در یک سال گذشته و پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام اوضاع اقتصادی کشور با وجود سخنان امیدوارکننده مسئولان و برنامه ها و وعده هایی برای کنترل بازار، شاهد رشد نرخ تورم و افزایش روزانه و سرسام آور قیمت ها هستیم. یک زمانی بود که می گفتند و قرار بود، کالاهای اساسی، یعنی آنچه […]

در یک سال گذشته و پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام اوضاع اقتصادی کشور با وجود سخنان امیدوارکننده مسئولان و برنامه ها و وعده هایی برای کنترل بازار، شاهد رشد نرخ تورم و افزایش روزانه و سرسام آور قیمت ها هستیم.
یک زمانی بود که می گفتند و قرار بود، کالاهای اساسی، یعنی آنچه که هر روز و مرتب با زندگی و معیشت مردم سر و کار دارند، تحت کنترل درآید تا دست کم اگر ارزان نمی شوند که خود امری محال است، حتی با دستور و ضرب و زور، به قول معروف با شیبی ملایم گران شوند، در حالی که امروز کالای اساسی و غیر اساسی نداریم، دست روی هرچیزی که می گذاریم گران و گران تر می شود و وعده ها برای به زیر کشیدن قیمت ها هم چنان ادامه دارد که صد البته با وعده نمی‏توان زندگی کرد.
سخن از دلار و یورو، از خودرو، از موبایل، از کرایه به کنار که دیگر حد و مرز نمی شناسند، حرف از خودکار و آب معدنی و کرایه تاکسی و مترو و بیسکوییت است که به بالا دستی ها نگاه کرده و قیمت خود را بالا می کشند.
در این میان، اما هر روز شاهد یک ترفند، باید گفت آشنا در زندگی مردم هستیم، در واقع هر چند وقت یک بار یک کالا ناگهان در مغازه ها نایاب می شود و در عوض بازار قاچاق آن به سرعت رونق می گیرد و قیمت آن به چند برابر می رسد، به طور مثال زمانی پوشک و ایزی لایف و دستمال کاغذی از قفسه مغازه ها غیبشان زد و در عوض به قیمت چند برابر در بازار آزاد به فروش می رسیدند و البته پس از یکی دو هفته به مصداق “به مرگ گرفتن و به تب رضایت دادن” دوباره به قفسه مغازه ها آن هم هر قدر دلتان بخواهد برمی گردند، اما با دست کم دو برابر قیمت قبلی خود!
از این دست ترفندها زیاد است؛ از نخود و لوبیا و گوجه فرنگی و پیاز و سیب زمینی گرفته تا چای و ماکارونی از بابت این نایابی و سپس فراوانی هایشان کلی افزایش قیمت داشته اند.
صدالبته در این میان کسانی که باید در این آشفته بازار و درحالی که کشور در شرایط دشوار اقتصادی قرار گرفته سودهای نجومی به جیب می زنند و اکثریت مردم حتی سر کرایه تاکسی به جان هم می افتند.
در تازه ترین پرده از نمایش نایابی و رونق بازار نه آزاد که باید گفت قاچاق، حالا نوبت به شکر رسیده که پس از خرما- البته این آخری بدون نایابی چند برابر در ماه رمضان گران شد- با غایب شدن از قفسه ها، از کیلویی حدود ۳۴۰۰ تومان در اسفند گذشته به حدود ۱۰ هزار تومان البته قاچاقی و زیر میزی برسد!
نکته دیگر در این میان این که پس از نایاب شدن هرکدام از کالاها، چند روز بعد در خبرها می شنویم و می بینیم و می خوانیم که در فلان جا، فلان تعداد و مقدار از آن کالا در انباری کشف شده که دوباره وارد بازار می شوند و با قیمت چند برابر به فروش می رسند!
و نکته دیگر این که بر خلاف تمام وعده ها، گرانی هم چنان به تاخت و تاز خود ادامه می دهد و شرایط معیشت اکثریت مردم به خصوص حقوق بگیران ثابت روز به روز سخت تر می شود.