به گزارش «جمله» ماجرای لابیگریهای مجلس یازدهمیها خیلی پیشتر از آنکه درهای ساختمان هرمی به روی اهالی آن باز شود شروع شد؛ همان زمان که دعوای قدرت بالا گرفته بود و هر روز تعداد داعیهداران برای کرسی ریاست بیشتر میشد. چهرههایی که بی نام و نشان نبودند و قبلا در این دریای مواج […]

به گزارش «جمله» ماجرای لابیگریهای مجلس یازدهمیها خیلی پیشتر از آنکه درهای ساختمان هرمی به روی اهالی آن باز شود شروع شد؛ همان زمان که دعوای قدرت بالا گرفته بود و هر روز تعداد داعیهداران برای کرسی ریاست بیشتر میشد. چهرههایی که بی نام و نشان نبودند و قبلا در این دریای مواج سیاست بارها اسمشان به گوش خورده بود؛ محمدباقر قالیباف از همان سلبریتیهای مجلس بود که چند هفته مانده به افتتاحیه مجلس آزمون قدرت لابیگریاش شروع شد.
پایگاه خبری «خبرآنلاین» در همین رابطه نوشت: هرچند قالیباف در میان طیفی از اصولگرایان برو بیایی دارد اما با نقشآفرینی مخالفانش کار او سختتر شد و برای همین دست به دامن نمایندگان دیگر شد تا برای او رای دست و پا کنند. هرچند او در این بازی اولین پیروزیاش را به دست آورد اما این پیروزی اولیه بیشتر از آنکه مدیون قدرت لابی قالیباف باشد مدیون بازوهای لابیستی بود که شهردار اسبق به آنها تکیه کرد و توانست خودش را به سکوی بهارستان برساند؛ افرادی چون علیرضا زاکانی، نادران و …از سوی دیگر مصطفی میرسلیم که زمانی در دولت هاشمی و خاتمی ایفای نقش کرده بود و بعد از آن در جریان انتخابات ۹۶ به یک سلبریتی سیاسی تبدیل شد اما سرنوشتش با عاقبت مهمترین سلبریتی اصلاح طلب مجلس دهم یعنی محمدرضا عارف بیشباهت نبود.
میرسلیم هم مانند عارف با وجود آنکه چهره شناخته شده مجلس محسوب میشود اما به نظر می رسد چندان از قدرت لابی برخوردار نیست و این مُهر مردودی بود که در ماجرای انتخابات هیات رئیسه به عنوان اولین آزمونش در کارنامه او ثبت شد. رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه که برای رئیس مجلس شدن خیز برداشته بود در جریان رقابت با قالیباف و فریدون عباسی حتی رایی کمتر از احمدینژادیهای مجلس آورد و توانست فقط ۱۲ رای روانه سبد خود کند.
میدانداری وزرای احمدینژاد
حضور احمدینژادیها و تکمیل حلقه پارلمانی آنها روی دیگر سکه لابیگری در گود مجلس یازدهم بود که در بین آنها اسم حمیدرضا حاجیبابایی و علی نیکزاد بیشتر از همه شنیده شد. حاجیبابایی که در مجلس هفتم و هشتم هم دستی بر آتش لابیها داشت در این دوره با قدرت و اعتماد به نفس بیشتری شروع به فعالیت کرد. هرچند قدرت لابی او در مقایسه با بازوهای لابیست قالیباف نتوانست موفقیتی کسب کند اما بازی پایاپایی را در جنگ قدرت مجلس از خود نشان داد.
علی نیکزاد وزیر مسکن دولت احمدینژاد نیز از همان افرادی بود که با لابیگری که بخشی از آن به لطف آذری زبان بودنش بود، توانست در میان اعضای هیات رئیسه جایی برای خود باز کند و بر کرسی نائب رئیسی مجلس یازدهم تکیه بزند.
البته اینها تنها لابیگرهای مجلس یازدهم نیستند و نمیتوان از کنار سابقهداران پارلمانی که به زیر و بمهای مجلس آشنا هستند و قاعده بازی پارلمانی را به خوبی میدانند عبور کرد. علیرضا زاکانی و مرتضی آقاتهرانی از همان دست نمایندگانی هستند که با شناخت فراز و فرودهای مجلس در لیست مهمترین لابیمنهای این دوره قرار گرفتهاند.
مرتضی آقاتهرانی دبیرکل جبهه پایداری که پیش از این به اصولگرایان ضربه شستی نشان داده بود و یاداوری کرده بود که توانایی بر هم زدن بازی آنها را دارد در لیست لابیگرهای مجلس یازدهم قرار میگیرد و اتفاقا ساز موافق او با وزرای احمدینژاد بود که اول ترس رئیس نشدن را به جان قالیبافیها انداخت و در مرحله بعد، نیکزاد را راهی هیات رئیسه کرد.
بازماندگان لابیستهای اصلاحطلب
مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز و نائب رئیس مجلس دهم یکی از سلبریتیهای معروف مجلس یازدهم است که هم حرفش در میان اصولگرایان خریدار دارد و هم جایگاه و پایگاهی در میان ترکنشینان مجلس به دست آورده است. پزشکیان هم بالا و پایین مجلس را از ۱۲ سال پیش به خوبی دیده بود و حالا چهارمین دوره نمایندگیاش را سپری میکند و می تواند از قدرت لابی گری خود در بزنگاه ها بهره بگیرد.
