سعید سرفرازیان روزنامه‏ نگار بار دیگر در آستانه‌ی آغاز فصل جدید لیگ برتر در فصل نوزدهم فدراسیون فوتبال در داستانی تکراری اسامی چهارده باشگاه بدهکار را اعلام کرده و تاکید نموده است تا این باشگاه‌ها نسبت به تعیین تکلیف بدهی خود به اشخاص حقیقی و حقوقی اقدامی عملی صورت ندهند سازمان لیگ تعهدی برای ثبت […]

سعید سرفرازیان
روزنامه‏ نگار

بار دیگر در آستانه‌ی آغاز فصل جدید لیگ برتر در فصل نوزدهم فدراسیون فوتبال در داستانی تکراری اسامی چهارده باشگاه بدهکار را اعلام کرده و تاکید نموده است تا این باشگاه‌ها نسبت به تعیین تکلیف بدهی خود به اشخاص حقیقی و حقوقی اقدامی عملی صورت ندهند سازمان لیگ تعهدی برای ثبت قرارداد بازیکنان جدید این باشگاه‌ها را ندارد و کارت بازی برای بازیکنان تیم‌های بدهکار صادر نخواهد شد.
در سال‌های اخیر بارها و بارها فدراسیون فوتبال با ارسال چنین نامه‌هایی در آستانه شروع لیگ برتر به اصطلاح در صدد حل مشکل بدهی تیم‌ها برآمده و پس آن‌‌که تیم‌ها و باشگاههای بدهکار با دادن تعهد و قول تسویه‌ی بدهی‌ها مجوز ثبت قرارداد بازیکنان خود را در سازمان لیگ دریافت کرده‌اند همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود و ادامه‌ی این قصه به سال دیگر موکل می‌‌گردد تا مثلاً باشگاه‌ها با بدهی گام در مسابقات لیگ برتر نگذارند.
مسئولان فدراسیون فوتبال خوب می‌دانند این محرومیت‌های صوری دردی از مشکلات فراوان باشگاه‌های لیگ برتری و فوتبال ایران دوا نخواهد کرد و نمی‌توان تیمی را که نه حق پخش درست و حسابی دریافت می‌کند، نه بلیط فروشی شفافی دارد و نه از تبلیغات محیطی سهم قابل توجهی را بر می‌دارد به محرومیت و حذف از لیگ برتر تهدید کرد. پس برای رفع تکلیف و خواباندن سر و صدای طلبکاران هم شده هر سال این نامه به باشگاه‌های بدهکار ارسال می‌‌شود کاری که بیشتر به رفع تکلیف شبیه می‌باشد تا یک اقدام عملی و اساسی که به نتیجه‌ی مثبتی منتج شود.
آیا بهتر نیست فدراسیون فوتبال به جای تحت فشار قرار دادن باشگاه‌ها با مدیران رسانه‌ی ملی به توافقی جامع و کامل برای دریافت حق پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال برسد تا باشگاه بیشتر از این متضرر نشوند و پرداختی آن‌ها به بازیکنان و مربیان به صورت منظم و مستمر صورت گیرد تا بدهکار عالم و آدم نشوند.
چرا در مورد قانون کپی رایت و تبلیغات محیطی ورزشگاه‌ها به یک دستورالعمل خوب و منطقی که منافع تیم‌ها را در نظر بگیرد فکر نمی‌شود و این مسئله در فضایی مشکوک و غیر شفاف پیش می‌رود؟
عدم شفافیت در تراز مالی سازمان لیگ و نگرانی به حقی که تیم‌ها در این مورد دارند باعث شده سهم قابل قبولی از تبلیغات و پاداش‌های پیش بینی شده به تیم‌ها نرسد و از آن سهم ناچیز هم که به باشگاه می‌رسد، بدون اینکه این سهم را به چشم ببینند آن را صرف پرداخت جرایم فروانی کنند که کمیته‌ی انضباطی فدراسیون فوتبال به دلایل مختلف برای تیم ‌ها در نظر گرفته است. در یک کلام باید گفت که آفتابه خرج لحیم می‌شود.
تیم‌های پرسپولیس و استقلال که به عنوان تیم‌های پر هوادار لیگ برتر هستند و طبیعتاً هواداران بیشتری از مسابقات آنان دیدن می‌کنند و بالطبع باید حق بیشتری نصیبشان شود هم حال روز خوبی ندارند و در محاصره‌ی شدید مشکلات مالی قرار دارند و همیشه با فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ بگو مگو دارند تا چه برسد به تیم‌های ضعیف و کم ظرفیت شهرستانی که با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته‌اند
حرف ما این است که وقتی فدراسیون و وزارت ورزش برای ایجاد زیرساخت‌های حرفه‌ای و تامین منافع مالی لازم برای بهره‌مندی از تمامی ظرفیت‌های یک لیگ حرفه‌ای کار مفیدی انجام نمی‌دهند انتظار کاهش یا رفع بدهی‌های انباشته در باشگاه‌های مختلف یک انتظار بیهوده‌ است. وقتی در بطن فوتبال ایران ساز و کار حرفه‌ای وجود ندارد پس نمی شود انتظار داشت که باشگاه‌ها از خود رفتار حرفه‌ای بروز دهند.
