سعید سرفرازیان شرایط حاکم بر باشگاههای استقلال و پرسپولیس به حدی نگران کننده است که بسیاری از هواداران دو تیم، رسانهها و کارشناسان فوتبال از بهبود اوضاع و شرایط برای این دو باشگاه قطع امید کردهاند و معتقدند که در ادامه این دو تیم با چالشهای بیشتری روبرو خواهند شد. تجمع اعتراضی هواداران پرسپولیس در […]
سعید سرفرازیان
شرایط حاکم بر باشگاههای استقلال و پرسپولیس به حدی نگران کننده است که بسیاری از هواداران دو تیم، رسانهها و کارشناسان فوتبال از بهبود اوضاع و شرایط برای این دو باشگاه قطع امید کردهاند و معتقدند که در ادامه این دو تیم با چالشهای بیشتری روبرو خواهند شد.
تجمع اعتراضی هواداران پرسپولیس در این روزها و هواداران استقلال در چند وقت پیش هم در راستای همین اوضاع وخیم صورت گرفته است.
تا هفتهی گذشته پرسپولیس روزهای آرامی را سپری میکرد و خبری از چالش و مشکل بزرگی نبود، اما جدایی ناگهانی برانکو ایوانکوویچ سرخپوشان را در وضعیتی بحرانی قرار داد. وضعیتی که تیم آبیپوش آن را در سه چهار سال اخیر بارها و بارها تجربه کرده است.
این شرایط بیثبات و هرج و مرج در استقلال و پرسپولیس به صورت همزمان در این فصل یک رکود زنی بی سابقه برای وزارت ورزش در عدم رسیدگی به امور سرخابیها میباشد.
وزارت ورزشی که متولی اصلی ادارهی امور سرخابیها میباشد و هر بار که برای این دو باشگاه مشکلی پدید میآید انگشت اتهام به سمت وزارت ورزش نشانه گرفته میشود و در واقع نباید غیر از این هم باشد.
این شرایط باعث ایجاد سوالات و ابهاماتی در ذهن میشود! چرا کنترل مدیریت استقلال و پرسپولیس اینگونه از دست وزارت ورزش خارج شده و دو باشگاه وارد حاشیه شدهاند؟ آیا وزارت ورزش دنبال هدف خاصی است؟ ضعیف کردن دو تیم پر هوادار در این شرایط حساس چه معنایی میتواند داشته باشد؟ پاسخ این سوالات و ابهام
ما را به این حدس می رساند که وزارت ورزش در پی به وجود آوردن شرایطی است تا فصل آینده یک تیم شهرستانی به قهرمانی لیگ برتر برسد و اینگونه القا شود که در زمان زمامداری وزارتخانه مذبور بر ورزش ایران حتی تیمهای شهرستانی هم به قهرمانی و موفقیت رسیدهاند و وزارت ورزش نگاه تبعیضآمیزی به تیمهای تهرانی و به ویژه تیم خاصی ندارد.
در سه سال گذشته اقدامات و فعالیت های وزارت ورزش شائبهی پرسپولیسی بودن مدیران وزارت ورزش را قوت بخشیده بود و بسیاری از هواداران تیمهای مختلف از جمله استقلالیها معتقد هستند که اگر اعمال نفوذ وزارت ورزش در برخی از مسائل نبود محال بود که پرسپولیس بتواند به این موفقیتهای بزرگ برسد. مدیرانی که بخواهند در مدیریت همه را راضی نگه دارند به دست خود شرایط را برای شکست و نابودی خود و مجموعهی تحت مدیریت خویش را فراهم کردهاند. این روش و شیوه مدیریتی نشانهای از ضعف و عدم وجود ساختاری مناسب در ساز و کارهای فضای ورزش و فوتبال ایران است.
پایمال کردن یک گروه به سود گروهی دیگر و بر هم زدن قوائد رقابت برابر شاخصهی اصلی برای پوشاندن ضعفها و سواستفاده از قدرت و جایگاه مدیریت است. نگاه معاملهگرایانه به رقابت، رقابتی که دیگر سالم نیست و نمیتوان روی موفقیت و نتیجهی به دست آمده از این نوع رقابت حساب ویژهای باز کرد.
تأسفبار است که فضای ورزش و فوتبال ما آلودهی چنین مسیری شود.
پیامد این سبک و سیاق از مدیریت کلان ورزش و فوتبال ورود مدیران ضعیف، بله قربانگو،کارنابلد، منفعتطلب و مصلحتاندیش است مدیرانی که تنها رضایت عوامل بالادست برایشان مهم است. این گونه مدیران فاقد اقتدار و قدرت لازم هستند و هرگز به توسعه و پیشرفت مجموعه کمکی نخواهند کرد.
مشکلات عدیدهای که این روزها باشگاههای پرهودار و به اصطلاح مردمی ما درگیر آن هستند نتیجهی حضور چنین مدیرانی است که به ویژگی آنها اشاره کردیم. ایجاد فضایی از بی اعتمادی و بسط دادن حواشی به بیرون از باشگاه به بهانهی افشاگری و شفافیت همه و همه حاصل همان مدیریتی است که در بالا شرح آن رفت. بودن مدیر مقتدر و توانا یعنی یک مانع برای سلیقهای عمل کردن، مدیر مقتدر اجازه نمیدهد که کارها به سمت هرج و مرج پیش برود چون در فضایی که آشفتگی باشد و هماهنگی لازم وجود نداشته باشد منافع باشگاه به راحتی قربانی میشود. هواداران استقلال و پرسپولیس هم که باید وضعیت پیش آمده را با غم و غصه به نظاره بنشینند و هر بار به امید ورود فردی کارآمد کف بزنند و در مقابل شعار حیا کن رها کن برای شخصی که تا دیروز قهرمانت بود سر دهید. به هرحال اگر وزارت ورزش هدفی پس این آشفتگی که در اردوگاه آبی و قرمز به وجود آمده پنهان داشته باشد باید فاتحهی فوتبال و رقابت سالم و جام تمیز را خواند.










































































































































































































