مائده مطهریزاده/ این روزها اینستاگرام پر شده از تکه فیلم های کوتاه هیولا! هر پیجی دقیقهای از آن را پخش کرده و لایکها و کامنتهای فراوانی مبنی بر اینکه «مدیری آخرشه!»، «مدیری مدیر کی بودی تو؟!»، «سلطان طنز مدیری» و «مدیری بینظیر: و… دریافت میکند! اما عجیب است که محتوای هیچکدام از کامنتها کمترین ارتباطی […]
مائده مطهریزاده/
این روزها اینستاگرام پر شده از تکه فیلم های کوتاه هیولا! هر پیجی دقیقهای از آن را پخش کرده و لایکها و کامنتهای فراوانی مبنی بر اینکه «مدیری آخرشه!»، «مدیری مدیر کی بودی تو؟!»، «سلطان طنز مدیری» و «مدیری بینظیر: و… دریافت میکند!
اما عجیب است که محتوای هیچکدام از کامنتها کمترین ارتباطی با فحوای واقعی کلام هیولا ندارد و مردمی که روزهای هفته را به انتظار مینشینند تا دوشنبهای دیگر با هیولا از راه برسد، هرگز دوست ندارند راجع به پیامهای دوپهلو و گاه چندپهلوی هیولا با یکدیگر اختلاط کنند!
البته این موضوع از دو حال خارج نیست! یا مردم ما آنقدر سطحینگر شدهاند که دوست ندارند به عمق چیزی هرچقدر هم عیان و عریان سرک بکشند یا آنقدر تلخی روزگار به جانشان ریخته شده است که دوست ندارند واقعیتهای تلخ را از پسِ هر سکانس، دیالوگ و حرفی دریابند و دستکم لحظاتی هرچند کوتاه با خود اندیشه کنند که در طول این سالها چه بر سر خودشان و فرزندانشان و مملکتشان آمده است!
کارگردانی که زیادی کارش را بلد است!
مدیری هم البته دیگر آن مدیری سالهای پیش نیست و حالا فرسنگها با مدیری ساعت خوش، ببخشید شما، پاورچین، نقطهچین، حتی شبهای برره و باغ مظفر فاصله گرفته است، زیرا او دیگر در کار خود پخته شده است و خطوط قرمز میان طنز و لودگی، طنز و بدآموزی و طنز بیمعنا و پرمحتوا را رعایت میکند تا طنزی قابل و قائل به شرافت و کرامت انسانی را به جامعه خود ارائه کند.
مدیری در کسوت کارگردانی از نظر من به مدیری قبل از سریال طنز مرد هزار چهره و بعد از آن تقسیم میشود!
مهران مدیری تا قبل از مرد هزار چهره یک و دو، طنز را با لودگی، بدآموزی و … اشتباه گرفته و در پسِ هیچ یک از سکانسهایش، اثری از طنز متعهد دیده نمیشد! و گویا تنها به لب آوردن لبخندهای زورکی و تصنعی و نهایتا ورد زبان شدن تکههای طنز و همذات پنداری (اغلب جوانان) با تیپسازیهای برنامههایش او را راضی میکرد که خود را یکهتاز عرصه مدیریت طنز تصویری بداند و بنامد!
اما نمیدانم که چه شد به یکباره مدیری، از جایی که در طنز ایران اشغال کرده بود برخاست و خودش و افکار قدیمیاش را تکان داد و شد همینی که میبینیم.
او حالا آنقدر دغدغهمندانه به فکر اصلاح تفکرات پوسیده و مرهم گذاشتن بر زخمهای کهنه اجتماع و به خود آوردن مسئولان و باز کردن چشمانشان به روی حقیقت نحوه اداره ایران است که گاه به سیاسی کاری و سیاست بازی هم متهم میشود. اما کیست که نداند ایران سالها بود به چنین کارگردان جسور و بیباک و خلاقی در عرصه طنز نیاز داشت و چه خوب که حالا مدیری توانسته است این خلاء بزرگ را هنرمندانه و مسوولانه پر کند…!
خدارو شُکر!
«خدارو شُکر» که مدیری این روزها با سریال درخشانش یعنی هیولا بر سر زبانها افتاده و مردم کوچه و بازار و احیانا مسئولان نسبتا محترم، دستکم در اینستا قسمتهایی از آن را میبینند بلکه بفهمند در اداره ملک و مملکت کجای کارند و کاش بدانند که با اوج سهلاندیشیها و بیتدبیریها و سطحینگریها آینده ایران را تا کجا سیاه و کبود کردهاند!
و البته کاش مردم هم به این حقیقت مهم پی ببرند که هیولای ساخته مدیری کاملا واقعی و حقیقی بوده و بلکه هیولاهای واقعی از این هم خطرناکتر و بیمهاباتر و نابودکنندهتر در میان ما زندگی کنند، البته اگر بدانیم!






































































































































































































