هگل؛ فیلسوفی که هنوز تاثیرگذار است
هگل؛ فیلسوفی که هنوز تاثیرگذار است

      با خرد فهم را صیقل زدن! هگل فیلسوفی بود که با خرد خود از فراز محدودیت‌های فهم انسانی جهید، تا فهم جهان را ممکن سازد. شیفته انقلاب فرانسه بود و فلسفه‌اش انقلابی در تاریخ فلسفه. فلسفه پس از هگل تبدیل شد به فلسفه پس از هگل. سباستیان اوستریتش، فیلسوف اشتوتگارتی در کتابی […]

 

 

 

با خرد فهم را صیقل زدن! هگل فیلسوفی بود که با خرد خود از فراز محدودیت‌های فهم انسانی جهید، تا فهم جهان را ممکن سازد. شیفته انقلاب فرانسه بود و فلسفه‌اش انقلابی در تاریخ فلسفه. فلسفه پس از هگل تبدیل شد به فلسفه پس از هگل.
سباستیان اوستریتش، فیلسوف اشتوتگارتی در کتابی که در ماه مارس ۲۰۲۰ پیرامون گئورگ ویلهلم فریدریش هگل روانه بازار کرده، از این چکاد اندیشه و فلسفه آلمان با عنوان “فیسلوف جهان” یاد کرده و به درستی می‌گوید که هیچ اندیشمندی پس از هگل نتوانسته است تاثیرات او را بر اندیشه خود نادیده بگیرد.
دامنه تاثیرات هگل بر فلسفه بسی فراتر می‌رود و به آنجا می‌انجامد که فلسفیدن پس از نشر آرا و اندیشه‌های او، امر اندیشیدن بری از اندیشه‌های او را ناممکن می‌سازد. به سخن دیگر، فلسفه پس از هگل، به ناگزیر متاثر از هگل است. فلاسفه پس از هگل، چه پیرو مکتب و اندیشه او باشند و چه منتقد او، هیچ یک قادر نیستند ردپای اندیشه‌های او را در ساختار اندیشه‌های خود ناپدید کنند.
باوجود آنکه از انتشار کتاب اصلی او، “پدیدارشناسی روح” بیش از دو قرن می‌گذرد، از تاثیرات آرا و افکار این فیلسوف نام‌آور آلمانی کاسته نشده است. هگل بر محدودیت‌های قوه فهم انسانی واقف بوده و از این رو، بر آن بوده تا با یاری جستن از خرد بر این محدودیت‌ها و تناقضات برخاسته از آن‌ها، چیره شود. او بر آن بود تا در پرداختن به اجزاء به فهم کل دست یابد و در کثرت، وحدت را بجوید و بیابد.
هگل می‌گوید: «مبارزه خرد ناظر بر درهم شکستن همه آن‌چیزهایی است که فهم استوار ساخته است.» به سخن دیگر، خرد باید از دیوارهایی که فهم با تعریف یک چیز به دور آن چیز کشیده است، بگذرد تا فهم آن‌چیز را ممکن سازد. از همین رو است که سباستیان اوستریتش او را فیلسوف جهان می‌نامد. می‌گوید هگل «فیلسوف جهان است، چون او به جهان در کلیت آن می‌اندیشد و هیچ عرصه‌ای از واقعیت را از دیده به دور نمی‌دارد.»
هگل و سیاست
می‌گویند روز ۱۳ اکتبر سال ۱۸۰۶، زمانی که لشکر ناپلئون از خیابان‌های شهر ینا عبور می‌کرد، هگل جوان کنار یکی از خیابان‌ها ایستاده بود و نظاره‌گر گذر سپاهیان فرانسه. انقلاب فرانسه شیفتگی هگل را برانگیخته بود. هگل در باب آزادی و آزادی روح بسیار نوشته است. کلاوس فیوگ، یکی از کسانی است که به بیوگرافی و زندگی هگل پرداخته‌اند. به باور او، آزادی و پرداختن به مفهوم آزادی، رکن اصلی فلسفه هگل را تشکیل می‌دهد.
فیوگ بنیان فکری هگل درباره فلسفه و فلسفیدن را چنین بیان می‌کند: «فلسفیدن یعنی آموختن آزاد زیستن.» تحولات طوفانی دهه‌های نخست قرن نوزدهم، تاثیری عمیق بر فکر و آثار هگل می‌نهد. از این رو بسیاری بر این باورند که مطالعه آثار هگل می‌تواند کمک بزرگی برای فهم تحولات آینده باشد.
همچنین می‌توان گفت که شیفتگی هگل درباره انقلاب فرانسه زمینه‌ساز انقلابی شد که هگل در اندیشیدن و فهم جهان پی‌ریخت و به‌ویژه باور عمیق این فیلسوف به آزادی را در پی داشت. او درباره تاریخ پرتلاطم جهان و مصائب و بدبختی‌های ناشی از این تحولات تاریخی زمانی گفته است: «تاریخ جهان، جایی برای نیک‌بختی باقی ننهاده است. دوره‌های نیک‌بختی در تاریخ جهان عملا صفحات نانوشته این تاریخ هستند.» هگل می‌گوید: «تاریخ و تجربه نشان می‌دهد که مردم و حکومت‌ها هیچ‌گاه از تاریخ نمی‌آموزند و بر اساس آموخته‌های خود عمل نمی‌کنند.»
هگل بر این باور است که این میان‌مایگی است که می‌ماند و در فرجامین نگاه بر جهان حکم‌ می‌راند. رویکردی که انسان را بی‌اختیار به یاد رویکرد نیچه به میان‌مایگی می‌اندازد. این فرازهای فلسفی هگل با فلسفه تعالی‌گرای او برخلاف رویکرد نیچه به جهان، همخوانی ندارد. اندیشه هگل از همان زمان طرح تا به امروز بر فلاسفه و اندیشمندان بسیاری تاثیر نهاده است. از فلسفه ماتریالیستی کارل مارکس و نقد دین او گرفته تا مثلا فیلسوفان معاصری همچون جودیت باتلر آمریکایی یا یورگن هابرماس آلمانی.
تاثیرات هگل بر تفکر دیالکتیکی و فهم هارمونی از دل نامتجانس‌ها از جمله خدمات فلسفی او به شمار می‌‌آید. کلاوس فیوگ با عاریه گرفتن از تشبیهات شکسپیری بر این باور است که هگل زیر ستاره‌ای رقصان دیده به جهان گشوده است. او هگل را استاد طراز نوین فلسفه معاصر و یکی از چکادهای فلسفه مدرن جهان می‌داند.
هگل پس از عبور از سایه کانت و شلینگ است که تبدیل به یک فیلسوف بزرگ می‌شود. در سن ۴۶ سالگی در هایدلبرگ و سپس در برلین به عنوان پروفسور فلسفه تدریس می‌کند. در برلین حتی بر کرسی خالی فیلسوف صاحب‌نام آلمان، فیخته می‌نشیند و درسال ۱۸۲۹ ریاست دانشگاه را برعهده می‌گیرد. گئورگ ویلهلم فریدریش هگل روز ۱۴ نوامبر سال ۱۸۳۱ در سن ۶۱ سالگی و در اثر ابتلا به بیماری وبا در برلین جان می‌بازد.