گویا عصری بر فوتبال ایران حاکم شده است که قافله سالار آن را باید مربی تیمی بدانیم که شرایط قهرمانی برایش مهیا شده، عصر بگو وبخندهای رسانه ای و عصری سوار بر مراد گیریهای وصف ناپذیر ، با انصاف که باشیم و از نگاهی عدالت نگر که بنگریم باید دو بعد این قضیه را بررسی […]

گویا عصری بر فوتبال ایران حاکم شده است که قافله سالار آن را باید مربی تیمی بدانیم که شرایط قهرمانی برایش مهیا شده، عصر بگو وبخندهای رسانه ای و عصری سوار بر مراد گیریهای وصف ناپذیر ، با انصاف که باشیم و از نگاهی عدالت نگر که بنگریم باید دو بعد این قضیه را بررسی کنیم:
برانکو ایوانکوویچ را همه فوتبال دوستان ایرانی می شناسند و بر توانایی های او واقف هستند و البته هم نباید منکر ابعاد فنی او بود و لازم است موشکافانه به حضور وی در فوتبال ایران اشاره کنیم . اینکه چرا پرسپولیس دراین چند فصل دونده ترین است ، اینکه چرا کمترین محرومیت و بیشترین موفقیت را در طول یک فصل دارد را هم به او وهم شرایط فوتبال ایران نسبت داد.
بازیکن سابق ومربی کروات تباری که سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ بود و همچنین تیم فوتبال امید ایران را در بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲ قهرمان کرد. در شانزدهمین، هفدهمین و هجدهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران به عنوان سرمربی سکان دار تیم پرسپولیس بوده و توانست سه عنوان قهرمانی را با شرایط ویژه بدست آورد.
در نظم و انضباط حاکم بر تمرینات برانکو در این سه دوره شکی نیست و آنجا که از نامهایی چون رضاییان و مسلمان هم به سادگی گذر میکند هم باید مثبت اندیشانه به موضوع نگریست ، اما لازم است چند اتفاق را مروری بکنیم.
جام اول: تراکتور و استقلال و قهرمانی پرسپولیس: آنجایی که تذکرات و تهدیدات مربوط به عدم پرداخت بدهی‏های سه باشگاه به ایران میرسد و اما چه میشود که پرسپولیس میتواند وقت بخرد و پنجره ای باز نگه دارد و دو تیم دیگر کارنامه بدهی را در دستان خود نگه داشته و محروم میشوند خود جای سوال است . هیچگاه نباید از بازی شش امتیازی پرسپولیس و تراکتور که در شرایطی کاملا نابرابر برگزار شد به سادگی بگذریم .
جام دوم : پنجره بسته و شرایط خاص: باید که پنجره بسته پرسپولیس نعمتی گرانبایی شد تا این تیم علاوه بر هماهنگی‏های موجود با گوشه چشم مسئولان آنچنان یکتازی کند که حتی فینال رویایی آسیا را نیز تجربه نماید، البته اتفاقات انضباطی رخ داده گاهی این شائبه را بوجود می آورد که شاید رفتاری مهربانانه تر با برانکو و تیمش بوده است ،آنجا که بگو مگو ها وبیانیه های سرمربی تیم ملی با برانکوو بازگشت ملی پوشان و تغییرات نامحسوس برنامه های تیم ملی هم روند قهرمانی را تسهیل تر نمود.
جام سوم: یک پروسه نقل و انتقالاتی کامل در ابتدای فصل و جذب بازیکنان تراز اول و اردوهای به موقع و جنگ بازیکنان این تیم در همه جبهه ها اعم از بازی و حواشی نیم فصل را با جمع اوری امتیازات لازم به پایان رساند . آری برانکو از دوران دستیاری بلازویچ در تیم ملی و بعد سرمربیگری تیم ملی درس هایی آموخته بود و آن هنگام که به عنوان مربی یک باشگاه وارد ایران شد از تجربه گران قدر خود استفاده کرد و پر واضح است که در حضور دوباره بعضی از هواداریهای تعریف شده و تعریف نشده هم به مدد آمد تا جایی به گفته خود ایشان که در دیدار رییس جمهور کرواسی فرمودند ؛ خوشبختانه اکثر مسئولان ایران هوادار تیم من هستند ، چرخه کامیابی را تمکیل کرده و پازل قهرمانیهای پیاپی جور گردید.
جای تعجب است که در مقایسه اتفاقات رخ داده اعم از داوری و حمایتی کفه برانکو و پرسپولیس سنگین تر است و گله و شکایت وی از شرایط موجود را باید به حساب فشارهای موجود در مربیگری گذاشت یا چیز دیگری بر دوستداران فوتبال روشن نیست.
همگان اتفاقات بعد از بازی سایپا را دیدند و تلویوزیون بارها نشان داد که بازیکنان این تیم با داوران و بازیکنان حریف چه کردند و محروم نشدند و در انتها فصل همه برانکو را مشاهده کردند که چگونه بعد از تساوی در برابر نفت مسجد سلیمان داور مسابقه را به باد انتقاد گرفت و البته شاید این طبیعی یک جریان بوده و در هر باشگاهی که دغدغه قهرمانی دارد هم دیده شود ، اما مهربانی راشاید هدیه ای بدانیم که بیشتر نصیب برانکو وتیمش شد
آری امروز عرصه فوتبال ایران جولانگاه مربی پرسپولیس شده و هر آنچه اتفاق می افتد تعبیری جز موفقیت ندارد اما باید برای آنچه که اخلاق و منش پهلوانی در تعریف ایران و قاموس ایرانی آمده بر برانکو و تیمش خرده بگیریم ، جایی که بی پروا می‏تازد و گاه چشم بر بعضی حقایق می‏بندد و شرایط را آنقدر بد توصیف می‏کند که اگر کسی فوتبال ایران را دنبال نکرده باشد در افکار خود چیزهای دیگری را تصور می‏کند. حال آنکه این تیم اگر در حوادث داوری و غیره از دیگر تیم ها بهره بیشتری نبرده باشد کمتر هم نبرده است.