دوست عزیز وقتی آدرسی رو بلد نیستی بهتره بگی بلد نیستم. چرا بی جهت آدرس اشتباه میدی مردم. مورد داشتیم طرف، خواسته بره انقلاب، سر از تهرانپارس در آورده (به قول مدیری: دیدم که میگم!) سوغاتی من کو؟! یادش بخیر قدیم ها، تا یه نفر از سفر می اومد، اول از همه نگاه ما به […]

دوست عزیز وقتی آدرسی رو بلد نیستی بهتره بگی بلد نیستم. چرا بی جهت آدرس اشتباه میدی مردم. مورد داشتیم طرف، خواسته بره انقلاب، سر از تهرانپارس در آورده (به قول مدیری: دیدم که میگم!)

سوغاتی من کو؟!

یادش بخیر قدیم ها، تا یه نفر از سفر می اومد، اول از همه نگاه ما به چمدونش بود. هر چی چمدون طرف بزرگ تر بود، خوشحال تر بودیم چون احتمال سوغاتی بزرگتر وجود داشت (ولی جدیدا بهمون میگن سوغاتی لطفه، نه وظیفه!)

هزارتا کار ریخته سرم!

بعضی وقتا که گند می زنیم توی همه ی کارها، یه توجیه خوب داریم: خب هزارتا کار ریخته سرم! (واقعا کی بهت میگه هزارتا کار رو قبول کنی؟ مگه بیشتر از دو تا دست داری! این بهانه ها چیه واقعا!)

حداقل عطرت رو عوض کن!

طرف میشینه توی تاکسی تازه یادش میاد توی کیفش ادکلن داره. در میاره و صد تا پاف میزنه توی لباس و گردن و زیر بغلش. یه درصد پیش خودش نمیگه بغلی حساسیت داشه باشه یا از این بو خوشش نیاد!