هومن حکیمی دبیر گروه فرهنگی اگر حافظهام درست یاری کند و نخواهم سلیقه شخصیام را دخالت بدهم، «وضعیت سفید»، آخرین سریالی بود که توسط سازمان صداوسیمای ما، تهیه و پخش شد و توانست اغلب سلیقهها و نگاهها را راضی کند. سریالی که توسط «حمید نعمتالله» و «هادی مقدمدوست» نوشته و ساخته شد و با داشتن […]
هومن حکیمی
دبیر گروه فرهنگی
اگر حافظهام درست یاری کند و نخواهم سلیقه شخصیام را دخالت بدهم، «وضعیت سفید»، آخرین سریالی بود که توسط سازمان صداوسیمای ما، تهیه و پخش شد و توانست اغلب سلیقهها و نگاهها را راضی کند. سریالی که توسط «حمید نعمتالله» و «هادی مقدمدوست» نوشته و ساخته شد و با داشتن یک خط روایی درست و جذابیت و استفاده صحیح از نوستالژی، هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را راضی کرد.
این مسئله البته در صداوسیمای ما چندان هم عجیب نیست چون نمونههای موفقی زیادی را در گذشته به یاد داریم که حتی اگر مناسبتی هم نبودند، اما موثر و جذاب و دوستداشتنی از کار درآمدند و مردم را مشتاق دیدن قسمت بعدیشان نگاه داشتند. نکته عجیب و قابل تأمل اما اینجاست که چرا مدتهاست دیگر چنین اتفاقی در صداوسیمای ما نمیافتد؟
به کمی قبلتر «فلشبک» بزنیم؛ زمانی که یکی از جذابیتهای فراوان ماه مبارک رمضان در کنار تمام برکاتی که همواره به همراه دارد، تعقیب سریالهایی بود که از چند شبکه صداوسیما پخش میشدند. سریالهایی با سوژههای مختلف؛ از معنویت گرفته تا طنز و حتی معمایی. اتفاقی خوشآیند که هم تنوع را دربرمیگرفت و هم معمولا آنچه را که به نام پیام میشناسند – و رسانههای دولتی و شبه دولتی ما نیز تلاش زیادی دارند که هر برنامهای حاوی پیام بهخصوصی باشد- به شکل تقریبا درستی انتقال میدادند و باعث رقابت بین شبکههای تلویزیون میشدند.
نتیجهاش هم مثلا میشد سریال «صاحبدلان» که بدون تردید یکی از ماندگارترین سریالها و مجموعههاییست که از تلویزیون ما در ماه رمضان پخش شده و هنوز تکرار مجددش، سرشار از جذابیت است.
از سریالهای مناسبتی یا با موضوعات آیینی (که به خودی خود دارای جذابیت برای ما هستند و نمونههای موفقی همچون «امام علی(ع)» یا «مختار نامه» و «ولایت عشق» و… را همهمان به خاطر و دوست داریم) که بگذریم و به قبلترها برویم، «خانه سبز» و «همسران» و «زیر تیغ» و چند مورد دیگر خودنمایی میکنند. سریالهایی با موضوعات متفاوت اما همراه با استفاده از نویسندگان و کارگردانان و تهیهکنندگان و بازیگران حرفهای و کاربلد که شبهای سرد و بلند زمستانی ما را گرم و روزهای گرم تابستانیمان را مفرح میکردند. خیلی قبلتر هم که مثلا «آیینه» و «آیینه عبرت» را داشتیم (میپذیرم که به لحاظ حرفهای و فنی ضعیف بودند اما جوری بودند که دوستداشتنیشان میکردند) که در کنار پخش سریالهای ژاپنی مثل «اوشین» و «هانیکو» (اسم اصلیشان را به خاطر ندارم!) و مخصوصا سریال خیلی خوب «از سرزمین شمالی» با آن موسیقی دلنشینش، سرگرمیسازی تلویزیون را بارز میکرد.
آن موقع امکانات مالی و سختافزاری و نرمافزاری زیادی هم وجود نداشت و اگرچه از ماهواره و اینترنت هم خبری نبود که امکان جدید و متنوعی را برای مخاطب به وجود بیاورند اما این، تنها دلیل اقبال مردم به چنین سریالهایی نبود که امروز آن را بهعنوان توجیه اقبال و توجه کمتر مردم به سریالهای تلویزیون ارائه کنیم. بله، افزایش امکانات و تکنولوژی و هجوم مدرنیته، قطعا در کاهش رجوع مردم به صداوسیما موثر است اما با فرض پذیرش کامل این ادعا، باز هم دلیل موجهی برای سهلانگاری موجود در صداوسیما در بحث پررنگ ساختن وجه سرگرمیسازی نیست.
آدمهای کاربلدی همچون نعمتالله و «محمد حسین لطیفی» و «داود میرباقری» و دیگران هم خداراشکر هنوز در صحت و سلامت کامل و مشتاق ساخت و تولید هستند پس چرا مدتیست آن اتفاق خوب در حوزه تولید سریال در تلویزیون رخ نمیدهد؟ چرا به نظر میرسد که صداوسیما قافیه را به دیگر مدیومها باخته است و وحشتناکتر اینکه، انگار خودش هم به این باختن واقف است و آن را پذیرفته است؟
البته که امروز دیگر تنها سریالسازی نمیتواند به تنهایی باعث رونق و شکوفایی دوباره صداوسیما شود و حتما به برنامههایی مانند «خندوانه» و دورهمی» و… نیز احتیاج داریم اما مسئله مطرح شده در این نوشته، اهمیتی و نقش موثریست که تولید سریال خوب و درست و حرفهای در بازگشت مخاطب و نشستن دوباره روبهروی صفحه تلویزیون دارد؛ نشستنی که هدفش فقط بالا و پایین کردن کانالهای متعدد و متنوع و متاسفانه اغلب بیمحتوای ماهوارهای یا تنها، تماشای فیلمهای سینمایی شبکه نمایش خانگی یا دیویدیهای غیرمجاز فیلمهای روز جهان نباشد.
اینها، دغدغههایی هستند که تا کارشناسان و مسئولان صداوسیما با همتی جدی به بررسیشان نپردازند، اتفاق جدیدی رخ نخواهد داد و همچنان ما، با نوستالژیهایی همچون «صاحبدلان» و «وضعیت سفید» و «زیر تیغ» و غیره، دلمان را خوش خواهیم کرد؛ آن هم وقتی که در دورهمیهامان، از پخش آخرین فصل سریال «بازی تاج و تخت» و اینکه «یادش بخیر، گمشدگان چه سریال خوبی بود که آخرش بد تمام شد» خواهیم گفت.










































































































































































































