در استان کرمانشاه بانوانی زندگی میکنند که عروس جنگ هستند، بانوانی که در عنفوان جوانی و در حالی که خیلی از مراسم ازدواجشان نگذشته بود داغدار همسرانشان شدند. این استان مامن زنانی است که گاهی تنها نامزد کرده و فقط با انگشتر نشان سالها چشم به راه همسرانی شدند که از سرنوشتان […]
در استان کرمانشاه بانوانی زندگی میکنند که عروس جنگ هستند، بانوانی که در عنفوان جوانی و در حالی که خیلی از مراسم ازدواجشان نگذشته بود داغدار همسرانشان شدند.
این استان مامن زنانی است که گاهی تنها نامزد کرده و فقط با انگشتر نشان سالها چشم به راه همسرانی شدند که از سرنوشتان بیاطلاع بودند.
هنوز هم «احدم» را زنده می دانم
فاطمه ماهیدشتی یکی از عروسهای جنگ کرمانشاهی در گفت و گو با ایسنا، با بیان اینکه من خوشبختترین زن دنیا بودم، میگوید: بعد از ۳۸ سال هنوز در انتظار همسرم هستم و با صدای زنگ خانه از جا می پرم که شاید خبری از احد برایم بیاورند تا باز هم خوشبختترین زن دنیا بشوم.
او میگوید: همسرم مفقودالجسد است و هنوز هم با وجودی که از شهادتش مطمئن هستیم، اما نمیتوانم منتظرش نباشم.
این همسر شهید با بیان اینکه انتظار کشیدن از مرگ هم سختتر است، گفت: اگرچه بعد از یک مدت اعلام کردند که همسرم در جریان منهدم شدن یک تانک از بین رفته و هیچ چیزی از او باقی نمانده، اما در همه این ۳۸ سال و به خصوص در سالهای اولیه همیشه منتظر بازگشتش بودم. وقتی اسرا را می آورند برای شنیدن خبر بازگشت همسرم سراز پا نمیشناختم و هنوز هم احدم را زنده می دانم.
ماهیدشتی که همسرش در جریان عملیات بازی دراز در استان کرمانشاه مفقود الجسد شده است، می گوید: ما دخترعمو، پسرعمو بودیم و فقط دو ماه با هم زندگی کردیم و در این دو ماه هم شاید ۱۰ روز همسرم را ندیدم، چون او پنج روز بعد از ازدواجمان راهی جبهه شد و بعد از آن هم ۱۰ روز در جبهه بود و شاید ۲۴ ساعت به خانه بازمی گشت.
این همسرشهید که همسرش حتی فرصت خداحافظی با او را هم پیدا نکرده بود، گفت: هنگامی که برای آخرین عملیات راهی شده بود، چون در خانه تلفن نداشتیم به خانه خواهرم زنگ زده بود و گفته بود عملیات سختی در پیش است و من فرصت خداحافظی از فاطمه را ندارم، از طرف من از او خداحافظی کنید.
مگر میتوانستم بگویم نرو!
سهیلا فرجی که یکی دیگر از عروسهای جنگ است در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: ۱۴،۱۳ سال بیشتر سن نداشتم که خواهرم و همسرش از مردی برایم حرف زدند که وقتی چهره نورانیش را دیدم نه فقط از جواب ردی که داده بودم، منصرف شدم که حتی دلهره این را داشتم که نکند او مرا به همسری نپذیرد.
این همسر شهید میگوید: زمانی که «شهید غلامعلی خزایی»به خواستگاریم آمد صراحتا گفت که اولویت اولش حضور در جبهههای نبرد است. او گفت «اگرچه لیاقت شهید شدن را ندارم اما احتمال شهادتم وجود دارد» و همان زمان شعری به ذهنم آمد که بلافاصله آن را خواندم «ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن… سر جدا ، پیکر جدا، در محفل دلدار رفتن» که البته بعدها از خواندنش پشیمان شدم.
او که همسرش دقیقا در روز عروسی شان آسمانی شد، ادامه داد: وقتی برای عقد به محضر رفتیم تمام وجودم دلهره بود، آنقدر که بعد از عقد با بغض به خواهرم گفتم اصلا فکر نمی کنم او برایم بماند که با پاسخ تند او مواجه شدم که نفوس بد نزن دختر!
