نیما جاویدی همزمان با اکران فیلم سینمایی «سرخپوست» از روند ساخت فیلمی میگوید که پس از «ملبورن» آن را ساخته و به گفته خودش تلاش کرده تا “در «سرخپوست» رومنسی را تجربه کند که فکر میکند جایش در «ملبورن» خالی بوده و باید رگههایی از رومنس در آن میبود”. فیلم «سرخپوست» با توجه به استقبالی […]
نیما جاویدی همزمان با اکران فیلم سینمایی «سرخپوست» از روند ساخت فیلمی میگوید که پس از «ملبورن» آن را ساخته و به گفته خودش تلاش کرده تا “در «سرخپوست» رومنسی را تجربه کند که فکر میکند جایش در «ملبورن» خالی بوده و باید رگههایی از رومنس در آن میبود”.
فیلم «سرخپوست» با توجه به استقبالی که از آن در جشنواره فیلم فجر شد و به قولی پشتوانه مردمی دارد به نظر نیاز به تبلیغات عجیب و غریبی ندارد و میتواند با پشتوانه مردمی در اکران موفق شود، نظر خودتان چیست؟
«سرخپوست» با اختلاف دو درصد دومین فیلم منتخب مردم در جشنوارهی فیلم فجر شد و استقبال از طرف مردم خیلی خوب بود. من اعتقاد دارم که مهمترین تبلیغ در اکران یک فیلم همین تبلیغ دهان به دهان مردمی است، برای هر فیلمی این قاعده صدق میکند. حالا ممکن است از فیلم خوششان بیاید، ممکن هم است خوششان نیاید؛ اگر خوششان بیاید یک تبلیغ مثبت است و شبکه گستردهای از مخاطبان را ایجاد میکند، این نوع تبلیغ نامحسوس است.
بعد از اولین فیلم سینماییتان، «ملبورن» که فیلمی تلخ اما آموزنده بود و در ایران و جشنوارههای بینالمللی حضور موفقی داشت، قطعاً برای ساخت کار بعدی خود وسواس بیشتری داشتید، آیا این وسواس باعث فاصله کاری شما برای ساخت دومین فیلمتان شد؟ یا اینکه فیلم دیگری داشتید و بعد به «سرخپوست» رسیدید؟
وسواس که قطعاً بود. همانطور که به درستی اشاره کردید موفقیتهای بینالمللی فیلم موجب شد که یک مقدار دست به عصا تر حرکت کنم اما در این میان من یک فیلمنامه نوشتم، این فیلمنامه پرهزینه و گران بود، یک صحنهی هفت، هشت دقیقهای داشت که شاید در زمان خودش به اندازهی یک فیلم سینمایی هزینه داشت. شاید از ابتدا انتخاب آن فیلمنامه برای من اشتباه بود و نتوانستم آن را بسازم، چرا که ساخت آن به عنوان دومین فیلم ظاهراً برای تهیهکنندهها ریسک زیادی داشت اما چیزی که برای من مهم است نگارش آن بود که تجربه بسیار خوبی بود. بعد از آن فیلمنامه «سرخپوست» را نوشتم و خوشبختانه بر خلاف فیلمنامه قبلی خیلی زود به نتیجه رسید و به مرحله تولید رفت.
اما واقعیت درباره این فاصله کاری، به جز سفرهای بینالمللی که یک سالی وقت مرا گرفت، من یک فرصت مطالعاتی کوتاه برای خودم گذاشتم که قرار بود زمان آن کم باشد اما به درازا کشید. بعد از آن شروع به نوشتن کردم و طرحهای زیادی را نوشتم و پاره کردم تا به فیلمنامهای که اشاره کردم و بعد از آن فیلمنامه «سرخپوست» رسیدم. بله وسواس بود اما امیدوارم از این به بعد نباشد چرا که فاصله زیادی بین دو فیلم به وجود آمد.
ساختن «سرخپوست» در دهه ۴۰ با وجود اینکه فیلم شما را متفاوت کرده اما قطعاً کار را برای شما سخت کرده، ساخت لوکیشن فیلم و فضاسازی دههی ۴۰ که شما خودتان هم در آن مقطع نبودید!
لوکیشن این فیلم را تماماً در سولهای در اطراف تهران – احمد آیاد مستوفی ساختیم. اگر این فیلم در زمان حال بود مشکلی در منطق روایت آن پیش میآمد. بیننده اگر این فیلم را ببیند، متوجه میشود که این فیلم در زمان حال نمیتواند اتفاق بیفتد و معنی ندارد.
در فضای فعلی که سینمای ایران در زمینه گیشه دارد و فیلمهای خاصی مورد استقبال قرار میگیرند، اکران فیلمی مانند «سرخپوست» هم سخت است، شما برای این فیلم چه طیف مخاطبی را پیشبینی کردید؟
واقعیت این است که فیلم «سرخپوست» برای همه سنین است و فقط طیف خاصی مخاطبش نیست. به نظرم فیلم مناسب برای خانوادهها هم هست. من در حین نگارش و موقع اجرا تمام تلاشم را کردم که این فیلم همه نوع طیف از مخاطب را درگیر کند و اینگونه نباشد که فقط برخی از مخاطبان آن را ببینند. در موج اول اکران هم تلاشمان بر این است که برای مخاطبان خاموش اطلاعرسانی کنیم که این جنس فیلم در سینما در حال اکران است.
