مسعود سلیمی پس از مدت ها، سرانجام چهارشنبه گذشته لایحه پیشنهادی بانک مرکزی در راستای تغییر واحد پول کشور از ریال به تومان با حذف چهار صفر، توسط دولت به تصویب رسید؛ لایحه ای که برای تبدیل شدن به قانون و به تبع آن به اجرا رسیدن باید موافقت مجلس و تایید شورای نگهبان […]
مسعود سلیمی
پس از مدت ها، سرانجام چهارشنبه گذشته لایحه پیشنهادی بانک مرکزی در راستای تغییر واحد پول کشور از ریال به تومان با حذف چهار صفر، توسط دولت به تصویب رسید؛ لایحه ای که برای تبدیل شدن به قانون و به تبع آن به اجرا رسیدن باید موافقت مجلس و تایید شورای نگهبان را به دست آورد.
در صورت تصویب این لایحه، بند الف ماده نخست قانون پولی و بانکی کشور مصوب ۱۳۵۱ خورشیدی، به این صورت اصلاح می شود؛ واحد پول ریال، تومان است. هر تومان معادل ۱۰۰۰۰ ریال موضوع ماده یک قانون یاد شده، معادل ۱۰۰ ریال جدید است.
حذف صفر از مقابل پول ملی در جهان سابقه دارد، تا امروز حدود ۵۰ کشور، پس از تحمل تورم بالا، گاه بیش از ۱۰۰ درصد از سال های پایانی جنگ جهانی دوم به چنین کاری دست زده اند که می توان به موارد موفق و ناموفق اجرای این طرح مثلا در ایتالیا، هلند و در همسایگی ایران، ترکیه یا فرانسه نام برد که به نظر می رسد در روند اقتصادشان به طور نسبی مثبت بوده است، در عین حال نمونه های شکست خورده هم وجود دارد که به عنوان مثال نمادین، از برزیل و به طور ویژه از زیمباوه و ونزوئلا می توان نام برد.
هنگامی که حدود ۱۵ سال پیش ترکیه حذف ۶ صفر از لیر را آغاز کرد و موفق شد به اوضاع اقتصادی خود سر و سامان بخشد، در ایران و هم زمان با صعود نرخ تورم و افزایش قیمت ها، فکر حذف صفر در ذهن عده ای از مسئولان و اقتصاددان ها شکل گرفت تا امروز که دولت در آستانه مشکلات داخلی و خارجی با نگاه سیاسی و اقتصادی در پی تحقق آن است؛ در چنین شرایطی استدلال دولت این است که حذف ۴ صفر، نه تنها از نظر روانی، مردم را نسبت به ارزش و قدرت پول ملی با جایگزینی واژه ” تومان” امیدوار می کند، در جمع و جور کردن اقتصاد پاشیده کشور و به تبع آن کنترل تورم و قیمت ها نیز می تواند موفق باشد، و واژه ارزانی دوباره در جامعه کاربرد پیدا کند.
با نگاهی به روند اقتصاد کشورهایی که تا امروز به حذف صفر از مقابل پول ملی خود اقدام کرده اند، در می یابیم بدون دست زدن به اصلاحات ساختاری مالی و بانکی، بدون گذر از اقتصاد تک محصولی و بدون ایجاد شناخت در کسب و کار و هم چنین بدون برقراری رابطه سیاسی مناسب و مبتنی بر تامین منافع ملی، موفق نبوده اند و درست در مقابل به طور مثال، در جست و جوی دلایل ناکامی کشورهایی چون زیمباوه و ونزوئلا به روشنی در می یابیم که الزامات و پیش شرط های لازم و کافی برای صفر زدایی از پول ملی خود را ندانسته اند.
طرح حذف ۴ صفر از پول ملی کشور، حتی اگر با توجه به عمر باقی مانده دولت و هم چنین با توجه به هزینه های روانی، اجتماعی و مالی، آن هم در شرایطی که دولت با مشکلات مالی دست به گریبان است، به قانون و اجرا درآید، با توجه به مشکلات عمیق و ریشه دار در ساختار اقتصادی، بانکی و توزیع ناعادلانه ثروت و منابع ملی کشور، که پرداختن به جزئیات آن ها از حوصله این نوشته خارج است، به نظر نمی رسد مشکلات مردم را حل کند، در واقع ابتدا باید “صفر” های اقتصاد کشور را پاک کرد و بعد به صفر زدایی از پول ملی پرداخت.






































































































































































































