این منصفانهترین نگاهی است که میتوانیم امروز نسبت به پاسخهای او داشته باشیم.
سیمایی صراف در گفتگویی اعلام کرد: کجای دنیا دانشگاههای درجه یک و دو کشور یک ظرفیت بزرگی را در آموزش، خوابگاه و تغذیه باز میکنند که رایگان باشد.
وی ادامه داد: دانشجویان شاید یک چهاردهم و یا یک پانزدهم قیمت تمام شده تغذیه را پرداخت میکنند.
وزیر علوم در پاسخ به این سوال که دانشگاهها باید در دفترچه اعلام کنند که خوابگاه ارائه نمیدهند گفت: دانشگاهها اعلام میکنند که خوابگاه ارائه میدهند یا خیر.
وی در پاسخ به این سوال که برخی دانشگاهها اعلام کردهاند که خوابگاه ارائه میدهند ولی از واگذاری خوابگاه خودداری کردهاند افزود: کدام دانشگاه اعلام کرده است که به شما که خوابگاه ارائه میدهم ولی خوابگاه ارائه نداده است؟ به من بگویید خودم برای وی خوابگاه میسازم.
سیمایی صراف در پاسخ به این سوال که آیا الان دانشگاه موظف نیست که به دانشجویان خوابگاه ارائه دهد؟ افزود: دانشگاهها تعداد خوابگاهها و شرایط واگذاری آن را اعلام میکنند اگر دانشگاه اعلام کرده است و دانشجویی خود را با توجه به شرایطی که اعلام شده واجد دریافت خوابگاه میداند، حتماً به دانشگاه مراجعه کند، و اگر نشد به خود من مراجعه کند.
در خصوص اظهارات او، ذکر چند نکته حائز اهمیت است. درست است، شاید در باقی کشورهای جهان هیچوقت دانشگاه درجهیک یا درجهدو امکانات خود را بهصورت رایگان در اختیار دانشجویان قرار ندهد، اما هیچ دانشگاه درجهاول یا دومی هم در دنیا تمرکز خود را بر سهمیهها و پارتیبازی برای جذب دانشجو نمیگذارد. افراد کاملاً با شایستهسالاری انتخاب میشوند و بله، برای دریافت امکانات آموزشی خود هزینه پرداخت میکنند.
چهبسا آقای سیمایی صراف با کمی تحقیق متوجه خواهد شد که حتی بسیاری از دانشگاههای تراز اول جهان به دانشجویان خود برای تحصیل کردن، حقوق هم پرداخت میکنند؛ چراکه جنبه کارآموزی دارد. حال اگر همانها را هم در نظر نگیریم، پرداخت هزینه در آن کشورها، مابهازای بسیار ملموس و منطقی دارد، حال آنکه در دانشگاههای ما اینچنین نیست.
بخش جالبتوجه دیگر اظهارات سیمایی صراف، مربوط به خوراکیهای دانشجویان است. تصاویری که از غذاهای سلفسرویس و مواد غذایی دانشگاهها در فضای مجازی دستبهدست میشود، بهقدری منزجرکننده است که یادآوری آنها در این متن تنها خاطر خوانندگان را مکدر خواهد کرد. چگونه ممکن است بابت آن غذاها بر سر دانشجویان منت گذاشت؟ چراکه اگر همان غذاها را به شکل رایگان به خود وزیر بدهند، حاضر نیست حتی به آنها لب بزند.
نکته دیگری که سیمایی صراف به آن معتقد است، این است که اگر دانشگاهی به دانشجو خوابگاه نداده، خود او مبادرت به ساخت خوابگاه خواهد کرد. کاش ادعایی را قبل از آنکه کاملاً مشرف به ماجرا نیستیم، انجام ندهیم؛ چراکه اگر پای درد دل دانشجویان بنشینیم، درخواهیم یافت که یکی از مهمترین معضل آنان همین امروز، دریافت نکردن خوابگاه است. سیمایی صراف اگر نگاهی به آمار دریافت خوابگاهها، مثلاً خوابگاههای متأهلی، داشته باشد، قطعاً کتوشلوار خود را به لباس کارگری برای ساخت خوابگاههای دانشجویی بدل خواهد کرد.
