سعید سرفرازیان روزنامه نگار چرا مربیان بزرگ خارجی؟ علاقهمندی مدیران ورزش، فدراسیون فوتبال و باشگاههای کشور همیشه به مربیان بزرگ خارجی بوده است و هر زمان که عزم نمودهاند مربی خارجی استخدام نمایند از استخدام نامهای بزرگ صحبت به میان آمده اما به هر دلیل خیلی از این علاقمندیها به سرانجام نرسیده و در عمل […]
سعید سرفرازیان
روزنامه نگار
چرا مربیان بزرگ خارجی؟
علاقهمندی مدیران ورزش، فدراسیون فوتبال و باشگاههای کشور همیشه به مربیان بزرگ خارجی بوده است و هر زمان که عزم نمودهاند مربی خارجی استخدام نمایند از استخدام نامهای بزرگ صحبت به میان آمده اما به هر دلیل خیلی از این علاقمندیها به سرانجام نرسیده و در عمل مربی اسم و رسم دار زیادی به فوتبال ایران نیامده است.
البته علاوه بر مدیران ورزشی و فوتبالی کشور هواداران فوتبال ایران هم همیشه به مربیان خارجی روی خوش نشان دادهاند و از آمدن مربیان خارجی به فوتبال ملی و باشگاهی استقبال نموده و حتی از مدیران فوتبالی به جد درخواست میکنند که اگر بنا به حضور مربی خارجی در فوتبال ایران است باید مربی خارجی بزرگ و کارنامهدار باشد چون مربیان گمنام و شکست خورده کمکی به فوتبال ما نمیکنند.
موانع استخدام مربی بزرگ خارجی
مسائل فرهنگی و محدودیتهای مالی و چگونگی و مدت حضور مربی خارجی در ایران از موانع حضور مربیان بزرگ در فوتبال ایران است. البته در این سالها مربیان اسم و رسم داری هم به فوتبال ما آمدهاند، اما در بیشتر موارد پروژهی استخدام مربی خارجی نامدار تا حد گزینه بودن پیشرفت داشته و کار به حضوری مستمر نرسیده است.
عامل موفقیت مربیان خارجی در ایران
با بررسی کارنامه و سابقهی حضور مربیان خارجی در فوتبال ایران دریافتیم که صرفاً نامدار بودن و روزمهی مربی نمیتواند به تنهایی تضمینکنندهی موفقیت او در فوتبال ایران باشد چه بسا مربیان بزرگی که به فوتبال ایران آمدند ولی دست از پا درازتر رفتند و با عملکردی ضعیف روی هرچی مربی بی نام و نشان را سفید کردند. به دلیل اینکه فوتبال ایران از ویژگیهای خاصی برخوردار است و از استاندارد ثابتی چون فوتبال اروپا برخوردار نیست برای توفیق مربی خارجی در ایران نمیتوان از یک سبک و سیاق خاص اسم برد. فوتبال ایران با توجه به وجود استعدادها و توانایی بازیکنان فوتبال در بعد فردی بیشتر به مربیانی روی خوش نشان میدهد که مربی مربوطه بتواند نکتهای تازه به فوتبال ما و بازیکنان تیمهای مختلف ارائه دهد. به همین دلیل درصد موفقیت از مربیانی بیشتر است که به عنوان مربی-معلم عمل میکنند. در همین راستا مربیانی که از خارج به فوتبال ما آمدهاند و به این موضوع توجه نمودهاند به موفقیتهای خوبی رسیدهاند. در این این نوع نگرش دیگر نامدار بودن و گمنام بودن مربی تاثیر چندانی در موفقیت مربی ندارد بلکه مهم دانش جدیدی است که آن مربی ارائه میدهد.
