امجدیه؛ قلب تپنده پایتخت
امجدیه؛ قلب تپنده پایتخت

      ورزشگاه پیر تهران این روز‌ها فقط راهرویی برای بدرقه جوان‌های دیروز است که روزگاری روی چمن آن افتخار آفریدند و به مردم شادی بخشیدند؛ امجدیه که روزگاری تالار افتخارات فوتبال بود و بزرگان فوتبال این کشور روی چمن آن دویده و عاشقی ها کرده اند، دیر زمانی است که دیگر نفس ندارد. […]

 

 

 

ورزشگاه پیر تهران این روز‌ها فقط راهرویی برای بدرقه جوان‌های دیروز است که روزگاری روی چمن آن افتخار آفریدند و به مردم شادی بخشیدند؛ امجدیه که روزگاری تالار افتخارات فوتبال بود و بزرگان فوتبال این کشور روی چمن آن دویده و عاشقی ها کرده اند، دیر زمانی است که دیگر نفس ندارد. این روزها به دلیل فرسودگی بافت های قدیمی ورزشگاه شیرودی، احساس می شود که آلبوم قدیمی ترین خاطرات ورزشی ایران در حال سوختن است.
ماجرای افول و نزول ورزشگاه امجدیه به عنوان نخستین ورزشگاه پایتخت و قلب تپنده تهران یکی دیگر از داستان های تراژیک دوران ما به شمار می آید. کمتر کسی تصور می کرد این ورزشگاه با آن شور و عشقی که در آن جریان داشت به یکباره اینگونه تزلزل یابد و هر روز خبری از تخریب، بازسازی و نوسازی نوستالژیک ترین مکان تفریحی ورزشی مردم تهران در رسانه‌ها منتشر شود.
حمیدرضا صدر کارشناس سینما و فوتبال در کتاب روزی روزگاری فوتبال که شامل ۱۴ فصل است یک بخش جداگانه را به خاطره بازی هایش از امجدیه اختصاص داده است. او در بخشی از این واقع نگاری که جنبه دلنوشته و نوستالژیک نیز دارد، آورده است: آن ‌جا امجدیه بود. خانه تو و خانه خیلی‌های دیگر. خرامیده وسط شهر، محصور میان چهار خیابان، قلب طپننده‌ای در خیابان روزولت پیش از انقلاب و خیابان مفتح بعد از انقلاب. با سکوهای نزدیک به زمین که صدای ضربه زدن توپ را می‌شنیدی. صدای فریاد بازیکنان، نق‌زدن مربی‌ها را و سوت داورها را. خانه تو می توانست میان بیست و پنج تا سی هزار نفر را در خود جای دهد. خانه تو پنج شنبه و جمعه‌های شلوغی داشت. خانه تو برغم بضاعت کم (چند باری در بخش‌هایی روی سکوهای چوبی در ارتفاعی بالا می نشستی و از لای الوارهای چوبی زیر پایت را نگاه می کردی و سرت گیج می رفت) میهمان نواز بود و برای اهالی‌اش فاخر به نظر می رسید…
همچنین صدر در جای دیگر امجدیه را اینگونه توصیف می کند: اینجا امجدیه بود. پس زمینه ساختمان های مسکونی که گاه و بیگاه صاحبخانه و میهمانانش در قاب پنجره می نشستند یا روی بام ها می ایستادند، احساس خانگی بودن القا می کرد. ما به یک خانواده تعلق داشتیم و فوتبال با همه فراز و نشیب ها و زیبایی ها و زشتی هایش میان اهالی خانواده پیوند ایجاد می کرد.
