محمد هدایتی/ «سرزمین» و اساساً جغرافیا در سیاست بینالملل معاصر چه جایگاهی دارند؟ آیا در عصر تکنولوژی، که نیاز به پیادهنظام در جنگها را کاهش داده، عوامل جغرافیایی و محیطی کماکان مهماند؟ تیم مارشال در سالهای اخیر و با انتشار چندکتاب تلاش کرده است تا نقش این عوامل را برجسته سازد. دانشِ او […]
محمد هدایتی/
«سرزمین» و اساساً جغرافیا در سیاست بینالملل معاصر چه جایگاهی دارند؟ آیا در عصر تکنولوژی، که نیاز به پیادهنظام در جنگها را کاهش داده، عوامل جغرافیایی و محیطی کماکان مهماند؟ تیم مارشال در سالهای اخیر و با انتشار چندکتاب تلاش کرده است تا نقش این عوامل را برجسته سازد. دانشِ او از جغرافیا و تحولات سیاسی معاصر، دانشی فقط نظری و برآمده از دلِ کتابها نیست، او خود در خط مقدم بسیاری از نبردها، مثل نبرد بالکان یا افغانستان حاضر بوده و تجربه دستاولی از وقایع سیاسی دارد.
مارشال در کتاب «در اسارت جغرافیا» از نوعی تاریخِ جغرافیای سیاسی صحبت میکند و ردِ این عوامل را در منازعات سیاسیِ امروز ردیابی میکند. این کتاب پرسشهای مهمی درباره وضعیت جهان امروز مطرح میکند. چرا جنگ چندسال پیش روسیه و اوکراین گریزناپذیر به نظر میرسد؟ اوکراین، واقعشده در دشت اروپای مرکزی جایی است بدون موانع طبیعی، سرزمینی که میتوان براحتی از آن عبور کرد و به این خاطر در دویست سال اخیر حملات به روسیه از آنجا صورت گرفته است. به تعبیر مارشال، حسرت روسها همواره این بوده که چرا اوکراین کوهستانی نیست؟ آیا روسها کماکان رویای پتر کبیر، برای رسیدن به آبهای آزاد را دنبال میکنند؟ موقعیت جغرافیایی چین چه نقشی در استراتژیهای سیاسی این کشور دارد؟ چرا این کشور راهبرد آمریکا را در پیش گرفته و همه جا دارد پایگاه نظامی تاسیس میکند؟ داستان تبت چیست؟ یا مثلاً چرا چین پنجاه میلیارد دلار سرمایهگذاری کرده تا در نیکاراگوئه کانالی حفر کند، تقریباً موازی با کانال پاناما، تا انحصار آمریکا بر کشتیرانیِ دو اقیانوس را بشکند؟ نقشه خاومیانه جدید، که پس از پایان جنگ جهانی اول ترسیم شد، چه تاثیری بر تداوم جنگ و تیرهروزی در آن داشته است؟ نقشهای که انگلستان و فرانسه ترسیم کردند. آیا مشکل ناشی از بیتوجهی به عامل جغرافیا نبوده است؟ یا اینکه فرادستیِ آمریکا در قرن بیستم، تا چه حد مدیون جغرافیا و سرزمین آن بوده است. چرا مکزیک به لحاظ سیاسی قرار نمیگیرد و مجاورت با آمریکا چه تاثیری بر آن داشته است؟ نقش جغرافیا در داستان نزاع هند و پاکستان چیست؟
تیم مارشال با جزییات به این سوالات و بسیاری سوال دیگر پاسخ میدهد. البته طبیعتاً جزییات تاریخی در چنین کتابی نادیده گرفته میشوند، گاه روایت بسیار مختصر است. با اینحال کتاب تاریخ مختصری از جهان امروز، در پرتو عوامل محیطی و سرزمینی به دست می دهد و در نهایت برداشت ما را از جهانی که در آن زندگی میکنیم عمق میبخشد. کتابی جذاب و خواندنی.
تیم مارشال در این کتاب ده نقطه از جغرافیای سیاسی جهان از جمله روسیه، چین، آمریکا، اروپای غربی، آفریقا، خاورمیانه، هند و پاکستان، کره و ژاپن، آمریکای لاتین و قطب شمال را بررسی کرده است.
در چند سطر اول بخشِ مربوط به خاورمیانه آمده است: «خاورمیانه؟ میانهی کجا؟ خاورِ [شرقِ] کجا؟ نام این منطقه در نگاهی که اروپاییها به آن داشتهاند ریشه دارد. و اتفاقاً شکل و اوضاع این منطقه هم، از همان نگاه اروپایی، تأثیر پذیرفته است. اروپاییها با جوهر [و خط کش] روی نقشهها مرزها را ترسیم کردند: خطهایی که در دنیای واقعی وجود نداشتند. به همین واسطه، مصنوعیترین مرزهایی که تاریخ جهان به خود دیده است، شکل گرفت. و اکنون مردم این منطقه درگیرند تا با خون، آن خطوط جوهری را، به شکلی دیگر ترسیم کنند.»
*تیم مارشال یا تیموتی جان مارشال زاده مه ۱۹۵۹ روزنامهنگار، نویسنده، و مجری پخش همگانی انگلیسی است که بهخاطر تجزیه و تحلیل تحولات در اخبار خارجی و دیپلماسی بینالمللی مشهور است.
تیم مارشال از نویسندگان حوزه سیاست خارجی است که بیش از ٢۵ سال سابقه گزارشگری را در کارنامه دارد. مارشال سردبیر سابق دیپلماتیک و همچنین سردبیر بخش خارجی اسکای نیوز، یک مفسر مهمان در بخش رویدادهای جهانی برای بیبیسی، اسکای نیوز و یک مجری میهمان در برنامه LBC است. او شش کتاب از جمله زندانیان جغرافیا و یک روز یکشنبه پرفروش را نوشتهاست. او همچنین نسخه مصور کودکان این کتاب را در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد که به عنوان کتاب سال معرفی شدهاست.
در بخشی از پشت جلد این کتاب آمده: «همه رهبران در حصار جغرافیا اسیرند. کوه ها، رودخانه ها، دریاها و شن و ماسه انتخاب هایشان را محدود می کند. بله، برای آن که بتوانید رویدادهای جهانی را پیگیری کنید باید مردم، اندیشه ها و حرکات را درک کنید-اما اگر با جغرافیا آشنا نباشید، هرگز تصویر کاملی نخواهد داشت. در اسارت جغرافیا به گذشته، حال و آینده می نگرد تا تصویری روشن از یکی از عوامل تعیین کننده تاریخ دهد. وقت ان رسیده که دوباره به «ژئو» در ژئوپلتیک اهمیت دهیم.»




















































































































































































































