حمیدرضا حافظی-دبیر صفحه آخر جنگ بد است، حتی اگر اسم دفاع روی آن بگذاریم. دفاع خوب است، مقدس است، اما جنگ بد است، منفور است. کاش هیچ جا جنگ نباشد. هیچ کس کشته نشود. هیچ احمقی اسلحه نفروشد. هیچ اسلحه فروشی، سود نکند. هیچ دیوانه ای بمب شیمیایی نزند. هیچ داروسازی، مجبور نشود آمیل […]
حمیدرضا حافظی-دبیر صفحه آخر
جنگ بد است، حتی اگر اسم دفاع روی آن بگذاریم. دفاع خوب است، مقدس است، اما جنگ بد است، منفور است. کاش هیچ جا جنگ نباشد. هیچ کس کشته نشود. هیچ احمقی اسلحه نفروشد. هیچ اسلحه فروشی، سود نکند. هیچ دیوانه ای بمب شیمیایی نزند. هیچ داروسازی، مجبور نشود آمیل نیتریت بسازد. کاش همه با هم خوب باشند. هیچ هیتلری، عشق کشتن نداشته باشد. هیچ یهودی بینوایی در واگن، نسوزد.
کاش هیچ انیشتینی بمب اتم نمی ساخت. هیچ اتمی شکافته نمی شد. هیچ چیزی از اتم نمی فهمیدیم. کاش غار نشین می ماندیم. تمام این کاش ها، در حال حاضر یک رویاپردازی کودکانه است و متاسفانه همه ی این ها اتفاق افتاده و اکنون، اینی هستیم که هستیم. جهانی ساختیم پر از انیشتین و هیتلر. همانقدر که سیاست مداران مسئولند، مردم هم بابت خواسته هایشان مسئولند.
اما با این حال، اگر امروز، جنگ یک تابوی بزرگ است و یمن اینطور به ما فشار آورده، به خاطر نزدیک شدن همین مردم است. مردمی که تا دلتان بخواهد، ابزار دارند برای پیدا کردن هم. همه می دانیم جان چیز گرانبهایی است. نباید با آن شوخی کنیم. باید پاسبان آن باشیم. و دقیقا همینجا، دفاع، امری مقدس جلوه می کند.
نکته ای که در فیلم تنگه ابوقریب، به آن اشاره شد همین دفاع مقدسی بود که مردان و زنان این سرزمین آن را به پیروزی رساندند. خون دادند، کودک دادند، اما سرزمین را ندادند. می دانستند بعد از این خانه، نوبت خانه ی آن هاست. عراق بمب های شیمیایی می انداخت و ایران مشغول ساختن آمیل نیتریت بود تا تلفات کمتری بدهد. عراق تجهیز می شد و ایران تحریم.
ایران برای دفاع و پاسبانی، جنگید و پیروز شد. اما پیروزی تلخی که به این سادگی هیچ مرحمی آن را آرام نمی کرد. آن ها غیض بزرگی از دنیا داشتند و سال ها با این کینه سپری کردند. هنوز هم بسیای از مردم کینه دارند. (البته اغلب آن ها مانند سردمداران قدرت، به جان هم افتاده اند فقط برای منافعشان) هیچ کس برای مردم نمی جنگد. حتی خود مردم. هیچ کس از مردم دفاع نمی کند، حتی خود مردم. قصد اغراق و سیاه نمایی ندارم، تنها امید دارم، نسل بعد، پاک تر و شفاف تر، سکان هدایت و مدیریت این کشور را در دست بگیرد. ایرانی که مدیران فعلی برای ما درست کرده اند، زمین تا آسمان با دل هایمان فاصله دارد. (دلمان این ایران را نمی خواهد. دلمان ایران آزاد می خواهد، ایران آباد.) اگر تعریف شما، از آزادی و آبادی این است، نه آزادی خواستیم نه آبادی. با جهان هم همین حرف را داریم. در جهان آزاد خبری از بنگاه های اسلحه نیست. در جهان آباد، جان، عزیزتر از این هاست. کسی کسی را تحریم نمی کند. همه، هم را تجهیز می کنند. دروازه ها همیشه گشوده اند.
جای سوگواری برای آزادی است، خودتان را جهان اولی می دانید و استانداردهایتان را تا دسته در حلق دنیا فرو می کنید، آن وقت، هنوز هم سودتان را در تفرقه میدانید، سودتان را در جنگ می دانید. جنگ عراق قمار بزرگی بود که یک دیوانه کرد، اما تاوان آن را هزاران هزار نفر دادند. ایران واقعی دوره جنگ را می شود در فیلم تنگه ابوقریب دید. اما باید اعتراف کنم، صحنه ها، بیشتر از حد معمول واقعی بودند. انگار واقعی تر از واقعی بودند. برای همین هم، اینقدر تند قلم چرخیده.
پیشنهاد می کنم، قبل از دیدن ابوقریب خونین، آمادگی صحنه های دلخراش را داشته باشید. (دستمال کاغذی هم ببرید که یه وقت گریه های پشت سری، نریزه روتون!)
ساناز رمضانی در مورد تنگه ابوقریب نوشته: با هر دیدگاهی «تنگه ابوقریب» را ببینید، مجبور هستید اذعان کنید تاکنون اینگونه جنگ را روی پرده سینما ندیده بودید و احتمالاً حالا حالاها هم نخواهید دید. «تنگه ابوقریب» فیلمی که بهدوراز هرگونه اغراق و شعارزدگی، در کمال واقعگرایی، تصویری متأثرکننده و بهغایت جذاب ارائه میدهد. حقیقت این است که در طی چند سال اخیر که زمانی طولانی از پایان جنگ گذشته است و احساسات ناسیونالیستی مردم فروکش کرده است و فیلمهای شعاری دهه شصت و هفتاد رنگباختهاند، فرصتی پدید آمده است تا فیلمسازان جوان و خوشقریحهمان به سراغ این موضوع حساس و درعینحال مهم در تاریخ کشورمان بروند. «تنگه ابوقریب» قضاوت گر نیست و از بینندهاش هم نمیخواهد قضاوت کند، فقط فاجعهای دردناک از دل واقعیت را به تصویر میکشد. عمق فاجعه هم در میدان نبرد و تیرهایی که شلیک میشود نیست، عمق فاجعه زمانی است که روایت پایانیافته و بار دیگر نوشتهای روی تصویر ظاهر میشود: پنج روز بعد جنگ تمام میشود.















































































































































































































