استقلال آخرین بازی فصل را در دُبی برابر العین امارات انجام داد و موفق شد این تیم را با شکست روبهرو کند. این مسابقه یک دیدار تشریفاتی بود و تنها از جنبهی حیثیتی و دریافت پاداش afc اهمیت داشت. استقلال بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت و با یک برد شیرین به تهران بازگشت.قابل […]
استقلال آخرین بازی فصل را در دُبی برابر العین امارات انجام داد و موفق شد این تیم را با شکست روبهرو کند. این مسابقه یک دیدار تشریفاتی بود و تنها از جنبهی حیثیتی و دریافت پاداش afc اهمیت داشت. استقلال بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت و با یک برد شیرین به تهران بازگشت.قابل ذکر است از روزی که فرهاد مجیدی به عنوان نفر اول نیمکت استقلال انتخاب شد آبیها توانستند نتایج خوبی را کسب کنند و این حسرت را به جای گذاشتند کاش فرهاد زودتر میآمد. هرچند این پیروزیها چندان به کار آبیپوشان نیامد و رتبهی سومی جایگاهی بود که هم در لیگ برتر و هم لیگ قهرمانان آسیا نصیب آبیپوشان شد. این عناوین دردی از استقلال و هوادارانش که سالها منتظر قهرمانی در یک رویداد معتبر هستند دوا نکرد و امید به موفقیت به فصل بعد موکل شد. سوت پایان دیدار با العین در واقع سوت پایان فصل برای استقلال هم بود تا بازیکنان به تعطیلات پیش فصل آینده بروند. اما کار برای مدیران باشگاه تازه شروع شده انتخاب سرمربی تیم از اولویت بالایی برخوردار است چون بدون انتخاب سرمربی در واقع بسیاری از کارها مانند مذاکره و انتخاب بازیکنان عملا یک کار بیهوده است. مدیران استقلال با رسیدن نامهای از فیفا مبنی بر پرداخت مطالبات پروپیچ در دو ماه آینده درگیر یک چالش بزرگ شدهاند چون اگر این اتفاق نیفتد استقلال با مشکلات جدی و خطرناک روبرو خواهد شد.
پروندهی پروپیچ، ارمغانی از مدیران سابق
پرو پیچ اهل یوگسلاوی و بازیکن سابق آبی پوشان است که در زمان پرویز مظلومی به استقلال آمد. بازیکنی که اصلا نتوانست انتظارات را برآورده سازد و با یک قرارداد سنگین برای شکایت راهی فیفا شد. پروپیچ در روزهای ابتدایی شکایت خود از استقلال موافقت کرده بود که میتواند با استقلال به توافق برسد و با دریافت سی هزار دلار پرونده را مخدومه اعلام نماید. اما مثل همیشه کارنابلدی مدیران وقت استقلال روند پروندهای که به آسانی و با دلار ارزان قیمت قابل حل بود تبدیل به یک پروندهی سخت و پیچیده و البته با رقم سر سام آور سیصد و پنجاه هزار دلاری شده است. دسته گلهایی که مدیران سابق به آب داده اند و حالا به این دوران رسیده است این چالشها به راحتی قابل حل نیست و نیاز به پول فروانی دارد. آدمهایی که پای این بازیکنان را به استقلال باز کردند اینک در استقلال نیستند اما اشتباهاتشان همچنان استقلال را اذیت میکند. چگونه میشود که یک مربی در حالی که به بازیکن اعتقاد ندارد اما اصرار میکند این بازیکن باید به استقلال بیاید و مدیرعامل باشگاه هم بدون اینکه پرس و جو لازم انجام دهد زیر بار یک قرارداد سنگین و دو ساله میرود. وقتی سال اول بازی زیادی به بازیکن نرسیده چگونه دوباره شرایط تمدید قراردادش فراهم میگردد؟ این اتفاقات مشکوک و و شائبه برانگیز که حتی یکبار از سوی مراجع ذیصلاح مورد بررسی قرار نگرفته است و اینک باید پول زیادی به حلقوم بازیکنی ریخته شود تنها سه گل برای استقلال به ثمر رسانده است. این حکایت تلخ فوتبال ایران است.
شفر، پسر و طارقهمام
علاوه بر بدهی سنگین پروپیچ حل و فصل کردن قرارداد شفر و پسرش هم همین حالا وبال گردن مدیران استقلال شده است و اگر بخواهیم بدبینانه به نوع تعامل طارق همامعراقی با باشگاه نگاه کنیم این پرونده هم احتمالاً سرانجام خوبی نخواهد داشت. آیا با این مشکلات برای مدیران استقلال وقت آزاد و البته خیال آسودهای میماند به انتخاب یک سرمربی شاخص و خوب خارجی فکر کنند؟ آیا با این شرایط سخت اقتصادی پرداخت این همه پول از عهدهی مدیران استقلال ساخته است؟ آیا بازیکنان آزاد استقلال که همگی از بهترینهای تیم هستند با مشاهدهی این شرایط قمر در عقرب راضی به ماندن در جمع آبیپوشان میشوند؟ بازیکنان فعلی استقلال در حدود بیست الی سی درصد دریافتی داشتهاند، در واقع استقلال هم اکنون در محاصره قرار گرفته در محاصرهی چالش های سخت که بیرون آمدن از آن ها به وقت و انرژی زیادی احتیاج دارد . علاوه بر وقت و انرژی پول زیادی هم نیاز است تا وضعیت سر و سامان پیدا کند . این اتفاقات و این شرایط تاوان عدم وجود یک استراتژی مشخص و حضور مدیران کاربلدی است که وزارت ورزش با خود خواهی از استقلال دریغ کرده است. چرا وقتی میشود با خصوصیسازی مشکل استقلال به صورت ریشهای حل شود وزارت ورزش همچنان بر همان روش سنتی و غلط گذشته اصرار میورزد. آیا اگر استقلال یکبار دیگر از خرید بازیکن و نقل و انتقالات محروم شود برای کسی به جز هواداران مهم است؟ هواداری که در این سالها فقط سوخته است و دم بر نیاورده تا شاید از جایی کور سوی امیدی به تیم محبوبش رو کند ولی ظاهراً از این خبرها نیست . اینجا فقط خبر بد به گوش میرسد.






































































































































































