این همسر شهید گفت: قرار بود دو هفته بعد از مراسم عقدمان و در روز عید قربان عروسی بگیریم و سر خانه و زندگیمان برویم اما دقیقا چند روز قبل از عملیات مرصاد بود که به خانه ما آمد و چون خیلی در فکر بود علت ناراحتیش را از او پرسیدم و او از منافقین برایم گفت که برای حمله به کشور نقشه دارند و او مجبور است به جبهه برود و موافقت مرا شرط رفتنش کرده بود و مگر من میتوانستم بگویم نرو؟!
او گفت: خواستم پیش دستی کرده باشم و گفتم شرط رفتنت این باشد که اگر شهید شدی در آن دنیا شفاعتم را بکنی و او که «چَشم» گفتنهایش شیرینترین حرفی بود که پس از عقد از زبانش میشنیدم در پاسخ درخواستم اینبار «چشم» نگفت و گفت من لیاقت شفاعت کردن ندارم. او با بیان اینکه همسرش درهمان روز عید قربان که قرار بوده عروسی بگیرند به شهادت رسیده است، گفت: دو سه ماهی طول کشید تا پیکر این شهید والامقام را بیاورند و وقتی هم آوردند چون «آرپیچی» مستقیم به او اصابت کرده بود تقریبا قابل شناسایی نبود و از روی لباس ها و انگشتر و نشانههای که می شناختیم، شناساییش کردیم.
داستان زندگی زنهای کرمانشاهی شنیدن دارد
حجت الاسلام هادی عسگری مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمانشاه هم در گفت و گو با ایسنا با اشاره به نقش برجسته زنان کرمانشاهی در سالهای دفاع مقدس، گفت: داستان زندگی زنهای کرمانشاهی شنیدن دارد. آنها در سالهای دفاع مقدس در حراست از کیان ایران اسلامی سنگ تمام گذاشتند و فارغ از جنسیت در برابر دشمنان تا دندان مسلح ایستادگی کردند.
عسگری با بیان اینکه اگر بانوان پشتیبانی نمیکردند، رزمندگان هیچ دلگرمی برای حضور در جبهههای نبرد نداشتند، ادامه داد: بانوان علاوه بر حمایت از مردان برای حضور در جبهه خود نیز کارهای پشتیبانی را عهدهدار شدند و نگذاشتند وجبی از خاک ایران زمین به بیگانگان واگذار شود.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمانشاه اضافه کرد: در استان کرمانشاه بانوانی داریم که تنها نامزد کرده و فقط با انگشتر نشان سالها چشم به راه همسرانی شدند که از سرنوشتان بی اطلاع بودند و اینها شایسته تقدیر هستند.
وی اضافه کرد: این استان زنانی را در خود دارد که هنگام شهادت مردانشان ۱۷، ۱۸ ساله بودند و در عنفوان جوانی و در حالی که بعضی هاشان فرزند داشتند ایستادند و آبروداری کردند و فرزنداشان را تربیت کردند تا بهترینها را تحویل ایران عزیز بدهند.
عسگری ادامه داد: این استان محل زندگی زنانی است که یک شهید و دو شهید و بعضا سه و حتی چهار شهید تقدیم اسلام و انقلاب کرده و هم اکنون صبورانه در این دیار روزگار میگذرانند، لذا سهم زنان کرمانشاهی در حراست از کیان ایران اسلامی اگر بیشتر از مردها نباشد، کمترهم نیست. عسگری اشاره ای هم آمار همسران شهید استان کرمانشاه داشت و گفت: این استان ۳۵۰۰ همسر شهید دارد. مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمانشاه اضافه کرد: استان کرمانشاه با ۱۱۵۰ جانباز زن بیشترین تعداد جانبازان زن کشور را دارد و از نظر تعداد بانوان شهیده نیز با ۹۵۰بانوی شهید دومین استان کشور بعد از خوزستان است.






















































































































































































































