استفاده سلیقه‌ای از عمومی‌ترین ابزار تبلیغ
استفاده سلیقه‌ای از عمومی‌ترین ابزار تبلیغ
تابلوها و بیلبوردهای سطح شهر، به‌نوعی عمومی‌ترین تریبون برای تبلیغات و فرهنگ‌سازی‌هاست. محتوای این تابلوها مخصوصا تابلوهای بزرگ و معروف چون دیوارنگاره میدان ولیعصر(عج) یا میدان انقلاب اسلامی، حتی بازتاب خبری پیدا می‌کنند و اینکه در برهه‌های مختلف به چه موضوع و چشم‌اندازی بپردازند برای جامعه مهم و حساسیت‌زاست. آنچه در بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر فکر جامعه را به خود مشغول می‌کند، معمولا مربوط به مواردی در چند سطح است. سطح اول، موضوعی است که به آن پرداخته شده است.

به‌عنوان مثال، زمانی که کشور تا گردن گرفتار مشکل و گرفتاری چون درگیر بودن در مذاکرات ایران و آمریکا، مشکلات معیشتی فراوان، سایه جنگ و … است، افکار عمومی صرف کردن هزینه برای طراحی و احداث تابلوهایی با مفهوم حجاب را نمی‌فهمد. یا زمانی که هرگوشه شهر یک تابلو با تبلیغ فرزندآوری و حمایت از جوانی جمعیت ببینیم، قطعا به فکر فرو خواهیم رفت که به سادگی می‌شد به جای هزینه کردن برای این تابلوها، برای تسهیل ازدواج هزینه کرد و حتی برای زیر ده نفر هم اگر می‌شد این‌کار را انجام داد، نتیجه و تاثیرش از احداث تابلو و بنر بیشتر بود.
مسئله بعدی نوع پرداختن است. به فرض که موضوع درست در زمان درست بر این تابلوها نشست؛ اینکه با چه نگاهی و چه رویکردی این‌کار انجام شده است، فکر جامعه را به خود مشغول می‌کند. درخصوص همان مثال حجاب، به هر مناسبتی برای بزرگداشت هر شخصیت فاخری، طراحان این تابلوها تلاش وافر داشتند به زور هم که شده، تفکرات آن شخصیت را مبتنی بر ارزش‌های حجاب جلوه دهند. با جعل گفتار، با مزین کردن دیدگاه، با تقطیع کلام و با هر ابزاری که به نظر می‌رسد، به ضرب و زور تلاش می‌شد که مثلا «لئو تولستوی» مدافع حجاب باشد یا «فردریش نیچه» از بنیان‌گذاران قانون حجاب نشان داده شود. در موارد خنده‌دارتر و به دور از فهم‌تر، «فروغ فرخزاد»، «صادق هدایت» و دیگر اندیشمندان معاصر که همگان با تفکراتشان آشنا هستند، مدافع این ارزش‌ها بودند. این درحالی است که بی‌شمار چهره وجود دارند که خود مدافع این ارزش‌ها هستند و می‌توان از همان‌ها بهره گرفت و اگر واقفیم که تبلیغ با آن چهره‌ها خود ضدتبلیغ است، پس باید بازنگری در تفکرات خود داشته باشیم که خود بحثی جدا و مفصل است.
نکته سوم حساسیت برانگیز درخصوص بیلبوردهای تبلیغاتی، متولی آن‌هاست؛ یعنی اینکه چه کسی یا کجا در قبال آن‌ها مسئولیت دارد. این موضوع را زمانی می‌توان بهتر تبیین کرد که مثلا مدام یک چهره را در سطح شهر می‌بینیم. بارها سوال شده و افکار عمومی درگیر شده است که اصلا این چهره کیست، چون هیچکس او را نمی‌شناخته اما به ناگهان هرکجا سر برمی‌گرداند، او را می‌بیند. حال امروز این تابلوهای در سطح شهر، کمی سوال‌برانگیز شده است که در این سه سطح باید به آن‌ها پرداخت.
اول، از حیث موقعیت و حساسیت‌های موجود است. امروز در سطح بین‌المللی، کشور که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های خود قرار دارد، در حال انجام دادن یک مذاکره بسیار مهم است. آیا تابلوهای سطح شهر باید به این موضوع بپردازند یا نپردازند؟ بدیهی است که چنین است؛ و همینطور هم است. پس سطح اول رعایت شده اما وقتی به سطح دوم می‌رسیم، به فکر فرو می‌رویم. حتی یک تابلو، دیوارنگاره یا پلاکارد کوچک، به‌منظور حمایت از تیم مذاکره‌کننده و القای حس امید و پشتیبانی به آنان وجود ندارد. محتوای تمام این تابلوها پر از انذار و تهدید است؛ چارچوب قالب تفکر راست‌افراطی که فقط غر می‌زند و منتظر است تا اتفاقی بیفتد و بگوید: من از اول می‌دانستم.
