ترک مناقشه و قطع مذاکره
ترک مناقشه و قطع مذاکره
برابر آخرین تحولات و اتفاقاتی که پس از جنگ چهل‌روزه بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا رخ داد و با توجه به آخرین اخبار و تحلیل‌ رسانه‌های جهانی، می‌توان گفت آمریکا نتوانست شرایط خود را به تهران تحمیل و جمهوری اسلامی ایران را وادار به تسلیم کند اما نسبت به برخی بندهای دهگانه موردنظر تهران نیز موضع دفاعی دارد و از انجام آن سر باز می‌زند.

احمد شیرازیان _ خبرنگار | دونالد ترامپ در آخرین نشستی که با مشاوران امنیتی و نظامی خود داشته است، حرفی قطعی بر نقض آتش‌بس و آغاز مجدد جنگ نزد و حتی پیشنهادی که برخی میانجی‌گران مدعی شدند از تهران رسیده است مبنی بر این‌که آمریکا، محاصره دریایی ایران را بشکند و تهران نیز تردد در تنگه هرمز را به شرایط قبل از جنگ باز گرداند را قابل قبول دانست.
هنوز شرایط بین دو طرف مبهم و شکننده است اما با عبور از روز بیستم آتش‌بس می‌توان امیدوار بود آتش‌بس دو هفته‌ای بین طرفین که طرفداران بسیاری در منطقه و جهان دارد، قرار نیست نقض شود.
بسیاری از متحدان اروپایی ترامپ مانند نخست‌وزیر انگلستان روز گذشته صراحتاً تأکید کردند که به‌رغم فشارهای سیاسی زیاد، قصدی برای ورود به جنگ با ایران را ندارند و کشورهای عربی منطقه هم که آشکارا دریافتند حضور پایگاه‌های متعدد منطقه در خاک این کشورها، هیچ کمکی به اوضاع امنیتی آنان نکرده است، نیز دوست ندارند مجدداً موشک‌ها و پهپادهای ایرانی را بر زیرساخت‌های خود تجربه کنند به‌ویژه آن‌که دیدند سیستم‌های ضدموشک آمریکایی هیچ کمکه به دفع حملات هدفمند تهران نکرده است.
برابر مجموع آنچه که گفته شد تا این لحظه وضعیت ترک مناقشه و جنگ و پایان مذاکرات و رسیدن به نقطه‌ای که می‌توان از آن به امتناع رسیدن به توافق نام برد، قطعی است و تهران خود را در این وضعیت، پیروز می‌داند.
آمریکا و اسراییل با همراهی هم حملات ۹ اسفند را با این هدف آغاز کردند که به اهدافی چون قطع غنی‌سازی در خاک ایران، انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد به آمریکا، مهار توان موشکی و پهپادی تهران، قطع حمایت تهران از محور مقاومت و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی برسند اما امروز به هیچ کدام از اهداف خود نزدیک نشدند و بدتر از همه تهران در منطقه دستِ بالا را دارد و تردد در تنگه هرمز با اجازه سپاه پاسداران ممکن است و حاصل جمع این وضعیت چیزی جز شکست آمریکا نیست هرچند جمهوری اسلامی ایران نیز در این جنگ بیش از سه هزار شهید و زیرساخت‌های نظامی بسیاری را از دست داده است.
آنچه که در صورت چنین وضعیتی، نگران‌کننده است و کشورهای منطقه و همچنین میانجی‌گرانی چون پاکستان و عمان و کشورهایی چون چین و روسیه نیز از آن ناخشنود هستند، تداوم وضعیت نه جنگ و نه صلح است که برخی تحلیل‌گران رسانه‌های آمریکایی از آن با عنوان «مناقشه منجمد» یاد کردند و آن را برای اقتصاد آمریکا و جهان خطرناک می‌دانند.
در فضای رسانه‌ای غرب و ایالات متحده همه کارشناسان و همچنین سیاسیون، ترامپ را بازنده این جنگ می‌دانند اما دونالد ترامپ به عنوان سیاست‌مداری خودشیفته نمی‌تواند با این حقیقت کنار بیاید که با آغاز این جنگ، نه تنها موفق نشد مناقشه ایران را حل کند که به پیچیدگی آن افزود و ناخواسته جمهوری اسلامی ایران را در موضعی بالاتر از آغاز جنگ قرار داد و نمی‌داند با این کلاف سردرگم چه کند.
نکته مهم بعدی که این آرامش را تهدید می‌کند اسراییل و همچنین نگاه فردی به نام بنیامین نتانیاهو است. این روزها هیچ کس به اندازه وی از این آتش‌بس و همچنین توقف جنگ در لبنان عصبانی نیست.
در نگاه تحلیلی ما مردان عاقلی که در دولت دونالد ترامپ هستند مانند جی‌دی‌ ونس معاون اول وی می‌توانند ترامپ را متقاعد کنند که آغازگر مجدد جنگ نباشد اما واکنش نتانیاهو در روزها و هفته‌های آتی می‌تواند این آرامش نسبی را به هم بریزد. اگر وی جنگ در لبنان را آغاز و به مواضع حزب‌الله حمله کند، واکنش تهران محتمل است و در چنان وضعیتی می‌توان شکست آتش‌بس میان تهران و واشنگتن را انتظار داشت.
پاشنه آشیل آتش‌بس میان تهران و واشنگتن این است که طرف سومی به نام اسراییل دارد که ابداً از ان خشنود نیست و تلاش خواهد کرد آتش جنگ را شعله‌ور کند.