
امیر هاشمیمقدم که از پنج سال و نیم قبل مدیر برنامههای علیرضا جهانبخش بوده و او را از ایران به اروپا برد و پس از حضور در تیمهای اِنایسی نایمخن و AZ آلکمار او را در نهایت با قراردادی پنج ساله به ارزش ۱۷ میلیون پوند به برایتون انگلیس منتقل کرد، با سایت «theargus.co.uk» انگلستان […]
امیر هاشمیمقدم که از پنج سال و نیم قبل مدیر برنامههای علیرضا جهانبخش بوده و او را از ایران به اروپا برد و پس از حضور در تیمهای اِنایسی نایمخن و AZ آلکمار او را در نهایت با قراردادی پنج ساله به ارزش ۱۷ میلیون پوند به برایتون انگلیس منتقل کرد، با سایت «theargus.co.uk» انگلستان گفتگو کرده و از علیرضا جهانبخش و موقعیت تازه اش حرف زده است. او که خود بازیکن فوتبال بوده از عرصه تازه برای درخشش ستاره ایرانی در لیگ جزیره صحبت کرده است.
شخصیت عالی
جهانبخش را از زمانی که برای تیم زیر ۲۱ سال ایران بازی میکرد، میشناسم، اما شناخت شخصی از او نداشتم و نمیدانستم که چه شخصیتی و ذهنیتی دارد. من بازیکنی باشخصیت و همیشه دنبال پیروزی بودم. علیرضا هم فوتبالیست خیلی خیلی خوبی بود و این را میتوانستید در فوتبالش ببینید. جهانبخش ۱۷ ساله بود که برای اولین در تیم باشگاهیاش (داماش گیلان) بازی کرد و در اولین فصل هم ۹ گل به ثمر رساند. تنها بحث گلزنی علیرضا نیست، بلکه او فاکتور ایکس (استعداد ذاتی) هم دارد. شما در برخی بازیکنان چیزی میبینید که نمیتوانید توصیفش کنید.
پسرش را به من سپرد
چند بازی علیرضا را در ایران دیدم. میخواستم ببینم که آیا او میتواند موفق باشد، برای همین با پدرش ملاقات کردم. میخواستم مطمئن شوم که آنها پشت تصمیمی که پسرشان گرفته، هستند یا خیر چون او تنها ۱۸ سال سن داشت. تغییر بزرگی بود. چیزی که در اولین برخورد دیدم، شگفتانگیز بود و حس خیلی خوبی بین ما وجود داشت. پدر جهانبخش دست من را فشرد و گفت که پسرم را به تو میسپارم و فکر کن پسر خودت است. حدود پنج و نیم سال پیش بود. وقتی علیرضا به اِنایسی نایمخن آمد، او را در آپارتمانی کاملاً نزدیک خودمان مستقرش کردیم. پسر من هم دروازهبان و تقریباً همسن جهانبخش است که دوستان خیلی خوبی هم شدند. ترکیب این دو فوقالعاده بود. اکنون گفتن اینکه جهانبخش پتانسیل خوبی دارد، آسان است، اما من به پتانسیل او واقف بودم. به غیر از پسرم و جهانبخش مدیر برنامههای بازیکن دیگری نبودم و تمامی انرژیمان را روی علیرضا معطوف کردیم، چون به او اعتقاد داشتیم.
تحت تاثیر برایتون
پس از آن نوبت به رفتن به آلکمار رسید و درست در همان زمان برایتون و یک تیم بوندسلیگایی هم نسبت به جذب جهانبخش از خود علاقه نشان دادند. در همان مقطع پیش از علیرضا، من به برایتون آمدم و امکانات و شخصیتهای فوقالعاده این باشگاه را دیدم. جهانبخش هم تحتتأثیر این باشگاه قرار و تقریباً تصمیمش را برای بازی در این تیم گرفته بود، اما زمان مناسبی برای این انتقال نبود. جهانبخش میخواست پیشرفت کند و انسان و فوتبالیست بهتری شود و بتواند چیزهای بیشتری ارائه دهد.
تیم جدیدش را دیده بود
هرگز تردید نداشتم که علیرضا روزی به برایتون خواهد آمد. بین ۱۲ تا ۱۴ پیشنهاد از بوندسلیگا، ایتالیا، انگلیس، روسیه، هلند، آژاکس و پیاسوی آیندهوون برای جهانبخش دریافت کردیم. میدانستم که جهانبخش برایتون را به خاطر ذهنیتی که از این باشگاه داشت و شناختی که من از او داشتم، انتخاب خواهد کرد. علیرضا در این مورد با ما گفتوگو کرده بود و ما همه چیز را آنالیر کردیم. کسی نمیدانست که چند بار برای دیدن بازیهای برایتون به انگلیس آمدهایم تا ببینیم آنها چطور بازی میکنند، واکنش هواداران به بازیکنان چطور است و تاکتیکها به چه شکل است تا تصمیم بگیریم که آیا انتقال برای علیرضا مناسب و خوب است یا خیر؟
بهترین پست بازی
به نظر من بهترین پست برای جهانبخش پست بال راست با آزادی زدن به عمق دفاع حریف است چون او پای چپ خیلی قوی دارد و از این پایش هم میتواند استفاده کند. علیرضا البته در پست بال چپ و حتی پست ۱۰ (هافبک نفوذی) هم میتواند بازی کند و پاس گل هم بدهد. او حتی میتواند با ضربه سر هم گلزنی کند و پرشهای خیلی بلندی دارد.
کار بزرگ
دو سال پیش با یکدیگر صحبت کردیم تا قراردادمان را تمدید کنیم. پیش از امضای قرارداد جهانبخش گفت باید کاری کنیم که پیش از این کسی موفق به انجامش نشده و حالا او به عنوان یک فوتبالیست ایرانی و آسیایی این کار را کرده است، اما علیرضا همیشه هدفی دارد. من او را در سطح بالایی از فوتبال اروپا میبینم. به جهانبخش گفتم که ماجراجویی تازه آغاز شده و اتفاقاتی که در گذشته افتاده را فراموش کن.
پل بزرگتر
جهانبخش حالا پل بزرگی دارد. او پل کوچکی از ایران به اِنایسی نایمخن داشت، سپس پل بزرگتری در AZ آلکمار داشت و اکنون واقعاً پل بزرگتری دارد که از آن طریق میتواند به آن طرف رودخانه برود. از آنجایی که او را میشناسم و شناختی که از او دارم، فکر میکنم این اتفاق خواهد افتاد.