۱۲سال پیش در چنین روزی بینظیر بوتو در پی سوء قصد در راولپندی درگذشت. میگفت: «خوشبختی واقعی من به خوشبختی ۱۵۰ میلیون پاکستانی وابسته است.» بینظیر بوتو در کراچی در جنوب پاکستان زاده شد. مادرش ایرانی بود. شش ساله بود که پاکستان مستقل و پدرش نخستوزیر کشور شد. پنج ساله بود که […]
۱۲سال پیش در چنین روزی بینظیر بوتو در پی سوء قصد در راولپندی درگذشت. میگفت: «خوشبختی واقعی من به خوشبختی ۱۵۰ میلیون پاکستانی وابسته است.»
بینظیر بوتو در کراچی در جنوب پاکستان زاده شد. مادرش ایرانی بود. شش ساله بود که پاکستان مستقل و پدرش نخستوزیر کشور شد. پنج ساله بود که به مدرسه خصوصی “صومعه عیسی و مریم” رفت و همانجا انگلیسی آموخت. در خانه با پدرش سندی و انگلیسی و با مادرش فارسی صحبت میکرد و نزد آموزگاران خصوصی اردو و عربی آموخت. در دانشگاه هاروارد و آکسفورد به تحصیل دیپلماسی، فلسفه، حقوق و اقتصاد پرداخت.
۲۴ ساله بود که به پاکستان بازگشت و شاهد خلع مقام پدرش بود. دو سال پس از آن پدرش اعدام شد. مینوشت: «از کودکی آموختم هیچ بهایی در راه پیشرفت میهن گزاف نیست. اما بهایی که خانواده من پرداخت سنگینتر از تصورم بود». پس از مرگ پدرش رهبری حزب مردم را به عهده گرفت. ۳۲ ساله بود که برای رعایت سنت و تثبیت موقعیتش با آصف علی زرداری ازدواج کرد.
۳۵ ساله بود که نخستین نخستوزیر زن پاکستان در یک کشور اسلامی شد. کشوری که در آن زنان بدون همراه اجازه خروج از خانه را نداشتند. ۳۷ ساله بود که به سبب اتهام فساد مالی از کار برکنار شد اما بار دیگر در ۴۰ سالگی این مقام را به دست آورد. اتهام فساد اقتصادی باز گریبانش را گرفت و این بار به پرداخت جریمه و زندان محکوم شد. میگفت: «پاکستان را نمیتوان با کشورهای دیگر مقایسه کرد. زندگی مرا نیز نمیتوان همچون زندگی افراد معمولی و آرام دانست. پدر و دو برادرم کشته شدند. مادرم، همسرم و من هر کدام مدتی را در زندان به سر بردیم و من زمان درازی در تبعید بودم.» او برق را به گوشههای دور افتاده و حومه شهرهای کشور رساند. بهداشت عمومی را گسترش داد و به اقدامات حقوق بشر و بهبود شرایط زندانیان سیاسی توجه داشت. رابطه کشورش را با هند بهتر کرد و قوانین نوینی برای حقوق زنان از مجلس گذراند و وزارتخانهای ویژه برای آنها در کابینهاش تعیین کرد. او همچنین در استقلال قوه قضاییه از قوه مجریه نقش برجستهای داشت، طرحهای آبادانی گستردهای انجام و اجازه ورود تلفن همراه را صادر کرد. با وجود تمام پروندهسازیها و اتهامات فساد اقتصادی، مردم او را همیشه دوست داشتند و پس از هشت سال تبعید در دبی، زمان بازگشتش استقبال بسیار باشکوهی از او به عمل آوردند. تا سال ۲۰۰۷ چند بار به جان او سوء قصد شده بود. سرانجام در آن سال یک اقدام تروریستی به هنگام سخنرانی در چارچوب مبارزات انتخاباتی او را از پای درآوردند. رئیس دفترش گفته سه هفته پیش از بازگشتش رئیس ستاد رتش پرویز مشرف به او زنگ زده و او را به مرگ تهدید کرده بود. بینظیر بوتو هنگامی که در شمال شرق پاکستان ترورشد، ۵۴ سال داشت.
درگذشت كلمنس مترنيخ صدراعظم مقتدر اتريش
كلمنس وِنتِسل لوتار مِتِرنيخ شاهزاده و سياستمدار معروف اتريش در اولين روز آگوست سال ۱۷۷۳م به دنيا آمد. وي از سنين جواني وارد عرصه سياست شد و از ۳۶ سالگي به عنوان وزيرخارجه اتريش انتخاب گرديد و از همين زمان مقام صدراعظمي اين كشور را نيز بر عهده گرفت و تا حدود ۴۰ سال بعد، به صورت چهره اصلي سياست اروپا مطرح بود. مترنيخ ابتدا كوشيد اتحاد بافرانسه را عملي سازد. اما پس از عدم موفقيت در ميانجيگري ميان متحدين و ناپلئون بُناپارت، به متحدين پيوست و چون سياست خارجي كشورش را نيز بر عهده داشت توانست مقام بين المللي اتريش را بالا ببرد و در نتيجه در كشاندن كشورهاي اروپايى به ائتلاف و دسته بندي عليه فرانسه توفيق يافت. وي كه سياستمداري محافظهكار بود هر كجا اثري از انقلاب و قيام مردمي مشاهده مينمود آن را با بيرحمي فراوان سركوب ميكرد.. عصر مترنيخ كه سالهاي ۱۸۱۵ تا ۱۸۴۸م را پوشش ميداد. با انقلابهاي سال ۱۸۴۸ كه همه اروپا را فرا گرفت به پايان رسيد و با سرنگوني و فرار او از اتريش در سال ۱۸۴۸ دوره ۴۰ ساله زمامداري وي نيز خاتمه يافت. كلمنس مترنيخ سرانجام در ۲۹ دسامبر ۱۸۵۹ در سن ۸۶ سالگي درگذشت.


















































































































































































































