حواس تان هست که این روزها روابط فرا زناشویی در جامعه افزایش یافته است یا دستکم بیشتر به گوش ما می رسد؟ ماجرای این روابط گاهی به قتل همسر منجر میشود، گاهی به طلاق دادگاهی یا طلاق عاطفی، گاهی هم به یک جنگ بزرگ که به پیروزی همسر مورد بی وفایی قرار گرفته شده می […]
حواس تان هست که این روزها روابط فرا زناشویی در جامعه افزایش یافته است یا دستکم بیشتر به گوش ما می رسد؟
ماجرای این روابط گاهی به قتل همسر منجر میشود، گاهی به طلاق دادگاهی یا طلاق عاطفی، گاهی هم به یک جنگ بزرگ که به پیروزی همسر مورد بی وفایی قرار گرفته شده می انجامد یا سبب. می شود نفر سومی که وارد رابطه زن و شوهر شده است، برنده ی ماجرا شود و گاهی هم این مساله پس مدتی تجربه جدید، بی سر و صدا تمام می شود و پیمان شکن و نفر سوم با احساس عذاب وجدان یا بدون احساس عذاب وجدان، یکدیگر را ترک میکنند و سراغ رابطه ای دیگر میروند.
البته در مواردی بسیار نادر هم شاید دو پیمان شکن با هم ازدواج کنند که در این باره صحبت خواهیم کرد.
شاید ما را متهم کنید به بدبینی يا انعطاف ناپذیری در برابر تکنولوژی اما در بسیاری از اوقات، بالاخره مراجعان در اتاق مشاوره درگوشه ای از درد دل های شان، درباره شیوه آشنایی یا تداوم رابطه شان با نفر سوم رابطه زناشویی شان، معمولا اشاره ای به شبکه های اجتماعی در فضای مجازی می شود.
این اعتراف ها گویای آن است که با وجود ورود شماری از مظاهر تکنولوژی در کشورمان هنوز برای شیوه استفاده صحیح از آنها فرهنگسازی نشده است و تنها فایده این وسایل برای برخی افراد، در دسترس بودن بیشتر و تسهیل برقراری رابطه با جنس مخالف است.
نکته دیگری که مسیر تجربه ی پیمان شکنی را باز میکند روابط کاری کنترل نشده و شکستن حریم ها در محیط شغلی بین زنان و مردان و ورود به مراحلی از صمیمی شدن است که نباید در آن حد میان دو همکار وجود داشته باشد و مرحله ای از دوستی است که باید میان دو همسر در خانه ایجاد شود.
پیمان شکنی البته علل و انواع گوناگونی دارد اما در این بحث هدف ما پرداختن به این مقوله نیست و به همین علت فقط اشاره ای کوتاه به آن کردیم.
بیشتر افرادی که شریک پیمان شکن میشوند، معمولاً زمانی میپذیرند به نفر سوم رابطه یک زن و شوهر تبدیل شوند که فرد پیمان شکن به آنها قول میدهد پیوند زناشویی اش را با شریک زندگیاش پایان دهد و با او ازدواج کند.
یکبار دیگر مثلث عشق استرنبرگ را با سه ضلع کشش جنسی، صمیمیت و تعهد در ذهن تان مرور کنید. پیمان شکنی ها معمولاً با کشش شدید جنسی در مرد پیمان شکن و افزایش صمیمیت در زن پیمان شکن آغاز می شود اما موضوع این است که این روابط اضلاع دیگر مثلث عشق را کم دارد.
مرد پیمان شکن در بیشتر موارد نمیخواهد متعهد و صمیمی شود چون این دو عنصر از دیدگاه او برای یک رابطه عاشقانه قاچاقی، دست و پاگیر است و حتی اگر از زندگی مشترک فعلی اش راضی نباشد اصولاً تمایلی ندارد با رسوایی یک پیمان شکنی به آن پایان بدهد و علاوه بر این معمولاً چنین مردی نمی خواهد با زنی که شریک پیمان شکنی وی شده، زندگی مشترک بعدی را آغاز کند چون اعتمادی به او ندارد.
به همین علت وقتی میل شدید جنسی در مرد، فروکش میکند و تاثیر هورمون های جنسی در بدنش از بین می رود، دیگر دلیلی برای ادامه ارتباط نمیبیند.
از سوی دیگر، زن پیمان شکن هم پس از مدتی احساس میکند صمیمیت میان او و شریک جدیدش، آنگونه که انتظار داشته نیست؛ مرد تکیه گاهش نمیشود و بر خلاف حرف های عاشقانهاش تمایلی به متعهد شدن به او و باقی ماندن در کنارش یا رها کردن زندگی مشترک با همسرش ندارد و خلاصه آن که حدی از صمیمیت عمیق و وفاداری که زن انتظارش را داشته در رابطه تأمین نمیشود.
او بیشتر از مرد پیمان شکن تحت فشار مذهب و عرف اجتماعی قرار میگیرد و این تعارض ها او را به خود سرزنشی و نارضایتی از زندگی یا احساس سرخوردگی و مورد سوء استفاده قرار گرفتن، دچارش میکند.
بر اساس نتایج پژوهشها در حوزه روانشناسی و خانواده و تجربه تقریباً همه متخصصان در این حوزه، حتی اگر زن پیمان شکن موفق شود مرد پیمان شکن را راضی به طلاق از همسر و ازدواج با خودش کند یا مرد پیمان شکن، زن پیمان شکن را از زندگی مشترکش جدا کند، زندگی مشترک آنها شکست میخورد چون تب و تاب عاشقی که فروکش کند دیگر ارتباط برای شان جذابیتی ندارد و جالب است بدانید که بیشترین عمر آن کشش جنسی شدید، حدود دو تا سه سال است.















































































































































































































