حسین بهزاد استاد جلد لاکی، نقاش و مذهب کتاب است. در تهران به دنیا آمده او فرزند میرزا فضلالله اصفهانی، نقاش و قلمداننگار بود. هفت ساله بود که پدرش او را به شاگردی در دکان ملاعلی قلمدان ساز گذاشت. بعد از مدت کوتاهی پدرش و استاد ملاعلی هر دو به مرض وبا درگذشتند […]
حسین بهزاد استاد جلد لاکی، نقاش و مذهب کتاب است. در تهران به دنیا آمده او فرزند میرزا فضلالله اصفهانی، نقاش و قلمداننگار بود. هفت ساله بود که پدرش او را به شاگردی در دکان ملاعلی قلمدان ساز گذاشت. بعد از مدت کوتاهی پدرش و استاد ملاعلی هر دو به مرض وبا درگذشتند و حسین بهزاد در همانجا نزد میرزا حسن پیکرنگار که شاگرد بزرگتر ملاعلی بود باقی ماند و دوازده سال بهعنوان شاگرد برای حسن پیکرنگار کار کرد.
بهزاد بعد از اقامتی کوتاه در مدرسه شرف مظفر، شاگرد آقا ملاعلی قلمدانساز شد و بعد شاگردی حسن آقا پیکرنگار را کرد، نقاشی که در بازار کارگاه داشت. آنجا او حرفهاش را فراگرفت و در نسخههای سبک اواخر تیموری و صفوی تخصص پیدا کرد. سرانجام او کارگاه خود را باز کرد (در هجده سالگی)، نخست در کاروانسرای حاج رحمان خان و سپس در مجاورت شمسالعماره. بعدتر او با میرزا غلامحسین خان میناسازباشی در کارگاهش در راسته طلاسازان بازار به همکاری پرداخت.
بهزاد سفارشهای زیادی برای رونگاری از آثار استادان قدیم میگرفت. طی تجربه این سالها، مهارتش در اسلوبهای نگارگری ارتقا یافت. این زمان او به سبک نگارگری مکتب صفوی و آثار قدمایی چون کمالالدین بهزاد و رضا عباسی علاقهمند بود و چنان در کپیه و سبک آنها مهارت و استادی به خرج میداد که تشخیص آنها از آثار قدیم، دشوار بود.
در این دوره است که بهزاد برای تذهیب یک نسخه قدیمی خمسه نظامی به کار گماشته شد که همچون تعداد زیادی دیگر از کارهای او به یک موزه غربی یا مجموعهدار بهعنوان یک اثر دوره صفوی فروخته شد. بهزاد خود ادعا میکند که این نسخه خمسه سفارش فتوح السلطان بوده و توسط او به بریتیش موزه فروخته شده است. دیگر حامیان و دلالانی که او در این دوره کارهای سبک صفوی را برایشان تولید کرد شامل عبداللهخان رحیمزاده، رابینیو و کسانی دیگر میشوند. در این بین بهزاد برای چند نفر دیگر هم کار میکرد.
ازجمله کتابهای خطی صدرالممالک وزیر دربار را مصور کرد. همچنین برای موزهای که شاهزاده ارفع الدوله در موناکو داشت چند مینیاتور تهیه کرد.
بهزاد پس از بازگشت یه ایران شیوه کارش را تغییر داد، بتدریج کارهای تجاری را کنار گذاشت و به خلق شاهکارهای هنری مورد پسند خود پرداخت. تابلوهای فردوسی، فتح بابل، ایوان مدائن، شب قدر حافظ و نفت یادگارهای این دوره از عمر او هستند.
اما مهمترین کار در بازگشتش از اروپا خلق پنجاه نگاره برای یک نسخه مذهب از عمر خیام بود. بهزاد در ۱۳۲۵ ه.ش به استخدام اداره باستانشناسی درآمد و متعاقباً در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت. او در تعدادی نمایشگاه در داخل و خارج ایران شرکت کرد و نمایشگاه انفرادی «نگاه به گذشته» را در موزه ایران باستان و در هزاره ابن سینا برگزار کرد. بهزاد در اواخر عمر از هنرکده هنرهای تزئینی، دکترای افتخاری دریافت کرد و به تدریس در آن هنرکده نیز مشغول شد. وی سرانجام در بیست و یکم مهرماه سال یکهزار و سیصد و چهل و هفت هجری شمسی، در سن هفتاد و چهار سالگی درگذشت.
ویژگیهای سبک حسین بهزاد
در مورد ویژگیهای کار حسین بهزاد باید گفت که شیوه کار او بر اساس مکتب اصفهان بنا شده است. در این شیوه، اهمیت طراحی و محدودیت رنگی بارز است. توجه به حالات و سکنات اشخاص، سایهپردازی، کاهش ریزهکاریها، انتخاب مضامین جدید و گاه موضوعهای معاصر، از موارد عدول او از سنت نگارگری پیشین محسوب میشوند. در این راه او ژرفانمایی و رعایت نسبی اصول کالبدشناسی را از هنر اروپایی و رنگپردازی تکفام را از نقاشی قدیم چینی به عاریت گرفت. رنگآمیزی او با مهارت و سادگی بینظیر انجام شده است. بدین منظور بهزاد غالباً از شدت و ضعف یک رنگ استفاده کرده، یعنی یک رنگ را در تابلو به کار برده است و با همین شیوه بهکار خود عمق و پهناوری داده است
یکی دیگر از ابتکارات و ممیزات بهزاد، رهایی چهره انسانها از سیمای قالبی و یکنواخت مغولی بود. شیوه مینیاتور قبل از او همان شیوه رایج مغولی بود به طوری که حتی آداب و رسوم مغولی در آنها به چشم میخورد؛ شکلها شبیه هم و یکنواخت بود. از همین روی در مینیاتورهای گذشته خطوط سیمای مغولی، لباس و سلاح مغولی و حتی آداب مغولی دیده میشود. «بهزاد یکسره این سنت را کنار گذاشت.
در مینیاتورهای خود ابتکار بهخرج داده و همه جا قیافه ایرانی را نشان میدهد. ولی نه قیافههای قالبی و متحدالشکل که بر نقاشیهای قاجار دیده میشود. نکات دیگر اینکه، در گذشته بیشتر نگارهها برای قطع کتابهای رایج کشیده میشدند اندازههای آنها هم کوچک بود، ولی بهزاد قطع مینیاتور را نیز بزرگ کرد. همچنین مینیاتور قدما پر از اشخاص گوناگون بود، او از عده اشخاص هم کاست. او توانست مینیاتور را که پس از دوران صفویه تکراری شده بود و در دوران قاجار تحت تأثیر نقاشیهای غربی و روسی قرار گرفته بود به مسیر اصلی خود برگرداند.





















































































































































































































