سیاست به «نوسان فشارخون» دچار شد
سیاست به «نوسان فشارخون» دچار شد

  گروه سیاسی اوضاع سیاسی از نظر فعالیت احزاب و برگزاری میتینگ‌های حزبی و جولان جوانان و رفت و آمد نخبگان و کسانی که در این میدان ریش و موی خود را سپید کرده‌اند به سطحی از رکود رسید که بی‌راه نیست اگر بگوییم به قهقرا رفتیم و گویا هنوز هم داریم می‌رویم در حالی‌که […]

 

گروه سیاسی

اوضاع سیاسی از نظر فعالیت احزاب و برگزاری میتینگ‌های حزبی و جولان جوانان و رفت و آمد نخبگان و کسانی که در این میدان ریش و موی خود را سپید کرده‌اند به سطحی از رکود رسید که بی‌راه نیست اگر بگوییم به قهقرا رفتیم و گویا هنوز هم داریم می‌رویم در حالی‌که تا همین چهار سال قبل، در زمان انتخابات‌هایی چون انتخابات ریاست‌جمهوری و همچنین در فاصله زمانی که دولت جدید، استقرار می‌یافت شاهد نشاط سیاسی بی‌سابقه در پایتخت و حتی در مراکز استان‌ها بودیم که تلاش داشتند به دولت جدید، خط بدهند و از سوی دولت جدید نیز نمایندگان و رجالی در این نشست‌ها حاضر می‌شدند و تلاش داشتند امید به فضایی روشن را به جامعه به‌ویژه به جوانان بدهند.
در دو سال منتهی به انتخابات ۱۴۰۰ هم به علت شیوع «پاندمی کرونا» این برنامه‌ها ممنوع و محدود شد و هم مهم‌تر از آن عملکرد بسیار بد و نامطلوب اقتصادی دولت تدبیر و امید که بارها گفتیم و نوشتیم که کشور و اقتصاد را رها کرده و مانند تیمی که هشت گل خورد، تنها منتظر سوت پایان بازی بود و هیچ برنامه‌ای نداشت، روزها و شبهایش را با گفتاردرمانی می‌گذراند و همین رویه دولت حسن روحانی به رواج یأس و نومیدی در همه حوزه‌ها از اقتصاد تا فرهنگ و از سیاست تا رسانه منجر شد.
بسیاری از ما تصور می‌کردیم با تغییر دولت و آغاز به کار دولت سیزدهم، اوضاع از این خمودگی و رخوت بیرون می‌آید و موجی از نشاط سیاسی در میان مجامع اصولگرا و جامعه جوانان و فعالان اجتماعی که خیلی سیاست‌زده نیستند، به راه خواهد افتاد اما دو ماه از استقرار دولت جدید گذشت و کابینه و مدیران وزارت‌خانه‌ای و همچنین برخی استانداران مشخص و به کار خود مشغول شدند اما همچنان در بسیاری از استان‌ها و ازجمله در مجامع علمی و دانشگاهی و مراکز مهم پایتخت نیز اوضاع تغییری نکرده و گویا نوعی بدبینی نهادینه شده نسبت به آینده ساختار سیاسی کشور احساس می‌شود و حتی گروه‌های برنده در انتخابات ۱۴۰۰ نیز تمایلی به کنش‌گری سیاسی و جریان‌سازی رسانه‌ای ندارند.
حالتی که امروز ساحت سیاسی کشور را در خود گرفته بی‌شباهت به «انسداد و انقباض» سیاسی نیست و به‌رغم این‌که از نظر بسیاری از مدیران ارشد دولتی و همفکران آنان، امری بدیهی و معمول است و خود‌به‌خود درست خواهد شد، ما بر این باور هستیم که می‌تواند خطرناک باشد چون به این زودی نخواهد رفت اگر برایش برنامه نداشته باشیم.
این حالت در دموکراسی مانند بیماری «نوسان فشار خون» است که گروه‌های سیاسی در برخی مقاطع، فعالیت سیاسی حداکثری دارند و در مقطع زمانی دیگر، از کمترین کنش‌گری و مشارکت سیاسی امتناع دارند و به باور من باید زنگ‌ها به صدا در آید و اقدامی برای شکستن این فریاد سکوت انجام گیرد چون ادامه و استمرار این سکوت از سوی سیاسیون و فعالان حزبی موجب یأس بیشتر مردم عادی خواهد شد.
روزی روزگاری در همین دو دهه قبل و در هنگامه هر نوع انتخاباتی، افرادی از شهر و روستا برای دیدن نامزد مورد علاقه خود و یا شنیدن صدای لیدرهای سیاسی هم‌فکر با خود و حتی شنیدن صدای اعتراض مخالفان، از صبح تا پاسی از شب در کنار خیابان بودند و امروز حتی بزرگترین میتینگ‌ها با حضور حداقلی شهروندان برگزار می‌شود یا در فضای مجازی مدیریت می‌گردند.
به نظر ما دولت سیزدهم لازم است طرح و تدبیری بیندیشد تا نشاط سیاسی را به جامعه بازگرداند هرچند یکی از دلایل ریشه‌ای این فقر شادی و گسترش نومیدی فزاینده، روحیه و رویکرد برخی سیاسیون کشور بود که زمینه برخی اقدامات جوانان در جامعه را کم کردند و همین موجب بی‌اعتمادی و فاصله بین نگاه جوانان و شهروندان با مدیران و تصمیم‌سازان شد در حالی‌که مدیران سیاسی باید بدانند انسان چیزی را که با الگوهای ذهنی‌اش منطبق نباشد، نمی‌تواند بپذیرد و باور کند و مدیران سیاسی به جای تحمیل گزاره‌های مورد نظر خود در همه زمینه‌ها به جوانان و شهروندان، لازم است قدری با خود فکر کنند و تبعات پیچیده این اقدامات خود را نیز بپذیرند.
نکته آخر این‌که تجربه نشان داد نشاط سیاسی مقدمه ضروری برای توسعه شادی و نشاط در جامعه است و اگر دولت برای این بخش، طرح و برنامه نداشته باشد همچنان باید شاهد افزایش برخی انواع آسیب‌های اجتماعی باشیم ضمن این‌که گشایش‌های اقتصادی و اصلاح و بهبود معیشت مردم و همچنین ارتقای جایگاه اقتصاد ملی و کاهش نرخ ارز و افزایش ارزش پول ملی و اقداماتی نظیر آن، می‌تواند تا حدی احساس امنیت و نشاط را به جامعه بازگرداند.