر، اسناد ادعایی و انگیزههای انتشار آن را دوچندان میکند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که اگر اسناد معتبری در این زمینه وجود داشته باشد، باید بدون توجه به جایگاه افراد، روند رسیدگی قضایی با شفافیت کامل انجام شود.
در نهایت، فارغ از اینکه این ادعاها در آینده تأیید یا رد شوند، یک اصل خدشهناپذیر باقی میماند؛ در نظام اطلاعرسانی حرفهای، اصل بر بیگناهی افراد تا زمان اثبات جرم در دادگاه صالح است. رسانهها وظیفه دارند میان «ادعا» و «حکم قطعی» مرز روشنی ترسیم کنند و از تبدیل گزارشهای اثباتنشده به واقعیتی مسلم در افکار عمومی پرهیز کنند.
از سوی دیگر، مبارزه با قاچاق کالا، بهویژه در حوزه لوازم آرایشی و بهداشتی، همواره یکی از مطالبات فعالان اقتصادی و نهادهای نظارتی بوده است. شفافیت در روند رسیدگی به پروندههای اقتصادی، اطلاعرسانی مستند و پاسخگویی به افکار عمومی میتواند علاوه بر مقابله مؤثر با فساد، از شکلگیری شایعات و روایتهای غیرمستند نیز جلوگیری کند.
اکنون افکار عمومی در انتظار پاسخ به چند پرسش اساسی است؛ آیا دستگاههای مسئول وجود چنین پروندهای را تأیید خواهند کرد؟ آیا اسناد ادعایی رسانه روسی منتشر میشود؟ و اگر این گزارش فاقد پشتوانه مستند باشد، آیا تکذیب رسمی و شفاف از سوی مراجع ذیربط یا افراد نامبرده منتشر خواهد شد؟ پاسخ به این پرسشها میتواند مشخص کند که این ماجرا آغاز یک پرونده بزرگ اقتصادی است یا صرفاً یکی دیگر از جنجالهای رسانهای روزهای اخیر.
انتهای پیام/















































































































































































































