«بالاخره من ماندم و من، من از من رنجیده است، هیچ کس نیست برای پادر میانی» استاد مسلم ایرانی سینمای جهان اگر قربانی اشتباهات پزشکی نشده بود، اول تیر ماه ۱۳۹۸، ۷۸ سالگیاش را جشن میگرفت. عباس کیارستمی کارگردان، فیلمنامهنویس، تدوینگر، عکاس، تهیهکننده، گرافیست و کارگردان هنری بینالمللی، همچنین شاعر و نقاش ایرانی اول تیر […]
«بالاخره
من ماندم و من،
من از من رنجیده است،
هیچ کس نیست
برای پادر میانی»
استاد مسلم ایرانی سینمای جهان اگر قربانی اشتباهات پزشکی نشده بود، اول تیر ماه ۱۳۹۸، ۷۸ سالگیاش را جشن میگرفت. عباس کیارستمی کارگردان، فیلمنامهنویس، تدوینگر، عکاس، تهیهکننده، گرافیست و کارگردان هنری بینالمللی، همچنین شاعر و نقاش ایرانی اول تیر ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد. او فیلمسازی تأثیرگذار در سینمای جهان بهشمار میآید. کیارستمی بیش از ۴۰ فیلم سینمایی، کوتاه و مستند ساخت. او را باید در زمره سینماگران موسوم به موج نوی سینما در ایران به شمار آورد. شاعرانگی از ویژگیهای فیلمهای کیارستمی است. او از معدود هنرمندانی است که بهجد با متون و میراث کهن ادبی ایران همنشین بوده و پیوسته آنها را مرور کرده است. کیارستمی شاعری است که با زبان سینما میسراید. سرودی دارد که در همه آثار سینمایی او چشمگیر است. به عبارتی آثار او با جریان زندگی روزمره در هنر و اندیشه و ادبیات آمیخته بود و در دنیای کیارستمی شور زندگی و عشق به زیبایی موج میزد.
«از ستم روزگار
پناه بر شعر
از جور یار
پناه بر شعر
از ظلم آشکار
پناه بر شعر»
عباس کیارستمی که از نوجوانی به استعدادش در نقاشی پی برده بود، برای تحصیل در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هم همین رشته را انتخاب کرد و فعالیت حرفهای هنریاش را هم با نقاشی و گرافیک آغاز کرد و با طراحی پوستر به سینما رسید و کارش را با ساخت تیتراژ فیلم ادامه داد.
وقتی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راه یافت و نخستین فیلم کوتاهش «نان و کوچه» (۱۳۴۹) را ساخت در آستانهی ۳۰سالگی بود. حضور در کانون پرورش او را با دنیای کودکان و نوجوانان آشنا کرد، تا حدی که حضور کودکان در فیلمهای او بدل به یکی از ویژگیهای سبکی او شد.
کیارستمی پس از کارگردانی هشت فیلم کوتاه و نیمهبلند «زنگ تفریح» (۱۳۵۱)، «تجربه» (۱۳۵۲)، «مسافر» (۱۳۵۳)، «من هم میتوانم» (۱۳۵۴)، «دو راهحل برای یک مسأله» (۱۳۵۴)، «رنگها» (۱۳۵۴) و «لباسی برای عروسی» (۱۳۵۴)، در سال ۱۳۵۶ نخستین فیلم بلندش «گزارش» را با بازی شهره آغداشلو که در آن زمان از بازیگران «کارگاه نمایش» بود، و تهیهکنندگی بهمن فرمانآرا ساخت. آغداشلو پیش از «گزارش» فقط در فیلم «شطرنج باد» (۱۳۵۵) بهکارگردانی محمدرضا اصلانی بازی کرده بود.
