امیر اشکان افشار روزنامه نگار هیجان انگیزترین شبی که سانتیاگو برنابئو به خود دیده نه دیدار رئال با یکی از غولهای اروپا در مراحل حذفی لیگ قهرمانان و نه یک دیدار الکلاسیکو مقابل بارسلونا بوده…پرتب و تاب ترین شب سانتیاگو دیدار فینال لیبرتادورس است.آنهم از جنس سوپرکلاسیکو.ریور و بوکا حساس ترین دیدار تاریخ حیاتشان تا […]
امیر اشکان افشار
روزنامه نگار
هیجان انگیزترین شبی که سانتیاگو برنابئو به خود دیده نه دیدار رئال با یکی از غولهای اروپا در مراحل حذفی لیگ قهرمانان و نه یک دیدار الکلاسیکو مقابل بارسلونا بوده…پرتب و تاب ترین شب سانتیاگو دیدار فینال لیبرتادورس است.آنهم از جنس سوپرکلاسیکو.ریور و بوکا حساس ترین دیدار تاریخ حیاتشان تا به امروز را صدهاکیلومتر دور تر از بوینس ایرس برگزار کردند.نبرد مادرید قهرمان امریکای جنوبی را از بین رقبای ازلی و ابدی انتخاب میکرد.
بوکا در نیمه اول عطش بیشتری برای گلزنی نشان داد و در آخرین دقایق این نیمه به گل برتری دست یافت.گلی برتافته از فوتبالی غریزی.گلی سرسام آور.ضد حمله ریور سرانجامی نداشت و توپ در میانه میدان به ناندز رسید.او با یک پاس قطری سریع داریو بندتو را صاحب توپ کرد.حرکت تکنیکی او در گذر از مدافع حریف و ضربه بی رحمانه اش الهام گرفته از مهاجمان تیزچنگ تاریخ فوتبال آرژانتین بود.شادی تحقیر آمیز او مقابل مدافع بهت زده حریف، گوشه ای از عقده گشایی معمول بین این دو دشمن همیشگی بود.بازی سراسر شجاعانه دو تیم با شروع نیمه دوم ادامه داشت تا اینکه گیرمو اسکلتو نشان داد جاه طلبی کافی برای چنین دیدار تاریخی را ندارد.او بندتو را بیرون کشید و بوکا پس از آن به تیمی بی خطر در فاز حمله بدل شد.این تغییر و نگرش محتاطانه بوکا در نیمه دوم کار را برای ریورپلاته آسان می کرد.گل تساوی ریور در دقیقه ۶۸ به ثمر رسید.با حرکتی تیمی و حساب شده.گلی مدرسه ای در قلب اروپا با طعنه به کارشناسانی که فوتبال آمریکای جنوبی را تنها مبتنی بر حرکات انفرادی و کنش احساسی بازیکنان آن منطقه میدانند.
با شروع وقت اضافه و اخراج نابخردانه بازیکن بوکا،بنظر میرسید شاگردان اسکلتو تنها به رسیدن بازی به ضربات پنالتی دل خوش کرده اند تا اینکه ضربه مرگبار کینترو از راه رسید که برای حرکت تاکتیکی بی نظیر بازیکنان ریور قبل از بازشدن دروازه، چون خامه روی کیک شیرین بود.
با مصدومیت گاگو ،بوکای نه نفره و از نفس افتاده برای رسیدن به گل تساوی جان کند اما آنها بدشانس هم بودند که ضربه نفس گیر خارا به تیر افقی دروازه برخورد کرد.حرکات دروازبان بوکا در دقایق پایانی نگرش و اهمیت این بازی را برای بازیکنان حاضر در میدان بخوبی تعریف میکرد.استبان اندرادا در کرنری که در فاصله ۶دقیقه به پایان نواخته میشد به محوطه جریمه حریف یورش برد.پس از دفع کرنر نیز همچون دروازبانان فوتسال دروازه خود را رها و پشت محوطه جریمه ناظر اتفاقات روی دروازه و مترصد رسیدن توپ بود تا شاید گره ای از کار تیمش باز کند.سرانجام روی یکی از این خروج های بی محابا در آخرین دقیقه دروازه خود را با مهاجم حریف تنها دید. سوت گل سوم ریور همان سوت پایان بازی بود.۱۲۰دقیقه نبرد دیوانه کننده به پایان رسید.تصویر بسته هواداران ریور و بوکا گویای همه آن چیزی بود که در فوتبال آمریکای جنوبی و بویژه آرژانتین می گذرد.آنجا که فوتبال به واقع چیزی فراتر از مرگ و زندگی است.
آمال و آرزوهای مردم این سرزمین به طرفداری از فوتبال گره خورده.یک آرژانتینی بلیط تماشای مسابقه تیم محبوبش را از نان شب هم واجب تر میابد.در روزگاری که هواداران فوتبال سایر نقاط با کوچ ستاره ی محبوبشان به تیم دیگر خود را هوادار تیم جدید می نامند و “هوادار ستاره”ها از اعتراف به آن، ابایی ندارند؛بوکا هواداری دارد که رنج ۳۳ساعته پرواز را به جان خرید تا بازی رفت فینال تیم محبوبش را تماشا کند.در عصری که گستره رسانه ها و استیلای شبکه های اجتماعی مجازی معنای طرفداری را تغییر داده و بازیکنان تیمهای اروپایی همچون عروسک های سرگرم کننده ای می نمایند،ستارگان فوتبال امریکای جنوبی برای طرفدارانشان قدیسان نجات بخشی هستند که با ساقهایشان جادو میکنند.
فوتبال در آمریکای جنوبی بهانه ای برای ادامه دادن است.دستاویزی برای چنگ زدن به آینده.موهبتی برای دل بستن به این دنیا…















































































































































































