مقدماتیترین اقدام جهت فهم ضرورت توجه به خوابگاههای متاهلین، احصای وضعیت دانشجویان متأهل و نسبت آن با خوابگاههای متأهلین است. اگرچه در بررسی این مسئله باید به این نکته نیز توجه داشت که وجود خوابگاههای متأهلین با کیفیت مناسب، میتواند به عنوان یک مشوق در راستای ترغیب به ازدواج در ایام دانشجویی عمل کند. نکته حائز اهمیت آنکه رصد و ارزیابی وضعیت تأهل دانشجویان در وزارت علوم عمدتاً برمبنای خوداظهاری دانشجو و در زمان شروع ثبتنام اولیه در دانشگاه بوده و هیچ الزامی جهت اعلام تغییر وضعیت دانشجو از حیث تجرد/ تأهل وجود ندارد. بر این اساس یکی از مهمترین چالشهای شکل گرفته در این زمینه، فقدان دسترسی به آمارهای به روزرسانی شده از جمعیت دانشجویان متأهل طی ایام تحصیل و سنجش تأثیر سیاستها یا مشوقهای ارائه شده در این زمینه است.
بر اساس اطلاعات به دست آمده از مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال ۱۴۰۲ -۱۴۰۱ در کشور یک میلیون و ۸۸۰ هزار و ۴۵۲ دانشجو وجود دارد که از این میان ۳۳۲ هزار و ۴۰۲ نفر آنها متأهل و یک میلیون و ۳۶۰ هزار و ۷۶۵ نفر نیز مجرد هستند. بر این اساس نسبت دانشجویان متأهل و مجرد به شرح زیر است:
۷۲ درصد دانشجویان کشور در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ مجرد و ۱۸ درصد متأهل هستند، ۱۰ درصد نیز به علت اتکای وضعیت تأهل به خوداظهاری، وضعیت تأهل خود را مشخص نکردهاند. با این حال، توجه به این نکته ضروری است که تمامی این افراد در دانشگاههای دولتی مشغول به تحصیل نیستند و این آمار در برگیرنده آمار دانشجویان دانشگاههای پیام نور و غیرانتفاعی و جامع علمی کاربردی نیز است. باتوجه به تمرکز خوابگاههای متأهلین در دانشگاههای دولتی به نظر میرسد آنچه در این زمینه حائز اهمیت بوده، نسبت دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاههای دولتی به خوابگاههای متأهلین است.
براساس اطلاعات مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ۶۸۴ هزار و ۷۳ دانشجو در دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مشغول به تحصیل هستند که از این میان ۹۳ هزار و ۹۰۵ نفر آنها متأهل هستند.
همچنین مبتنی بر خوداظهاری دانشجویان در زمان ثبتنام اولیه در سال ۱۴۰۲ تنها ۱۴ درصد دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاههای دولتی متأهل بوده و ۸۱ درصد مجردند. ۵ درصد نیز به علت وابسته بودن آمار به خوداظهاری، وضعیت تأهل خود را بیان نکردهاند. البته این نسبت بر اساس مقطع تحصیلی دانشجویان متفاوت است. براساس نامه مرکز پژوهشهای مجلس به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین پاسخ مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی وزارت علوم، نسبت دانشجویان متأهل به کل دانشجویان در برخی از دانشگاهها زیر یک درصد است که از جمله آنها میتوان به دانشگاه زابل، دانشگاه بناب، مرکز آموزش عالی محلات، مرکز آموزش عالی گناباد، دانشگاه ملایر اشاره کرد که مسئله قابل تأملی است.
و نکته آخر اینکه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری چه تضمینی را برای بعد از دانشگاه دانشجویان فراهم کرده و چه امکانات خارقالعادهای در اختیار آنان قرار داده است که امروز در برابر مطالبات عینی و ملموس جامعه، اینچنین جبهه میگیرد؟ دانشجویان، قلب تپنده آینده علمی کشور هستند و چنانچه از شرایط خود ناراضی باشند، آینده آن کشور تضمینشده نیست.
خطاب به مسئولین امر، بهخصوص وزیر علوم، باید گفت: حداقل بیتوجهی خود را جلوی دوربین فریاد نزنیم تا جایی برای دفاع کردن از شرایط کشور باقی بماند.
- نویسنده : سایه برین/ روزنامهنگار









































































































































































