عباس کیارستمی پیش از انقلاب سه فیلم کوتاه دیگر با نامهای «از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم؟» (۱۳۵۵)، «بزرگداشت معلمها» (۱۳۵۶) و «راهحل» (۱۳۵۶) را کارگردانی کرد. پس از انقلاب اما در کنار فیلمهای کوتاه به ساخت فیلمهای مستند هم رو آورد که در آن میان میتوان به «قضیهی شکل اول، قضیهی شکل دوم» (۱۳۵۸)، «همشهری» (۱۳۶۲) و «اولیها» (۱۳۶۳) اشاره کرد. فیلم «اولیها» با اینکه یک فیلم مستند بود، در چهارمین جشنوارهی فیلم فجر (۱۳۶۴) با فیلمهای مثل «بهار» (ابوالفضل جلیلی)، «اتوبوس» (یدالله صمدی)، «پدربزرگ» (مجید قاریزاده)، «جادههای سرد» (مسعود جعفری جوزانی) و «خط پایان» (محمدعلی طالبی) بهطور مشترک جایزهی ویژهی هیأت داوران جشنواره را به خود اختصاص داد. «تنوره دیو» (کیانوش عیاری) و «مادیان» (علی ژکان) از دیگر فیلمهای این دوره بودند. سال بعد کیارستمی که توانسته بود با ترکیبی از دو سینمای مستند و داستانی به سبک منحصربهفردی دست پیدا کند یکی از مهمترین آثارش را ساخت: «خانهی دوست کجاست؟»(۱۳۶۵). این فیلم نخستین حضور جدی کیارستمی در جشنوارههای جهانی را برای او رقم زد تا در جشنوارهی فیلم لوکارنو ـ که هنوز جشنوارهای درجهدو محسوب میشد ـ برای دریافت یوزپلنگ طلایی رقابت کند تا این حضور او سرآغاز آشنایی جهان سینما با یک کارگردان بزرگ ایرانی باشد. کیارستمی فیلم بعدیاش «زندگی و دیگر هیچ» (۱۳۷۰) را به جشنوارههای توکیو و سائوپائولو برد و با «زیر درختان زیتون» (۱۳۷۳) نخستین بار در بخش مسابقهی جشنوارهی کن حضور پیدا کرد و سه سال بعد با فیلم بعدیاش «طعم گیلاس» (۱۳۷۶) در دومین حضورش در کن نخل طلای جشنواره را بهدست آورد.
فیلم بلند بعدی کیارستمی «باد ما را خواهد برد» (۱۳۷۸) هم جایزهی بزرگ هیأتداوران جشنوارهی ونیز را برای سینمای ایران به ارمغان آورد. موفقیتهای پیاپی کیارستمی باعث شد تا سبک او موردتوجه منتقدان و اساتید سینما قرار بگیرد و آثار قبلی و کمتر دیدهشدهی او هم موردتوجه قرار بگیرد.
پیشگامی کیارستمی باعث شد که موجی نو در سینمای ایران بهراه بیفتد و کسانی سبک و شیوهی او را تقلید کنند، اما هیچیک از این مقلدان هرگز نتوانستند آثاری به اصالت او ارائه کنند. سبکی که هنرمند در آن با ظرافت تمام در مرز سادگی و پیچیدگی حرکت میکرد، در مرز زندگی و مرگ. کیارستمی علاوه بر فیلمهای خودش برای کارگردانان دیگر هم فیلمنامه نوشته است که میتوان از فیلمنامههای «کلید» (ابراهیم فروزش ـ ۱۳۶۴)، «سفر» (علیرضا رئیسیان ـ ۱۳۷۳)، «بادکنک سفید» (جعفر پناهی ـ ۱۳۷۳)، «ایستگاه متروک» (علیرضا رئیسیان ـ ۱۳۸۰)، «طلای سرخ» (جعفر پناهی ـ ۱۳۸۲) و «کارگران مشغول کارند» (مانی حقیقی ـ ۱۳۸۴) نام برد. عباس کیارستمی پس از گذراندن یک دوره طولانی بیماری در ۱۴ تیر ۱۳۹۵ در پاریس درگذشت.. نام و یادش گرامی.
«شب به موقع رسید
سپیده به موقع زد
خروس به موقع خواند
من بیموقع
خوابیدم»










































































































































































