غلامرضا تاجگردون هم که این روزها ماجرای اعتبارنامهاش جدال تازهای در مجلس به راه انداخته است جزو بازماندگان مجلس دهم و آخرین اصلاحطلبان باقی مانده در میدان پارلمان است البته او با ماجراهای اخیر در گوشه رینگ قرار گرفته است اما این دلیلی بر انکار قدرت لابی نماینده گچساران نیست. او که در مجلس دهم بازوی لابیگری اصلاح طلبان محسوب میشد حالا در میدان مجلس یازدهم و لشکر اصولگرایان باید قدرتش را به نمایش بگذارد.
۱۲ سال نقشآفرینی باهنر، حدادعادل و ابوترابی فرد
با تحولات سیاسی مربوط به پایان دوره ششم که به ردصلاحیت جمع زیادی از نمایندگان اصلاح طلب انجامید، در این دوره، نقش لابیستهای راستگرا بار دیگر برجسته شد و این بار جریان موسوم به آبادگران، در رایزنیهای پارلمانی دست برتر را در اختیار داشتند. در این دوره بود که گوشهنشینان مجلس ششم همچون غلامعلی حدادعادل و حمیدرضا حاجی بابایی در کنار چهرههای دیگری توانستند لابیمنهای برجسته پارلمان نام بگیرند.
محمدرضا باهنر نیز یکی از نمایندگانی بود که از همان مجلس دوم تا مجلس نهم در پارلمان حضور داشت؛ به زیر و بمهای مجلس را خوب میشناخت او که روند تاثیرگذاریاش از مجلس چهارم به خوبی آشکار شده بود از مجلس هفتم و کمرنگ شدن حضور اصلاحطلبان به اوج خود رسید. گرچه باز هم نمیتوان از کنار نام چهرههایی چون محمد خوش چهره، توکلی و افروغ نیز در مقاطعی به خوبی نقش نماینده پرنفوذ در پارلمان را ایفا کردند به راحتی عبور کرد.درکنار باهنر، محمدحسن ابوترابی فرد به عنوان چهرهای اصولگرا اما قابل احترام در میان اصلاحطلبان نیز از دیگر لابی من های مجالس هفتم تا نهم بود.
در مجالس هشتم و نهم اما اگرچه همچنان اصولگرایان اکثریت پارلمان را در اختیار داشتند اما لابیگرهای اصلی مجلس، نه حدادعادل یا حاجی بابایی بلکه چهرههایی تازه نفستر چون علی لاریجانی بودند که به کمک محمدرضا باهنر و حسن ابوترابیفرد تلاش میکردند در دوران پرتنش ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد همچنان موازنه سیاسی در پارلمان را حفظ کنند.
مجلس دهم حدفاصل سلبریتی تا لابیمن
مجلس دهم در حالی روی کار آمد که ۱۲ سال اصولگرایان قدرت بیحد و حصر پارلمان محسوب میشدند اما وقتی حسن روحانی با ائتلاف اصلاحطلبان و اعتدالگرایان سکان قوه مجریه را به دست گرفت ایده تغییر ترکیب مجلس نیز قوت گرفت تا اینکه در جریان انتخابات سال ۹۴ چهرههای جدیدی وارد ساختمان هرمی بهارستان شدند. حالا دیگر از لابیمنها و سلبریتیهایی مانند باهنر، ابوترابیفرد و حداد عادل خبری نبود. هرچند چهرههای نامآشنا دیگر در این مجلس حضور نداشتند اما فضای جدید باعث شد تا قدرت لابی چهرههایی که تا امروز در این میدان حضور کمتری داشتند شکوفا شود.محمدرضا عارف و علی مطهری سلحشوری از چهرههایی بودند که به سلبریتیهای مجلس دهم معروف شدند اما نمیتوان آنها را در لیست لابیمنهای مجلس دهمی قرار داد. از سوی دیگر غلامرضا تاجگردون و محمدرضا تابش از جمله افرادی بودند که قدرت لابی آنها در میان ضعف اصلاحطلبان مجلس دهم شکوفا شد و توانستند در این میدان ظهور و بروز کنند.از سوی دیگر محمدرضا حاجی بابایی و مجتبی ذوالنوری افرادی بودند که نقش بسیج نیروهای اصولگرایی را بر عهده داشتند.
مجلس یازدهم هنوز تازه نفس است و با تغییرات حداکثری در مقایسه با مجلس قبلی روی کار آمده است، مجلسی که نام برخی چهره ها دائما در آن تکرار می شود. حال باید دید این چهره ها در حد یک «سلبریتی سیاسی» باقی خواهند ماند یا «لابی من» های پارلمان یازدهم خواهند شد.












































































































































































