موضوع دیگر حجم تبلیغات از ریتم درآمده شهرداری تهران است. شهرداری پایتخت به راستی باید گفت که تمام تریبون‌ها را در انحصار گرفته است. این نهاد که فقط متولی و اداره‌کننده یک استان است، دستاوردهای خود را به چشم تمام مردم کشور می‌آورد و هرچه سعی داریم که خوش‌بین باشیم و این رویداد را بی‌ارتباط با تیم مدیریتی شهرداری بدانیم، نمی‌شود. مثلا سریال «یزدان» به کارگردانی «منوچهر هادی» رسما برای تطهیر شهرداری تهران ساخته شده و هرشب ۲۰:۳۰ از شبکه سه سیما پخش می‌شود. این سریال بیش از حد تصور برای یک سریال تلویزیونی تبلیغات محیطی دارد. به‌راستی شهرداری از امکان خود در تبلیغات، استفاده سوء نبرده است؟ این گفتار اصلا به معنی این نیست که این سریال خوب است یا بد است، ایده‌آل هم که باشد سفارشی است و تبلیغات آن زیاد از حد است.
نکته بعدی که همه ما به آن عادت کرده‌ایم و در هر موردی که گلایه و اعتراضی مطرح باشد با آن مواجه می‌شویم، بحث گردن نگرفتن اشتباهات است. انداختن توپ در زمین دیگری، اتفاقی است که از جانب مسئولان و متولیان مختلف مدام در حال تکرار شدن است.
پیش از این معاون تبلیغات و درآمد سازمان زیباسازی شهر تهران در گفت‌وگویی برای تشریح انواع حواشی تابلوهای تبلیغاتی اظهار کرده بود: سازه‌های تبلیغاتی شهرداری، در اختیار کانون‌های تبلیغاتی مجوزدار از وزارت فرهنگ قرار می‌گیرند؛ اما طبق قانون بررسی محتوای تابلو‌های تبلیغاتی سطح شهر، به عهده وزارت فرهنگ‌وارشاداسلامی است.
وی افزود: کانون‌های تبلیغاتی برای دریافت مجوز رسمی، ابتدا طرح و ایده تبلیغاتی خود را به وزارت ارشاد ارائه می‌دهند و پس از دریافت تاییدیه، اجازه اکران به آن‌ها داده می‌شود؛ بنابراین وظیفه نظارت بر محتوای اکران‌ها با وزارت ارشاد است نه شهرداری.
معاون تبلیغات و درآمد سازمان زیباسازی شهر تهران ادامه داد: تاییدیه وزارت ارشاد به آخرین نسخه طرح تبلیغاتی تعلق می‌گیرد و اگر نسخه ارسالی به شهرداری با نسخه مورد تایید وزارت ارشد متفاوت باشد، وظیفه شهرداری است که مغایرت را اعلام کرده و از اکران جلوگیری کند. اگر به هر دلیلی، اکران یک تبلیغ با اخطار مواجه شود، وزارت ارشاد پس از لغو مجوز، دستور جمع آوری می‌دهد و با شرکت متخطی برخورد جدی می‌شود. در صورت نیاز، شهرداری نیز به شرکت خاطی، هشدار می‌دهد.
با این اوصاف قطعا باید ردی از سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد امر به معروف و نهی از منکر و امثالهم را هم در این تبلیغات جست‌وجو کنیم. اما منطقا، آیا پیوند خاصی از لحاظ نوع مدیریت و تفکرات میان شهرداری تهران و وزارت ارشاد وقت وجود دارد که تبلیغات شهرداری این همه زیاد است و وزارت ارشاد هم با آن موافق است؟ همچنین احاطه چنین تفکری بر بیلبوردها درخصوص مسائل مختلفی چون حجاب و مذاکره، از وزارت ارشاد وقت کمی بعید نیست؟ اطلاق چنین دیدگاهی به شهرداری و سایر ارگان‌های تحت مدیریت تفکر راست‌گرایان افراطی، قابل پذیرش‌تر نیست؟ با این حال مطمئنیم دنبال متولی امر گشتن، نتیجه‌ای جز اتلاف وقت نخواهد داشت. این را هم مطمئنیم که استفاده سلیقه‌ای از عمومی‌ترین ابزار تبلیغات، خدشه‌ای جبران‌ناپذیر به مفهوم (عمومی) است که در پی آن، اعتماد را هم خدشه‌دار خواهد کرد.

  • نویسنده : سایه برین/ دبیر سرویس فرهنگ و اجتماعی