براساس گفته های وزیر ارتباطات سناریوهای مختلفی برای ایجاد محدودیت های جدید در فضای مجازی کشور روی میز است. وی همچنین از تشکیل «گروه ویژه عملیات ضد تروریسم سایبری» نیز خبر داد. این نخستین بار نیست که بحث ایجاد محدودیت و به عبارت بهتر بحث فیلترینگ برای دسترسی به اینترنت در کشور مطرح می شود […]
براساس گفته های وزیر ارتباطات سناریوهای مختلفی برای ایجاد محدودیت های جدید در فضای مجازی کشور روی میز است.
وی همچنین از تشکیل «گروه ویژه عملیات ضد تروریسم سایبری» نیز خبر داد.
این نخستین بار نیست که بحث ایجاد محدودیت و به عبارت بهتر بحث فیلترینگ برای دسترسی به اینترنت در کشور مطرح می شود و به طور قطع آخرین هم نخواهد بود، چراکه با گسترش روز افزون تکنولوژی، امکانات بیشتر و متنوع تری برای حضور و مشارکت در شبکه های اجتماعی برای کاربران ایرانی فراهم می شود که به تبع آن اقداماتی برای ایجاد محدودیت هم در فضای مجازی کشور هم همچنان در دستور کار قرار خواهد گرفت.
در این که فضای مجازی حکم « شمشیر دو سر» را دارد، تردیدی نیست به این معنا که هرآنچه در شبکه های گوناگون و بی شمار در اختیار کاربران قرار می گیرد الزاما نه می تواند یکسره درست و واقعی باشد و نمی تواند تمام و کمال برای همگان مفید و سازنده، اما در این میان یک واقعیت انکار ناپذیر هم وجود دارد، به این معنا که فنر فضای مجازی کشیده و رها شده است و اینک در سال های پایانی از دهه دوم هزاره سوم میلادی، کنترل کامل و همیشگی آنچه که «موج» نامیده می شود، نه برای ایران که برای جمیع کشورها، حتی پیشرفته ترینشان امکان نخواهد داشت؛ پس باید واقع بین بود و با توجه به امکانات و شرایط مالی و تکنیکی موجود در کشور، نسبت به کنترل فضای مجازی فکر کرد، سخن گفت و مدعی شد.
به عنوان نمونه گفته می شود که برای ایجاد تلگرام های مشابه از جمله تلگرام طلایی حدود ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه شده که گفته اند و می دانیم با توجه به وابستگی شان به نهادهای امنیتی کشور راه به جایی نبرده و انبوه کاربران با توسل به انواع و اقسام فیلتر شکن با تلگرام اصلی هم چنان مرتبط می باشند.
تعدد و تنوع فیلتر شکن در ایران که به نوعی به یک کاسبی پر درآمد بدل شده، به روشنی از شکست سیاست های محدودیت ساز در فضای مجازی کشور حکایت می کند.
صد البته واقعیت است که مخالفت با سیاست های محدودیت ساز در فضای مجازی کشور به این معنا نیست که همه چیز باید در فضای مجازی در دسترس همگان قرار گیرد، به این معنا نیست که آنچه میان کاربران ایرانی رد و بدل می شود، مناسب و اخلاقی و منطبق با استانداردهای فرهنگی و سازنده است، اما از آنجایی که ما عادت داریم قبل از جست و جوی راه حل مناسب برای حل مشکلات، ایتدا صورت مسئله را پاک می کنیم و بعد- آن هم بدون برنامه ریزی- به مقابله معضل ها می رویم، در اکثر موارد با تحمیل وقت و پول مملکت شکست می خوریم.
بحث فضای مجازی هم از این مقوله خارج نیست، و به خصوص به دلیل این که واقعا علمی و تخصصی است، ما عادت داریم بدون آگاهی نسبت به آن اظهار نظر کنیم.
در کنار وزارت ارتباطات که متولی اصلی و تخصصی فضای مجازی کشور است می بینیم که روزانه و به تعداد زیادی افراد و نهادها هرکدام به نوعی خود را مجاز می دانند که فقط در مورد محدودیت فضای مجازی داد سخن بدهند، بدون این که واقعا در این زمینه کارشناس باشند، فقط با آن ضدیت می کنند!
محدودیت دسترسی به اینترنت به طور عام می تواند و توانسته به ارتباط ما با جهان در تمام زمینه ها صدمه جبران ناپذیر بزند.
البته ناگفته نماند هر کشوری می تواند و باید با تکیه بر تخصص و توان مالی و جهان بینی، از امنیت، منافع ملی و تمامیت ارضی خود در فضای مجازی دفاع کند. این واقعیت را نباید با قطع دسترسی کاربران به فضای مجازی اشتباه کرد.










































































































































































