ورزشگاه امجدیه سابق و شیرودی فعلی به عنوان نخستین استادیوم ورزشی پایتخت از جایگاه تاریخی و فرهنگی بالایی برخوردار است. کمتر پیش می آید که پای صحبت جوانان دهه های ۲۰ تا ۵۰ خورشیدی بنشینید و خاطره‌ای فوتبالی و غیر فوتبالی در خصوص این ورزشگاه روایت نشود. هر چند از ۱۳۸۸ خورشیدی دیگر مسابقه فوتبالی در این ورزشگاه برگزار نشد (و احیای دوباره آن نیز نتوانست رویای آن ورزشگاه ملی و مردمی را بازسازی کند) تا زمین چمن آن نیز در حسرت روزهایی باشد که امثال حبیبی‌ها، کاشانی‌ها، شاهرخی‌ها، جانملکی‌ها، جباری‌ها، شیرزادگان‌ها، کازرانی‌ها، آشتیانی‌ها، پروین‌ها، حجازی‌ها، عبداللهی‌ها، روشن‌ها و… در آن با حرکات خود مردم را به وجد می‌آوردند اما واقعیت این است از زمانی که فوتبال در امجدیه تعطیل شد، گویی خاک مرده بر ورزشگاه قدیمی پایتخت پاشیده‌اند. هرچند که البته در ورزشگاه شیرودی فعلی در رشته‌های دیگری چون تنیس، شنا، دو و میدانی، بوکس و… فعالیت می‌شود اما گویی از وقتی فوتبال را از استادیوم پیر شهر گرفته‌اند، طراوت و شادابی نیز از آن رویگردان شده تا چمن سبز آن نیز پس از گذشت این سال‌ها، به زردی گرائیده است و کسی را دل‌نگران فرسوده شدن خویش نبیند.
امجدیه از ۱۳۲۱ تا ۱۳۵۳ خورشیدی خانه تیم ملی فوتبال به حساب می‌آمد و بیشتر بازی‌های خاطره‌انگیز تیم ملی طی این سال‌ها در این ورزشگاه برگزار می‌شد؛ از نخستین راهیابی تیم ملی فوتبال ایران به بازی‌های المپیک توکیو در ۱۹۶۴ میلادی با پیروزی بر تیم هندوستان بگیرید تا نخستین قهرمانی ایران در جام‌ملت‌های آسیا با پیروزی بر تیم اسرائیل در ۱۹۶۸ میلادی و نخستین قهرمانی فوتبال ایران در جام‌باشگاه‌های آسیا توسط استقلال در ۱۹۷۰ میلادی.
تمام عشق قدیمی‌های فوتبال از ورزشگاه امجدیه خاطرات خوب و شیرینی در ذهن دارند. ورزشگاهی که ۱۰سال قبل از تشکیل فدراسیون فوتبال در ایران (۱۳۰۶) ساخته شد تا از آن سال تا به امروز در مرکز شهر تهران خودنمایی کند. زمین ورزشگاه امجدیه با لایحه‌ای که در مجلس تصویب شد برای ساخت یک زمین رسمی فوتبال از فردی به نام امجد نظام (یا امجدالسلطنه) خریداری شد.
امجد نظام شرط نهاد که اگر نام ورزشگاه به نام او نام‌گذاری شود، این زمین را با قیمت کمتری بفروشد، از این‌رو این ورزشگاه، «امجدیه» نام‌گذاری شد. امجدیه به‌طور رسمی در سال ۱۳۱۸ افتتاح شد و بدل به یک مجموعه کامل ورزشی شد. طرح نخستین این زمین فوتبال را مهندس نیکلای مارکف و مهندس سعید با گنجایش ۲۵ هزارنفر آماده کردند. ساختمان این ورزشگاه در سال ۱۳۱۷ به پایان رسید و در سال ۱۳۱۸ با برگزاری اولین دوره مسابقات قهرمانی ایران در چند رشته ورزشی فعالیت خود را آغاز کرد. مهر ۱۳۱۷ آیین گشایش این ورزشگاه برگزار شد و در ۳ شهریور ۱۳۱۸ نخستین مسابقات رسمی در این ورزشگاه برگزار شد و به نوعی این ورزشگاه رسما گشایش یافت.