هاید ماری کخ ایرانشناس برجسته آلمانی که برروی دوره ایلامیان و هخامنشیان مطالعات گسترده‌ای انجام داده‌ در کتاب معروف خود «از زبان داریوش» که آن را بر اساس یافته‌های الواح هخامنشی نوشته‌ است به خورد و خوراک در دوره هخامنشی نیز پرداخته است. در کتاب او بارها و بارها عنوان می‌شود که براساس نوشته‌های بر […]

هاید ماری کخ ایرانشناس برجسته آلمانی که برروی دوره ایلامیان و هخامنشیان مطالعات گسترده‌ای انجام داده‌ در کتاب معروف خود «از زبان داریوش» که آن را بر اساس یافته‌های الواح هخامنشی نوشته‌ است به خورد و خوراک در دوره هخامنشی نیز پرداخته است. در کتاب او بارها و بارها عنوان می‌شود که براساس نوشته‌های بر روی الواح گلی به جای مانده «جو» غذای اصلی مردم در زمان هخامنشی بوده‌ است.
در آن دوران، مصرف گوشت قربانی در بین پارسیان قدیم متداول و معمول بود. بنا بر نوشته‌ هرودوت، قربانی در نزد پارسیان چنین به عمل می‌آمد: “برای قربانی کردن نه محرابی تهیه می‌کنند، نه شرابی بر زمین می ریزند و نه نی می‌زنند. هر کس بخواهد قربانی کند، حیوان را به جای پاکی برده و در آنجا به دعا کردن می‌پردازد. دعا کردن برای خود جایز نیست، باید برای تمام پارسیان و شاه دعا کند و چون او هم یکی از پارسی هاست، دعای او شامل خود او نیز خواهد بود. بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته و روی شبدر و یا گیاه نرمی که قبلا آماده ساخته می گذارد. پس از آن مغی که حاضر است، سرودهای مقدس می‌خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان است. قربانی بی‌حضور مغ، بر خلاف عادت پارسی است. پس از زمانی، قربانی‌کننده گوشت را به خانه برده و به مصرف می‌رساند”.

آداب تغذیه در دوره هخامنشی
در دوره هخامنشی بزرگترها به اطفال آداب غذا خوردن و نوشیدن را می‌آموختند. آنان را به قناعت به مصرف خوراک تشویق می‌کردند. در واقع بزرگترها نیز بدون اجازه مربیان خود به سر غذا نمی‌نشستند. پارسی‌ها در باب اسباب میز نه فقط از اختراعات سابق خود چیزی نکاسته‌اند، بلکه همه روزه چیزهای تازه اختراع می‌کنند و نیز برای غذا، مستخدمینی از مرد و زن در خدمت خود دارند.
اطفال مجاز نبودند با مادران خود غذا بخورند، بلکه در خدمت مربیان و در ساعتی که مقرر شده بود غذا صرف می‌کردند. اطفال از خانه خود نان و سبزی و همچنین ظرفی برای نوشیدن آب می‌آوردند و هر وقت تشنه می‌شدند آب از رودخانه می‌آشامیدند. طبقه جوانان مامور تهیه غذا و شکار بودند. جوانان چون به عزم شکار رهسپار می‌شدند دو نوبت غذا با خود برمی‌داشتند. غذایشان گرچه تفاوت بسیاری با غذای اطفال نداشت اما حجم آن بیشتر بود. شکارچیان در عرصه شکار چیزی نمی خوردند، اما چنانچه حیوانی که در کمین او هستند، مجبورشان کند در محلی توقف نمایند و یا علت خاصی دوران شکار را طولانی سازد، گرد هم جمع می شدند و غذای خود را می‌خوردند. آن گاه به کار خود ادامه می‌دادند تا شب فرا رسد، سپس جیره یک روزه خود را در ظرف دو روز صرف می‌کردند تا به پیش آمدهای جنگی خو بگیرند و درصورت ضروری، بردباری و تحمل داشته باشند. غذای جوانان به غیر از گوشت شکار، منحصر به سبزی است که با خود می آورده‌اند ولی همین سبزی را با اشتهای کامل با قطعه نان جوی که با خود داشتند می‌خوردند و از آن لذت بسیار می‌بردند.
در دوران هخامنشی، سلاطین معمولا تنها غذا صرف می‌کردند و فقط ملکه‌ها می‌توانستند با شاه دور یک میز بنشینند. در این موارد نیز ملکه‌ مادر بر ملکه دیگر(همسر شاه) مقدم بود.