مربیان تأثیر گذار خارجی
رایکوف اواخر دههی ۴۰
مرد یوگسلاو زمانی که وارد فضای فوتبال ایران شد بی پروا به جوانگرایی دست زد. او مفهوم قدرت بدنی و نگاه ویژه به تمرینهای فیزیکی را به تاج (استقلال) هدیه داد. این همان نکتهی اساسی بود که تا قبل از رایکوف در فوتبال ایران به آن توجه نشده بود. یک درس تازه با یک مربی علاقمند به پرورش و تربیت شاگردان جدید که ثمرهاش بالندگی و اوج گرفتن ناصرحجازیها، حسنروشنها و دهها بازیکن دیگر بود که نامی در فوتبال ایران برای خود دست و پا کردند. رایکوف پای اعتقاد و اعتمادش ایستاد تا بزرگترین دستاورد فوتبال باشگاهی ایران را برای آبیپوشان پایتخت که قهرمانی در قارهی کهن بود را به ارمغان آورد. البته رایکوف در تیم ملی هم خدمات شایانی به فوتبال ایران نمود به او لقب معمار فوتبال ایران هم داده شده است.
آلنراجرز اواخر دههی ۴۰
همان زمان که رایکوف در تاج هنرنمایی میکرد آلنراجرز هم در پرسپولیس بود برای فوتبال ایران نقشههای جدیدی در سر میپروراند. راجرز نیز رسمی جدید و سبکی نو برای فوتبال ایران و باشگاه قرمزهای پایتخت بنیان نهاد. شیوهی کلاسیک از سانترفوروارد سرزن، که جلوی تیمها قرار گیرد او تاکتیک خود را بر مبنای سانتر بلند از جناحین قرار داد. علی پروین بعدها با این روش در پرسپولیس و تیم ملی موفقیتهای خوبی برای فوتبال ایران به دست آورد.
استانکو پابلهکوویچ میانههای دههی ۷۰
او اهل کرواسی بود و اولین هوای تازه را پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فوتبال ایران هدیه داد. این مربی جسور و نوگرا برای هدایت پرسپولیس و انتخاب امیر عابدینی به فوتبال ایران آمد. جوانگرایی اولین اقدامی بود که استانکو در پرسپولیس پیر انجام داد. سپس با جابجاییهای مهرهها که تا آن روز در فوتبال ما کمتر به آن توجه شده بود یک رنسانس جدید در عرصهی فوتبال باشگاهی به وجود آورد. تاکتیکهای روز دنیا و بر هم زدن ریتم فوتبال ایران که تا آن زمان در چارچوب سنتیاش حبس شده بود باعث شد فوتبال ما واقعاً نفسی چاق نماید. بازیکنان سن و سالداری که جرأت کنار گذاشته شدنشان وجود نداشت و چون سنگی سخت مقابل استعدادهای ناب جوانی را بسته بودند با جسارت استانکو کنار گذاشته شدند و جوانان با استعداد و خوش تکنیک مزهی واقعی یک فوتبال ناب و دیدنی را به هواداران فوتبال ایران و پرسپولیس را چشاندند. استانکو به تیم ملی هم رفت اما موفقیتی نصیبش نشد.
والدایرویرا اواخر دههی ۷۰
روزهایی که فوتبال ایران در جنگ و جدال برای رسیدن به جام جهانی فرانسه بود، بیم و امیدی سنگین فضای فوتبال ایران را در بر گرفته بود ویرا با آن دم مسیحایی خود به داد فوتبال ایران رسید. فوتبالی که در دام لجاجتهای محمدمایلیکهن سوخته و ساخته بود. ویرا مدت کمی در فوتبال ایران حضور داشت، اما در همان حضور کوتاه مدت تاثیر خود را گذاشت. جسارت، امید هدیهی برزیلی به فوتبال ایران بود. او به مربیان و بازیکنان تیم ملی و حتی اهالی فوتبال ایرانی یاد داد که باید از فوتبال لذت برد اگر از فوتبال لذت ببری در سیدنی استرالیا و با وجود دو بر صفر هم عقب باشید و یک استرالیای قدر و هوادارانی مغرور هم مقابل شما قرار داشته باشند این شما هستید که بلیط پاریس را به نام خود اوکی خواهید کرد.
