«مهلا مومن زاده فینالیست شد»؛ این جمله در صدر اخبار ورزشی ایران قرار گرفت. باز هم دختری از سرزمین مان پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد، و در قله افتخار خوش درخشید. نماینده ۱۷ ساله وزن تیم ملی تکواندو بانوان ایران در نخستین تجربه جهانی خود موفق شد با شکست […]
«مهلا مومن زاده فینالیست شد»؛ این جمله در صدر اخبار ورزشی ایران قرار گرفت. باز هم دختری از سرزمین مان پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد، و در قله افتخار خوش درخشید.
نماینده ۱۷ ساله وزن تیم ملی تکواندو بانوان ایران در نخستین تجربه جهانی خود موفق شد با شکست تمامی رقبایش مدال نقره مسابقات جهانی منچستر را کسب کند. مومن زاده دومین فینالیست جهانی تاریخ تکواندو بانوان ایران بعد از کیمیا علیزاده محسوب می شود که در دوره قبل پیکارهای جهانی به مدال نقره رسید.
بانوان سرزمین مان با تمام کم توجهی ها، نبود امکانات و ندیدن ها، باز هم ناامیدی را به خود راه نمی دهند، کفش آهنین پوشیده اند و به جان می خرند سختی های راه را، برای رسیدن به هدف می جنگند و به دوش می کشند تمام ناملایمات را. با تمام تبعیض ها خستگی نمی شناسند.
هنوز که هنوز است برای مطالبه حق شان، برای احقاق حقوق از دست رفته شان، قلم می گیرند نام شان را از فهرست تیم ملی.
باید بی سر و صدا بود، آهسته آمد و رفت، سرکشی تاوان دارد.
اکنون که مهلا مومن زاده مدال طلای جهانی را از آن خود کرده، بازار تشویق و عکس و وعده و وعید داغ است، اما نکند همین که هیجان این موفقیت فروکش کرد، مهلا مومن زاده هم فراموش شود و برای گرفتن پاداش خود مهر محرومیت بر پیشانی اش بخورد.
نه مقایسه می کنیم، نه حضور مردان را در عرصه ورزش کشور نادیده می گیریم و نه قصد داریم موفقیت هایشان را کمرنگ جلوه دهیم، اما همیشه کاستی ها در مقایسه و در کفه ترازو خود را نشان می دهند و در این مقام تفاوت ها انکار شدنی نیست.صحبت از زنانی است که ناگزیرند همیشه برای مطالبه کوچکترین حق شان بجنگند و بعضا راه به جایی هم نمی برند، چه در عرصه زندگی و امور اجتماعی و چه ورزش! چراکه قانون را مردان نوشته اند؛ مردانی که امید می رود لااقل مرزهای تبعیض را جابه جا کنند و زندگی برابر را به زنان ایران زمین به ارمغان بیاورند. سخن کوتاه اینکه، مهلا و امثال او هنوز در گام نخست موفقیت قرار دارند، در حقیقت آن ها سرمایه های ملی به شمار می روند، باشد که از این سرمایه ملی در جهت شکوفا کردن استعدادهای بیشتر دخترانمان بهره برده و نگذاریم به بیهودگی تلف شوند.
فغان افغانها آرام می گیرد؟
مهم ترین نشانه جغرافیایی انسان ها موضوع تابعیت است.
بحرانی که اتباع خارجی، بهویژه )افغان ها) در کشور ما با آن روبهرو هستند،ازدواج با زنان ایرانی و فرزندان حاصل از آن است، که تابعیت ایرانی ندارند . زیرا بر اساس اصل خاک و خون ، تبعه کشور متبوع پدر محسوب میشوند ، و از داشتن شناسنامه ایرانی محروم هستند و این ها شامل محرومیت تحصیلی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و قضایی و … نیز است که بر اثر قوانین حاکمه در ازدواج با مهاجران پدید می آید.
عمر «محرومیت اعطای تابعیت» یا اصل خون از مادر به فرزند، به ۸۵ سال می رسد ( از سال ۱۳۱۳ تاکنون) و حال لایحه تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی در مجلس تصویب شده است.با تصویب این لایحه این سوال مطرح میشود:
جبران سال ها محرومیت اتباع را با کدام لایحه تعیین و تکلیف می کنند؟محرومیتهای این کودکان که بزرگسالان امروزند، آنان را از دنیای خود عقب انداخته و به جای تحصیل ،به اجبار به کودکان کار در خیابانها و مزارع تبدیل کردهاست. .
کودکانی هم که بزرگسالی را تجربه نکردند، و در سانحه یا تجاوز به سبب نداشتن شناسه هویتی حقوقشان پایمال شد…
تصویب این لایحه در مجلس اگرچه یک اقدام مهم، در واقع گام نخست در جهت برطرف کردن یکی از مهم ترین تبعیض های اجتماعی کشور به حساب می آید، اما تا هنگامی که از سوی شورای نگهبان مورد تایید قرار نگیرد و به عنوان فانون ابلاغ نشور، نمی توان در مورد اجرای آن با قاطعیت صحبت کرد.










































































































































































































