مجید عابدینی راد/ شب تولدم دلم رو مثل اون موقع ها پیش مادرم گشودم و براش از نگاه مهربون و چیز فهم محبوبه گفتم. این راحت باز کردن سفره دل همیشه پهلوی اونی پیش می آد که نگاهش به آدم از روی خیر و با توجه ای خاص باشه. آخرش داشتم این رو […]
مجید عابدینی راد/
شب تولدم دلم رو مثل اون موقع ها پیش مادرم گشودم و براش از نگاه مهربون و چیز فهم محبوبه گفتم. این راحت باز کردن سفره دل همیشه پهلوی اونی پیش می آد که نگاهش به آدم از روی خیر و با توجه ای خاص باشه.
آخرش داشتم این رو به مادرم می گفتم که دو تا چشم خیر خواه دیگه پیدا کرده ام که به دیده هام توی زندگی روشنایی می رسونن! خوشحالی مادرم از این بود که محبوبه از راه رضا، امکان نگاه کاوش گرانه اش رو به من داده. اصلاً همه حرف مون با هم به جز راه باز کردن راز های پیام عشق نبود، اما این که حافظ از چه عشقی می گه، مسیری خاص به گفتگو مون داد.
خب منطقی هم بود که از نیت گشایش راز برسیم به حرف از محبوبه. حالا از اونور هم منطقی تر از این نمی شد که از محبوبه گره کور باز کن، برسم به محبوبه کُرد تبار نظامی که او هم دیدی خاص به چشم های شاعر بزرگمون اهدا کرده بوده!
دیگه از این آسون تر نمی شد متوجه شد که نظامی هم، با همه اون علم غریبش، حرف عشق و خواب رو بهمون داره می گه؛ تنهایی نمی شه باز کرد. خیلی کارسازی پیش آورد که اون دختر کرد خوش نیت توی قصه نظامی رو، با محبوبه مهربون و خیرخواه خودم مقایسه کنم!
اگه بشه خوب فهمید که دختر کرد به نظامی دقیقاً چی داده بوده که چشم هاش حرف عشق رو درست ببینه، و به گره گشایی برسه، خب من هم بهتر از نقش محبوبه خودم توی نحوه ی دیدم مطلع می شم!
حالا بگیریم اون آبی که دختر کرد به لب های خشک و تشنه نظامی می رسونه نور آگاهی ای خاص باشه. خب سوال اینه که اون آب و یا اون خمیر ساخته شده از برگ های صندل معرف چی می تونسته باشه؟ اما مهم تر از هر چیز اینه که نظامی داره می گه؛ حرف خواب و عشق رو تنها نمی شه باز کرد!
یعنی یک نگاه غیر و خیر خواه لازمه تا بشه رفت به کار از پوشش در آوردن و روشنایی آوردن از حرف درون. درست عین همون قضیه شب تولد، که در زیر سایه نگاه تحلیل گر مادرم، رفتم به کار گشایش گره کور عشقم به محبوبه، و روشنایی آوردن برا خودم! یعنی در کمال سادگی این قصه خیر و شر بنیاد اون چیزی ست که به نام روانکاوی فروید در ابتدای قرن بیستم بر قرار می کنه!
چون اون جا هم همین داستان زیر چتر نگاهی محبوبه وار به گره گشایی از حرف های عشق پرداختن مطرحه، که اساس کشف فروید محسوب می شه! توی روانکاوی خب می دونیم که اون خمیر برگ های درخت صندل همون عشقی ست که از برخورد دو نگاه بین آدم و روانکاوش پیش می آد و خود عشق به عنوان مداوا به کار گرفته می شه!
یعنی با دوای عشق گره عشق رو گشودن…! الان تا حدودی روشن تر شد که اون دختر کرد برای نظامی در واقع معرّف یک نگاه حامی و کمک رسان و محافظ بوده. یعنی خود اون نگاه دختر کرد، در مقابل چشم نیازمند خیر، اون خمیر چسبندگی عاشقانه رو پیش می سازه، که قدرت شفا گری رو به نگاه نظامی می ده و خیر با نگاهی نو شده به تسخیر دنیا و سلطنت بر قلب ها بر می خیزه! آخرش و در غایت این راه شناخت، عشق و دستیابی به نگاه تحلیل گر هست که، به غیر از زدودن غم های انسان، تنها و تنها برای بارور کردن و پویایی خود زبان کاربرد پیدا می کنه.
حرف اینه که ارتباط با نگاه محبوبه برای من، و یا نگاه دختر کرد برای نظامی دو جور ظرفیت و نیرو رو به چشم ها می دن: هنر و ظرفیت در پوشش بردن حرف از یک طرف، و از طرف دیگه راه و روش و هنر از پوشش در آوردن، یا گشایش گری و تحلیل ِ حرف عشق و خواب.
پس مسیر خلاقیت رو رفتن، هم نیاز به گول سازی برای در پوشش بردن حرف عشق رو داره و هم از گول بیرون آوردن و کنار زدن شر، که هنر گشایش گری رو به وجود می آره! این رو می خوام بگم که برای دوام و استمرار در کار خلاقانه من به خود محبوبه و در کنار فرار گیری با او که نیازی ندارم، و این رو خودش هم خوب می دونه که تنها این نگاه دو سویه هنری او ست که کار راه انداز راه منه! در واقع مهم اعتقاد به وجود چنین نگاهی ست. یا اعتقاد به دانش او ست، همیشه در سطحی که، هر چه را من نمی دانم او می داند. اعجاز این جاست که نفس اعتقاد به وجود چنین دانش و هنر دو سویه ای، خود بخود روند حرکت خلاقانه را باعث می شه!
پس دست آخر اون خمیر و یا عصاره ای که دختر کرد با کوبیدن برگ های صندل برای درد کوری خیر تدارک می بینه و بر روی چشمهای او می گذاره همین خواص سه گانه را باید دارا باشه! هیچ چیز توی این دنیا بیش از رسیدن خبری از یار، چراغ راه برای راه گشایی نمی تونه بشه!
پاریس ۶ دسامبر ۲۰۲۰





















































































































































































































