ولی اله پاشا/ روزنامه نگار کانال «صدای هاشمی»، نزدیک به محسن هاشمی رفسنجانی رییس شورای شهر تهران، به درج مطلبی با تیتر «خيانت دوباره ليست مثلا اصلاح طلب به مهندس محسن هاشمي رفسنجاني» اقدام کرد. در ادامه مطلب آمده است: «برخي از اعضاي شوراي شهر تهران خوب است به ياد بياورند اعتبار همان ليستي كه […]
ولی اله پاشا/ روزنامه نگار
کانال «صدای هاشمی»، نزدیک به محسن هاشمی رفسنجانی رییس شورای شهر تهران، به درج مطلبی با تیتر «خيانت دوباره ليست مثلا اصلاح طلب به مهندس محسن هاشمي رفسنجاني» اقدام کرد.
در ادامه مطلب آمده است: «برخي از اعضاي شوراي شهر تهران خوب است به ياد بياورند اعتبار همان ليستي كه شما راي آورديد، مهندس هاشمي بود. مردم به خيانت هاي شما و برخي نماينده هاي مجلس كه به نام اصلاح طلبي وارد شديد و اميد مردم را نا اميد كرديد در دوره هاي بعد پاسخ دندان شكني خواهند داد.»
مطالب فوق که عقده گشایانه و غیر حرفه ای نگاشته شد، اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران را مخاطب قرار داد و آنان را بخاطر رای ندادن به محسن هاشمی رییس شورای شهر تهران برای تصدی شهرداری پایتخت مورد توهین و شماتت قرار داد.
این در حالی است که؛ محسن هاشمی، بارها به میثاق اعضای شورای شهر تهران مبنی بر اینکه به جهت پرهیز از تشتت و حفظ یکپارچگی شورا، هیچ یک از اعضای شورای شهر تهران، کاندیدای شهرداری نشوند، اشاره داشت و از عدم تمایل خود برای شهردار شدن سخن گفت.
محسن هاشمی همچنین در آخرین اظهارات خود پیش از رای گیری و انتخاب گزینه های نهایی جایگزین افشانی، گفته است: «من اسم خود را به عنوان نامزد شهرداری اعلام نکردم، ولی توسط اعضای شورا معرفی شدم. امیدوارم آخرین انتخاب شهردار در شورای پنجم باشد».
آن مطلب کانال «صدای هاشمی» و این اظهارات محسن هاشمی تمثیل «با دست پس زدن، با پا پیش کشیدن» را در ذهن تداعی می کند!
آندسته از حامیان مهندس محسن هاشمی که رای ندادن برخی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران به وی برای تصدی شهرداری تهران را بهانه کرده و زمین اصلاح طلبی را به آسمان ناامیدی و خیانت دوختند و اعضای اصلاح طلب شورای اسلامی تهران را به مردم و انتخابات دوره بعد حواله داده و به آنان یادآوری کردند که اعتبار لیستی که رای آوردند، مهندس هاشمی بود، بهتر است بدانند:
اولا؛ مهندس هاشمی اعتبار خود را از کجا به دست آورد و چرا و چگونه در صدر لیست امید در انتخابات شورای شهر تهران قرار گرفت؟
دوما؛ همین مردم که از آن دم میزنید، مگر غیر از این است که به جناب هاشمی به عنوان عضوی از شورا رای دادند، نه شهردار!؟
سوما؛ مگر جناب هاشمی، با رای همین اعضا به اعتبار اینکه رای نخست مردم را اخذ کرد، رییس شورا نشد!؟
چهارم اینکه، در صورت رای اعضای شورا به مهندس هاشمی برای تصدی شهرداری تهران، آیا خلف وعده و زیر پا گذاشتن میثاقی نیست که اعضای شورا از آن یاد می کنند و جناب هاشمی نیز بارها به آن اشاره کرد!؟
پنجم اینکه، اگر مهندس هاشمی تمایل به شهردار شدن داشت، می بایست شفاف و رسا اعلام کرده، از ریاست و عضویت شورای شهر استعفا کند، برنامه ارایه نماید و در قامت گزینه ای جدی، وارد عرصه و پروسه انتخاب شهردار شود.
به قول معروف: شتر سواری آن هم در خیابان بهشت دولا دولا نمیشود!
جناب هاشمی بجای آن، به صندلی ریاست شورا تکیه داده، مقابل دوربین و در انظار عمومی از عدم تمایل خود به عنوان گزینه شهرداری سخن گفته اما در خفا تمایل و ناکامی خود را چماق کرده با دست حامیان به ظاهر دلسوزش بر سر اصلاح طلبان و اعضای موصوف به لیست امید در شورا می کوبد!
ضمن اینکه؛ مگر جناب هاشمی در جریان افراد و اسامی کاندیدای شهرداری و پروسه انتخاب از طریق رای اعضای شورا به گزینه های شهرداری نبود؟ مگر از اینکه نام ایشان نیز در لیست افراد پیشنهادی بود، خبر نداشت؟ پس چرا همانند برخی گزینه ها پیش از رای گیری انصراف نداد!؟ مگر غیر از این است که خواست اقبال خود را بسنجد تا اگر حایز اکثریت آرا شد، به تصدی شهرداری رضایت دهد و خرقه شورا از تن در آورد و جامه زربفت شهرداری را به تن کند و در غیر این صورت” سنگ مفت، گنجشک مفت”!
در پایان اینکه؛ با «صدای هاشمی» برای کسانی که نماینده و برآیند رای مردم اند و از حق قانونی خود در اقدامی دموکراتیک استفاده کرده و به گزینه های مورد نظر خود رای دادند، خط و نشان کشیدن و آنان را به خیانت متهم کردن، نه مناسب ِ شان فردی و جایگاه حقوقی این افراد است و نه متناسب با دیدگاههای آزاد اندیشانه جناب هاشمی که مبتنی بر احترام به صدای متفاوت و سلایق مختلف و آزادی رای و عقیده مخالف است.






































































































































































































