سرگردان میان مذاکره و انتقام
سرگردان میان مذاکره و انتقام
جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پس از چهل روز جنگ شدید و دو هفته آتش‌بس موقتی که تمدید شد، یادداشت‌تفاهمی را با هم امضا کردند که یکی از مهم‌ترین اصول آن، آغاز مذاکرات با هدف کاهش تنش و رسیدن به یک توافق‌نامه صلح بود و برابر همین اصل نیز سلسله گفت‌وگوهایی را آغاز کردند که هنوز هم ادامه دارد.

طی هفته گذشته که رهبر شهید در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد تشییع و در نهایت هم در جوار قدس رضوی(ع) به خاک سپرده شد، برخی اظهارنظرها از سوی جریان تندروی مجلس شورای اسلامی، رسانه‌های خاص چون کیهان و همچنین مداحان و فعالان سیاسی طرح شد که به دولت چهاردهم هشدار دادند که مبادا حرف از مذاکره بزند و باید بر انتقام خون رهبر شهید تمرکز کند.
شاید بتوان گفت مداحان یا رسانه‌های خاص نگاه و نظر خو د را دادند و برابر اصل آزادی بیان، کسی نمی‌تواند آنان را مورد مواخذه قرار دهد همچنان که این نظرات، الزامی برای دولت ایجاد نمی‌کند که میز مذاکره را ترک کند و طرحی برای انتقام بنویسد اما امیرحسین ثابتی نماینده مردم تهران وعده داد طی روزهای آینده که مجلس پس از ۴ ماه باز خواهد شد، نخستین طرحی که تصویب و آن را تبدیل به قانون خواهد کرد «طرح انتقام از ترامپ و سایر سران جنایتکار آمریکا و رژیم صهیونیستی» است.
اگر چنین طرحی در مجلس به تصویب برسد معنای آن جز این نیست که این قانون توسط رییس مجلسی که سرتیم مذاکره‌کنندگان است به رییس دولت ابلاغ خواهد شد و دولت هم موظف به اجرای آن است آن هم دولتی که امضای رییس‌جمهورش پای تفاهم‌نامه‌ای است که امضای دوم آن متعلق به دونالد ترامپ است.
البته همانند قانون حجاب و عفاف و برخی اقدامات تندروهای مجلس شورای اسلامی، ما امیدواریم جلوی این اقدام توسط نهادهای عالی چون شورای عالی امنیت ملی گرفته شود و چنین قانونی اساساً به تصویب نرسد.
افزون بر این نماینده تندروی طیف پایداری، روزنامه کیهان نیز روز گذشته در مطلبی ضمن هشدار به دولت چهاردهم و تیم دیپلماسی نوشت: «دوستانه و از سر دلسوزی می‌گوییم مبادا در چنین شرایطی، به مذاکره ادامه دهید! این خطا قطعاً نابخشودنی است. چنانچه مشاورانی دارید که می‌گویند تحت هر شرایطی باید مذاکره کرد، با تغییر آنها زمینه را برای نگاه واقع‌بینانه به ماجرا فراهم‌آورید.»
اگر توجهی واقع‌بینانه به احتمالات پشت‌پرده سیاست داشته ‌باشیم باید بگوییم نظام حکمرانی در این خصوص به دو بخش تقسیم شده است، بخشی همانند بدنه اصلی دولت و مجلس، بر عمل به بندهای یادداشت‌تفاهم و مذاکره از موضع مقتدرانه تأکید دارد و ترک میز مذاکره را خردمندانه نمی‌داند و بخشی هم نقطه مقابل آن قرار دارد و ادامه مذاکرات را صرف نظر از محتوا و نتیجه آن، ابلهانه می‌داند.
قاطبه مردم ازجمله طبقه متوسط فکری، طبقه متوسط اقتصادی، صاحبان کسب و کار و فعالان بخش خصوصی که بار عظیم تولید داخلی و اشتغال بر دوش آنان است و رهبر شهید آنان را رزمندگان جنگ اقتصادی توصیف می‌کردند نیز بر توقف کامل جنگ و رفع تنش با آمریکا و کشورهای عرب منطقه تأکید دارند و نگرش‌های متمایل با افزایش تنش را مخرّب می‌دانند.
نکته‌ای که برخی تندروهای مجلس، واعظان و مداحان متوجه آن نیستند این است که تشدید تنش بین تهران و واشنگتن در تعارض با منافع ملی ماست و باید از آن ممانعت شود همان‌طوری که رژیم صهیونیستی بسیار علاقه‌مند به این وضعیت است و چنین اقدامی در راستای اهداف سراییل و مطامع بنیامین نتانیاهو است.
برخی تحلیل‌ها حکایت از آن دارند که دلیل یا یکی از دلایل اصلی تعطیلی مجلس پس از توقف جنگ و آرامش فضای امنیتی کشور، جلوگیری از مانع‌تراشی در مسیر مذاکره توسط برخی نمایندگان تندرو بوده است و امروز هم تردیدی نداریم که دولت و شعام و همچنین عقلایی که در رأس نظام حکمرانی حضور دارند و بر تصمیم‌گیری‌ها اثرگذار هستند نیز نگاه و نظر قاطبه مردم را در دستور کار قرار خواهند داد همان‌گونه که تا امروز چنین بوده است.
آنچه که به سلم و صلاح ملت و آینده کشور نزدیک‌تر است همین است که این مسیر ادامه یابد و دیپلمات‌های ما در این حوزه با اراده و اختیار و بدون نگرانی حاضر شوند و به استیفای حقوق ملت در میز مذاکره بپردازند و روشن است که در مذاکرات حتی با دشمن، گاهی باید چیزی را داد و گاهی هم چیزی را ستاند تا در نهایت به نقطه مشترک رسید.