هجده سال از عمر لیگ برتر و حرفه‌ای شدن آن می‌گذرد ، اما هنوز برای رسیدن به استانداردهای کنفدراسیون فوتبال آسیا در خیلی از باشگاه‌ها برای دریافت مجوز حرفه‌ای شدن پرونده و سند سازی صوری صورت می‌گیرد.
وقتی برای دریافت حق و حقوقی که فیفا برای تیم‌هایی که بازیکن ملی‌پوش در جام جهانی داشته‌اند و یا پاداش‌های دیگر راهی منطقی وجود ندارد و باید برای رسیدن به حق طبیعی یک تیم به عملیات‌های پلیسی و کماندویی دست زد چگونه می توان انتظار داشت که مدیران فدراسیون فوتبال ایران بتوانند در فعل و انفعالات مراجع تصمیم‌گیری فیفا نقش آفرینی کنند.
مشکلات موجود سال‌هاست که با فوتبال ما همراه بوده و هر دوره هم بر حجم این مشکلات افزوده می‌شود، مشکلاتی که فرایند مدیریت و برنامه‌های یک باشگاه را با پیچیدگی و چالش روبرو کرده و فدراسیون فوتبال هم راهی برای خلاصی از این وضعیت ندارد و تنها به تهدید کردن و محروم نمودن روی می‌آورد. تهدیدی که عملی نمی‌شود چون از قدیم گفته‌اند سنگ بزرگ نشانه‌ی نزدن است‌ در حالی که با زدن هم کاری از پیش نمی‌رود چون محرومیتی که با لابی‌گری و واسطه بازی لغو شود اثر گذاری مثبت نخواهد داشت.
در همین ماجرای فینال جام حذفی در اهواز مگر قرار بر این نبود که سعید فتاحی رئیس سازمان لیگ به دلیل اهمال کاری و عدم انجام درست وظایفش که منجر به آشوب و حاشیه‌های زیادی در ورزشگاه فولاد خوزستان شد دیگر به کار خود به عنوان رئیس سازمان لیگ فوتبال ایران ادامه ندهند تا نسبت به تصمیمی درست در این مورد اقدام شود، حالا خبر رسیده ایشان با قدرت در سازمان لیگ خواهند ماند و اتفاقا افاضات خود را هم با این جمله که لیگ نوزدهم سر زمان مقرر آغاز می‌شود شروع کرده است تا به تمام آن‌هایی که از رفتن یک عنصر حاشیه‌ساز و کارنابلد خوش‌حال شده بودند اعلام گردد زهی خیال باطل، مسئولان ورزش و فدراسیون فوتبال با این اقدام خود ثابت کردند که حضور امثال سعید فتاحی‌ها در فوتبال بی در و پیکر ایران از نان شب واجب‌تر است چون چه کسی غیر ایشان می‌تواند سرنوشت دو جام قهرمانی سوپر‌جام باشگاه‌های ایران را بدون برگزاری مسابقه و حضور هواداران و داوران و خرج الکی برای رفت و آمد به ورزشگاه و ایجاد ترافیک کلافه کننده‌‌ و حضور عوامل صدا و سیما برای پخش مستقیم و درد‌سر برقراری امنیت و مسائل دیگر روشن نماید و یک تیم به راحتی آب خوردن صاحب دو سوپر‌جام در دو فصل متوالی شود پس سعید فتاحی یک شعبده‌باز بالفطره است که از آب گل آلود سوپر جام صید می‌کند.
پس تا این اتفاقات و ماجراها در فوتبال ایران وجود دارد هیچ باشگاهی نباید نگران محرومیت از عدم ثبت قرارداد بازیکنان جدیدش در سازمان لیگ و هیئت‌های فوتبال استان‌های مربوطه باشد. تعریف و تمجید جناب مارک‌ویلموتس سرمربی تیم ملی از اوضاع روبراه فوتبال ایران افتخاری جدید است که نصیب تاج و اعوان و انصارش در فدراسیون فوتبال شد که احتمالا این تعریف و تمجید سرمربی تیم ملی منجر به اضافه شدن یک ستاره به پنج ستاره قبلی فدراسیون فوتبال خواهد شد. جنگ ستارگان در سال‌های اخیر در فوتبال ایران باب شده و حک ستاره بر لگوی باشگاه و فدراسیون فوتبال به یک کری تمام عیار تبدیل شده است.
به هرحال مطلب امروز که از تلخی و جدی بودن مباحث فوتبالی روز کشور شروع شد و به طنزی مختصر پایان یافت تا اندازه‌ی زیادی واقعیت فوتبال ایران است در فوتبالی که هیچ چیز سر جای خود قرار ندارد و در انجام ابتدایی‌ترین امور اداره‌ی یک لیگ فوتبال لنگ زده می‌شود به مطالبی پرداخته می‌گردد که بیشتر به زینت دادن ایوان یک عمارت شبیه است از پایه خراب و مستهلک می‌باشد‌.