تومیسلاوایویچ دههی ۷۰
حضورش در فوتبال ایران بیشتر شبیه یک معجزه بود. نابغهای شگرف و استاد بی بدیل و استراتژیست فوتبال جهان تومیسلاوایویچ سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد تا پسران آریایی ایران زمین با هدایت او در جامجهانی فرانسه حضوری قدر داشته باشند. او تنها پنج ماه در فوتبال ایران حضور داشت اما به جرأت میتوان گفت که به اندازهی پنج سال برای فوتبال ایران مفید بود. ایویچ به وسیلهی بهترین رئیس فدراسیون فوتبال ایران یعنی محسنصفاییفراهانی به ایران آورده شد و همان بهترین رئیس فدراسیون فوتبال هم این مربی کاربلد را از فوتبال ایران کنار گذاشت. این برکناری یکی از تصمیمهای اشتباه در تاریخ فوتبال ایران بود چون در بدترین مقطع زمانی رقم خورد اگر این اتفاق نمیافتاد بی شک حال و روز فوتبال امروز ایران به شکلی دیگر بود. ایویچ در همان مدت کوتاه با تمرینات طاقت فرسا بدنی به فوتبال ایران یاد داد آمادگی بدنی شرط حضور موفق در تورنمنتهای بینالمللی است. او به نفسهای چاق و بدنهای قبراق اعتقاد داشت و این هدیه را برای فوتبال ما در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه به یادگار گذاشت.
بلاژویچ دههی ۸۰
در سالهای ابتدایی دههی ۸۰ حضور بلاژویچ مربی کرواسی در جام جهانی فرانسه با استقبال هواداران فوتبال ایران روبرو شد. او با سومی جهان که با کرواسی به دست آورده بود به همراه برانکو ایوانکوویچ دستیارش وارد تهران شدند. این دو پس از سالها یکبار دیگر در تاکتیکهای فوتبال ایران انقلاب جدیدی به وجود آوردند و همزمان با تحولات تاکتیکی در فوتبال جهان و توجه ویژه به وینگرها، شیوهی ۴-۳-۳ هجومی را در فوتبال ایران بنا نهادند. هجوم از گوشهای چپ و راست و حرکتهای اوورلب متوالی و پاس به داخل منطقهی جریمه عصارهای از این تاکتیک جالب توجه بود. غلبه بر اسلواکی و شکست دادن ایرلند در تهران از دستاوردهای این شیوهی نوین بود که بلاژ دوستداشتنی برای فوتبال ما احیا کرد . هرچند ما با بلاژویچ از رسیدن به جام جهانی باز ماندیم، اما او حضور تاثیر گذاری در فوتبال ایران داشت. تنها عیب بلاژویچ عدم توان لازم برای برخورد با حواشی اطراف تیم ملی بود.
برانکو ایوانکوویچ در دو مقطع
دستیار بلاژویچ بود و معروف به پروفسور فوتبال، سرد و خشک بود، اما حالا که پا به سن گذاشته و پختهتر شده است بی پروایی های زیادی از خود به نمایش میگذارد. در اوایل کار در تیمهای ملی امید و بزرگسالان از قدرت چندانی در کنترل حاشیههای درون اردویی برخوردار نبود. حتی در آن زمان شایعه شده بود که در تیم ملی فوتبال ایران دستهبندی و باندهای مختلفی وجود دارد و این گروهها و باندها هستند که عنان کار را در اختیار دارند. قهرمانی تیم امید در بوسان کره با برانکو به خاطر شکست تیم ملی بزرگسالان در جام جهانی آلمان با حواشی شرمآور به چشم نیامد. برانکو یکبار دیگر به فوتبال ایران بازگشت. این بار مقصد تیم ملی نبود او برای تیم پرسپولیس به ایران آمده بود. حاصل این حضور برای برانکو سه قهرمانی در لیگ برتر و حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا در دورهی گذشته است . پر افتخار و محبوب، او برای پرسپولیس بی رمق یک نسخهی شفا بخش پیچید بازیهای تماشاگر پسند با تکیه بر نظم و انضباط تیمی حتی اگر ستارهای ساز جدایی کوک کرد برای برانکو و تاکتیک او خللی ایجاد نمیشود. قدرت بدنی بالا، خستگیناپذیر و دوندگی از ویژگیهای برجستهای است که برانکو در پرسپولیس ساخته و پرداخته کرده است.
