انقلاب ایران که به بحران گروگانگیری و انرژی منجر شد، یکی از تجربیات سازنده ترامپ در شکلدهی به تفکر او درباره نقش آمریکا در جهان بوده است. در سالهای بعد، او اعتقاد داشت که اصلیترین اولویت آمریکا باید نفت و کسب احترام در جهان باشد. او از اینکه متحدین آمریکا به اندازه کافی برای […]

انقلاب ایران که به بحران گروگانگیری و انرژی منجر شد، یکی از تجربیات سازنده ترامپ در شکلدهی به تفکر او درباره نقش آمریکا در جهان بوده است. در سالهای بعد، او اعتقاد داشت که اصلیترین اولویت آمریکا باید نفت و کسب احترام در جهان باشد. او از اینکه متحدین آمریکا به اندازه کافی برای این کشور احترام قائل نیستند، عصبانی بود. هنگامی که رهبران خارجی در هواپیما با رئیس جمهور آمریکا ملاقات نکردند هم او عصبانی شد. مثلا تنها باری که وی از ولادیمیر پوتین ناامید شد، این بود که به نظر میرسید او قدرت نظامی آمریکا را دست کم میگیرد مانند زمانی که هواپیماهای روسی کشتیهای آمریکایی را تعقیب میکردند. ترامپ از ایران متنفر نیست و تمایل وی برای مذاکره نیز گواهی بر همین موضوع است. ولی در هر حال او نسبت به تحقیر آمریکا بسیار حساس است. از نظر ترامپ اتفاقاتی نظیر گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ اقتدار وی و کشورش را زیر سوال ببرد.
گزارشهای متناقضی از روند تصمیم گیری درباره حمله به سلیمانی وجود دارد. برخی گزارشها میگویند پنتاگون گزینههایی را کنار هم چیده تا در نظر ترامپ این بهترین تصمیم به نظر برسد. گزارشی در واشنگتن پست با اشاره به همین نکته میگوید: مایک پمپئو و مارك اسپر برای مدتی تلاش كرده بودند تا ترامپ را متقاعد به گرفتن این تصمیم کنند.
ترامپ اغلب بعد از اینکه مورد انتقاد قرار میگیرد به سرعت لحناش تهاجمی میشود، حتی اگر این کار به نفع او نباشد. او پیشتر نیز در مورد بحرانهای مختلفی این رویکرد را دنبال کرده است. نکته بد ماجرا اینکه این عکسالعملهای او دقیقا نقطه مقابل خواستهاش مبنی بر اینکه تصویری مقتدر از خودش و آمریکا نشان بدهد، است.
ترور (سردار)سلیمانی یک خطای استراتژیک است. شاید نبود او اکنون باعث رضایت خاطر آمریکا شود، اما بدون شک در بلند مدت به منافع آمریکا آسیب میزند. با این حال، بسیاری از مشکلات جانبی برای ترامپ اندک است. او اهمیتی نمیدهد که عراق ممکن است نیروهای آمریکایی را اخراج کند چرا که معتقد است آنها نخست باید هزینه حضور آمریکا را بپردازند.
به هر حال ترامپ پس از ترور دومین فرد مهم در ایران، در تنگنا قرار گرفته است. اگر ایران با حمله به آمریکاییها واکنش نشان دهد، ترامپ خودش را در تگنایی شدید میبیند که به آن پاسخ دهد و این بی شک خطر جنگ گستردهتر را که او میخواهد از آن جلوگیری کند، به همراه دارد. بنابراین او سعی دارد با تهدید به ایران این کشور را از پاسختلافی جویانه باز دارد.
جنگ همه جانبه بین آمریکا و ایران بعید است، چرا که این امر به نفع منافع ایران نخواهد بود. ایران ممکن است متحدان آمریکا را به جای آمریکاییها مورد هدف قرار دهد یا واشنگتن را به روشهای دیگر مثل وادار کردن به خروج از عراق تحت فشار بگذارد. اگر مستقیماً به آمریکاییها حمله کند، ترامپ ممکن است در نهایت دست به عملی مستقیم بزند.
با این حال، این وضعیت ممکن است به سرعت تبدیل به جنگ شود. شکی نیست که ترامپ شخصیتی منحصر به فرد است. او به طور عادی اطلاعات را پردازش نمیکند و همواره در معرض تاثیر مشاورههای غلط است. وی یکی از ضعیف ترین و کم تجربه ترین تیمهای امنیت ملی را دارد. او برای جنگ با ایران متحدین زیادی نخواهد داشت، حتی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز سعی داشت فاصله خودش با این حمله آمریکا را حفظ کند. به هر حال شکی نیست که اگر او به پیروزی در این جنگ اطمینان داشت و برایش راحت بود ابایی از انجام آن نداشت تا بلکه اسم خود را در تاریخ ثبت کند.











































































































































































