تماشای «سرخپوست» بر پرده سینما با مانیتور و تلویزیون خیلی متفاوت است و به خاطر همین فرصت خوبی است برای کسانی که امکان مالی و زمانی را دارند که این فیلم را روی پرده ببینند چرا که تماشای آن در سینما فرق میکند.
اظهار نظرها غیر رسمی درباره پرهزینه بودن فیلمتان مطرح شده است، چقدر هزینه تولید این فیلم شد؟
من از جزییات هزینهها اطلاع ندارم و تهیه کننده باید در این باره توضیح دهد. باید نکتهای را بگویم، سال گذشته در سینمای ایران چهار، پنج فیلم پُرداکشن ساخته شد که به نظرم در مجموع این فیلمهای پُرداکشن «سرخپوست» جزو کم هزینهها بوده است. ببینده از روی ظاهر فیلم هم میتواند تشخیص دهد چه فیلمی پرهزینه ساخته شده است. ما ۷۴ جلسه فیلمبرداری داشتیم. در کل میخواهم یک نکته بگویم فیلمهای پرهزینهای هستند که میتوانند با جذب مخاطب و اکران از این پرهزینه بودن دفاع کنند و این اصلاً بد نیست.
شما بعد از «ملبورن» با فضایی تلخ، سراغ یک فیلم انسانی، عاشقانه رفتید، خواستید از آن فضای تلخ دور شوید؟
یک بخشی از این اتفاق آگاهانه بوده اما بخش عمده آن آگاهانه نبوده و من همیشه دنبال داستانی بودم که مرا جذب کند و آن داستان سراغ من آمده و شروع کردم روی آن کار کردن. قطعاً تجربه ساخت «ملبورن» به من چیزهایی را آموخته که در «سرخپوست» آنها را بهتر کنم.
در «ملبورن» تحول یک آدم از خوب به بد را داریم و در «سرخپوست» شاهد این اتفاق به صورت برعکس هستیم. همچنین در «سرخپوست» دوست داشتم رومنسی را تجربه کنم که فکر میکنم جایش در «ملبورن» خالی بوده و باید رگههایی از رومنس در آن بود. شاید به خاطر این است که من موقع نگارش ملبورن سی و دوساله بود و موقع نگارش «سرخپوست» سی و هفت سال. در این مدت تجربهام زیاد شده و همه این اتفاقات موجب شده که نگاهم تغییر کند و حالم با این نگاه فعلی خیلی خوب است.
همانطور که اشاره کردید جذابیت تماشای این فیلم بر پرده سینماهاست، بنابراین کیفیت سینماها در این اکران «سرخپوست» موثر است، در حال حاضر وضعیت سینماهای تهران در حال بهبود است اما در برخی از شهرستانها پرده سینماها همچنان بیکیفیت است!
بله ما تمام تلاشمان را کردیم که یک فیلم با استاندارهای لازم برای پرده سینماها بسازیم. خدار وشکر تعداد سالنهای سینما در ایران در حال افزایش است. ۲۱ خرداد ماه از ما دعوت شده تا بزرگترین پردیس سینمایی شمال با نام “اکسین” در آمل را با فیلم «سرخپوست» افتتاح کنند. درباره اصفهان هم شنیدم که سینما سنتر آن راهاندازی شده و یا مشهد که جزو شهرهای پرفروش فیلمهاست. اما به هرحال همیشه کیفیت بد وجود دارد اما در مجموع اوضاع خوب است و نمیخواهم غُر بزنم. برای مثال در تهران سینماهای خوب با پخش لیزری داریم مانند سینمای ایران مال یا برخی سالنهای پردیس زندگی و کوروش و مگامال.
فیلم شما اولین فیلمی در جشنواره سی و هفتم فجر بود که مورد تمجید آقای فراستی قرار گرفت، ممکن نبود تعریفهای ایشان به ضرر فیلم شود؟!
آقای فراستی منتقد چالشی و در عین حال خیلی سختگیری هستند. خود ما هم از این اتفاق غافلگیر شدیم. اما وقتی بخواهیم آن را تحلیل کنیم، میبینیم که خیلی هم غیرقابل پیش بینی نبوده، ایشان بارها از سلیقه خودش گفته، برای مثال از دوربین روی دست خوشش نمیآید یا از نقدهایشان معلوم است که از شلختگی در فیلم بیزار است. پس در تحلیل تمجید ایشان متوجه میشویم که از فیلمی که به سلیقهشان نزدیک بوده، تمجید کردهاند. «سرخپوست» یک نظمی در اجرا دارد و روایتی کلاسیک دارد که آن را دوست دارد.
حرف پایانی درباره فیلم؟
با اطمینان میگویم تجربه تماشای «سرخپوست» بر پرده سینما خیلی متفاوت است با تجربهی دیدن آن روی صفحه تلویزیون.
منبع: ایسنا










































































































































































