کارلوسکیروش از سال ۹۰ تا ۹۷
آخرین مربی بزرگی که به فوتبال ما آمد . کیروش پرتغالی با آموزههای جدیدی که برای فوتبال آشفته و سردرگم ما آورد باعث شد به فوتبال ایران در جهان نگاهی دیگر صورت گیرد. ارمغان مرد بد اخلاق و جدی پرتغالی سازماندهی پیشرفتهی دفاعی، تاکتیکپذیری شگفتانگیز، واقعگرایی و استفادهی بهینه از داشتهها و مهمتر از همه از ریشهزدن بازیکن سالاری بود. کیروش یک گروه سرباز وظیفهشناس و آماده به نبرد را مهیای حضور در میادین بینالمللی کرده بود و خود فرماندهی قدر که همه چیز باید با هدایت او باشد. اشراف کامل بر تمامی مسائل تیم ملی باعث شده بود که در تیم کیروش کوچکترین بی نظمی وجود نداشته باشد. صداقت رفتاری و گفتاری کیروش با بازیکنانتیم منجر به اعتمادی عمیق بین استاد و شاگرد شده بود تا هر لحظه شاگرد بی چون و چرا آمادهی انجام وظیفه باشد. این ساختار محکم به تیم ایران یک شخصیت با ثبات و قابل اعتنا بخشیده بود. حضور ایران در جامهای جهانی ۲۰۰۱۴ و ۲۰۰۱۸ با کمترین دردسر در مراحل مقدماتی اتفاق افتاد. هشت سال حضور در فوتبال ایران برای یک مربی طراز اول چون کیروش یعنی او کارش را خوب بلد بوده است. هرچند در اواخر حضورش با اهالی رسانه به چالش خورد ، اما نام و رد پای کیروش در فوتبال ایران پاک شدنی نیست.
سایر مربیان تاثیرگذار
مربیان خارجی دیگری هم هستند که در یک نگاه عام و کلیتر خدمات گرانبهایی به فوتبال ایران داشتهاند شاید نتوان در خدمات و تاثیرگذای آنها را هم ردیف مربیان نامبرده قرار داد، اما این مربیان هم رگههایی از نوگرایی و تغییر در فوتبال ایران از خود به یادگار گذاشتند. تاثیرگذاری این گروه هم فارغ از قیمت و جایگاه شغلی آنان است، مربیانی چون آری هان، مصطفیدنیزلی، لوکابوناچیچ، ملادنفرانچیچ، زلاتکوکرانچار و وینفردشفر در سالهای اخیر و اوفارل، جگیچ و گامبوش در سالهای دور اشاره کرد. این افراد در حرکت قطار فوتبال ایران ریلگذارانی موثری بودند. شاید بر اثر مشکلاتی سرعت ریلگذاری کند شد اما از حرکت نایستاد.
شکست خوردهها
گده، کخ، زوبل، سکوموروخوف، متکویچ، وینگادا ، سیموئز، از مربیان نسبتاً نامداری بودند که همای موفقیت بر شانههای آنها ننشست. با تمام این اتفاقات داستان حضور مربیان خارجی در فوتبال ایران ادامه دارد. جریانی که در ارزیابی کلی مثبت بوده و به شکوفایی فوتبال ایران کمک زیادی کرده است.










































































































































































































