۹ ژوئيه ۱۹۳۵، ۸۴ سال پيش در چنين روزی مرسدس سوسا در سن ميگول دِ توكومان در شمال غربی آرژانتين زاده شد. میگفت: “با جنگ هيچ چيزی درست نمیشود. من هميشه برای صلح میخوانم”. پدر مرسدس سوسا برزگر نيشكر بود و مرسدس در خانواده تنگدستی رشد كرد. در يك گفتگوی تلويزيونی میگويد: “از همان […]
۹ ژوئيه ۱۹۳۵، ۸۴ سال پيش در چنين روزی مرسدس سوسا در سن ميگول دِ توكومان در شمال غربی آرژانتين زاده شد. میگفت: “با جنگ هيچ چيزی درست نمیشود. من هميشه برای صلح میخوانم”. پدر مرسدس سوسا برزگر نيشكر بود و مرسدس در خانواده تنگدستی رشد كرد. در يك گفتگوی تلويزيونی میگويد: “از همان بچگی يكريز میخواندم. عمويم درگذشته بود. همه ساكت بودند ولی من اينقدر بالای سر جسد آواز خواندم كه از آنجا دورم كردند”. دامنه صدايش آلتو و برای اپراخوانی بسيار مناسب بود اما پدرش مانع تحصيل موسيقی اپرايش شد: “فكر میكرد كه با پولدارها به رفت و آمد می افتم و خانواده را رها میكنم”.۱۵ ساله بود كه در يك مسابقه آواز محلی شركت كرد و از آن پس صدايش هر هفته از فرستنده راديویی محل پخش میشد. صدای رسای بمی داشت و آواز را چنان با احساس میخواند كه همه را به همخوانی میكشاند و ديری نپاييد كه كنسرتهايش را در ورزشگاهها اجرا ميكردند تا جا برای جمعيت باشد. ۲۲ ساله بود كه با يك خواننده و آهنگساز ازدواج كرد و ۳۰ ساله بود كه نخستين مجموعه كارش را با او بر صفحه گرامافون انتشار داد: “ما به خوانندگان سنگرها ميمانستيم و زير تأثير خوانندگان انقلابی شيلی ويكتور خارا و ويولِتا پارا بوديم. در شيلی كه كودتا شد، من ترانه های انقلابيان را همهجا ميخواندم”.
او بر روی آهنگهای بومی قديمی آرژانتين شعرهای انقلابی ميگذاشت و با رقص و آواز گيرا اجرا ميكرد و اينگونه سبك “ترانه نو” را بنيان گذاشت. ۴۱ ساله بود كه در آرژانتين حكومت نظامی بر سر كار آمد اما او به كارش ادامه داد. ۴۳ ساله بود كه دستگير و زندانی شد و پخش صدايش را در رسانه ها ممنوع كردند. ۴۲ ساله بود كه به اسپانيا تبعيد شد ولی سه سال بعد با اعتراض مردم به كشورش بازگشت و خواند:
«صد بار مرا كشتند،
صد بار بمُردم ليك
اكنون كه در اينجايم، میخوانم و میخوانم
چون جنگزده اينجا».
او ۴۰ جُنگ موسيقی منتشر كرد كه در ميان آنها جز ترانههای انتقادی به مضمونهای عشقی و حتا سرودههای كودكان هم پرداخته است. مرسدس سوسا در ۷۴ سالگی در پايتخت آرژانتين درگذشت.
ترک عادت موجب مرض است
صادق صبور
یکی از سیاست های پوپولیستی دولت آن هم در شرایطی که اوضاع اقتصادی اصلا تعریفی ندارد و تورم و گرانی روز به روز بیشتر می شود و از تولید هم خبر چندانی نیست، ادامه برنامه های یارانه ای و وعده افزایش حقوق است. این که دولت ها به عنوان یک برنامه هدفمند اجتماعی به اقتصاد فرودست کمک کنند و این که دستمزدها به طور پله ای و با توجه به گرانی و تورم افزایش یابد، اصلا جای حرف و حدیث ندارد، اما این که تا صدای مردم به دلیل ناکارآمدی دولتمردان و سوء مدیریت و رانت خواری و بی عدالتی و … درمی آید، فورا وعده یارانه ها و افزایش حقوق داده می شود، آن هم هنگامی که توان مالی دولت رو به کاهش است، ترفندی است که هرچند نخ نما شده، اما باز هم ادامه دارد. در خبرها آمده بود که مجلس، مصوبه دولت درباره افزایش حقوق را رد کرده است، چه بسا خود دولتی ها می دانستند که چنین پیشنهادی راه به جایی نخواهد برد، اما زمانی که تصمیمات بر اساس روزمرگی و در عرض چند ساعت است، آن هم ضد و نقیض گرفته می شود، این نوع برخورد با مشکلات مردم به یک عادت تبدیل می شود و ترک آن هم به قول معروف موجب مرض است!برای متعادل کردن دخل و خرج مردم، ابتدا باید ساختار اقتصادی اصلاح شود، تولید بالا برود، عرضه و تقاضا در یک مسیر حرکت کند و …. اما در این صورت جواب رانت خواران و اختلاس گران را چه باید داد؟!










































































































































































































