به چالش کشیدن تاریخ نگاری ایران معاصر
به چالش کشیدن تاریخ نگاری ایران معاصر

    محمد هدایتی- افشین متین در کتاب «هم شرقی و هم غربی: تاریخ روشنفکری مدرنیته ایران» می‌کوشد برخی از «اسطوره‌هایی» را به چالش بکشد که توسط جریان اصلی تاریخ‌نگاریِ ایران معاصر، یعنی تاریخ‌نگاریِ شرق‌شناسانه، حاکم شده‌اند. در این روایت تاریخ ایران، بدون لحاظ‌کردن پویایی‌ها و نیروهای اجتماعی، یک دست معرفی می‌شود. دیگر اسطوره این […]

 

 

محمد هدایتی- افشین متین در کتاب «هم شرقی و هم غربی: تاریخ روشنفکری مدرنیته ایران» می‌کوشد برخی از «اسطوره‌هایی» را به چالش بکشد که توسط جریان اصلی تاریخ‌نگاریِ ایران معاصر، یعنی تاریخ‌نگاریِ شرق‌شناسانه، حاکم شده‌اند. در این روایت تاریخ ایران، بدون لحاظ‌کردن پویایی‌ها و نیروهای اجتماعی، یک دست معرفی می‌شود. دیگر اسطوره این است که مواجهه یا آشنایی ایران با مدرنیته از طریق غرب و به ویژه اروپا اتفاق افتاده. مفروض دیگر «مرجعیت سفت و سخت روحانیت اسلامی در تاریخ ایران است». اسطوره دیگرِ این جریان شکست انقلاب مشروطه است، تاریخ‌نگاریِ شرق‌شناسانه ظهور دولت ملی‌گرای استبدادی را با ایده شکست مشروطه توجیه می‌کند. دیگر اسطوره وابستگی تمام‌عیار حزب توده به شوروی و نادیده‌گرفتنِ دستاوردهای اجتماعی این حزب است، در مواردی چون حقوق زنان و بسط مفاهیم فکری و روشنفکری.
متین مدرنیته ایرانی را تنها حاصل ایده‌های آمده از غرب نمی‌داند «سرچشمه‌های فکری مشروطیت ایرانی در قرن سیزدهم را در مواجهه با شرق یعنی امپراتوری عثمانی و روسیه قرار داده‌ام و نه در غرب یا اروپا». در واقع این مسئله برخلاف رویکرد تاریخ‌نگاران معاصر به معنای لحاظ‌کردنِ تاثیرات منطقه‌ای و محلی است. متین به تفصیل این وجه را بررسی می‌کند؛ به ویژه تاثیرپذیریِ ایرانیان از جریان مشروطه‌خواهی در عثمانی که «هدف‌شان دفاع از خصلت اسلامی امپراتوری در مقابل تجاوز عرفیِ تنظیمات بود». دغدغه سازگاری مشروطه با اسلام در میان مشروطه‌خواهان را باید در پرتو این تاثیرپذیری بررسی کرد.
متین به ظهور گفتمان ملی‌گرای آمرانه اشاره می‌کند و زمینه‌های رشد این گفتمان را در مجلات روشنفکری می‌بیند که خارج از ایران و به ویژه در آلمان منتشر می‌شدند، آلمانی که در آن سال‌ها ماوای اندیشه‌های رمانتیک و ناعقل‌گرا درباره ملت و دولت و فرهنگ بود. نویسنده به مجلات روشنفکری آن زمان می‌پردازد به ویژه مجله کاوه[ که چرخشی دارد از اصلاحات اجتماعی به سمت سیاست‌گذاریِ فرهنگی و در نهایت از نوعی استبداد روشن‌اندیشانه دفاع می‌کند]، و مجله ایرانشهر[با تاکید بر روح آریایی، انقلاب معنوی و در نهایت سازگاری تشیع با روح ایرانی]. در نتیجه این گفتارها، نویسنده «ایجاد دولت ملت استبدادی در دهه ۱۳۰۰ را پیش از هرچیز با رویگردانی از مشروطیت و جایگزینیِ آن با ملی‌گرایی نالیبرال روشنفکران ایرانی توضیح می‌دهد» و طرفه آنکه این نخبگان ملی‌گرا «دقیقاً زمانی به دولت‌سازیِ استبدادی گراییدند که شرایط هرج و مرج و آشغال قوای بیگانه بالاخره سپری شده بود».
نویسنده سپس به حلقه‌های اصلی و البته برخی حلقه‌های مفقوده در تاریخ روشنفکری ایرانی می‌پردازد. او در تفسیری بدیع کسروی را پیشکسوت بحث غرب‌زدگی معرفی می‌کند «انتقاد کسروی به اروپاگرایی مغفول مانده است» و عموماً از ضدیت او با روحانیان سنتی صحبت می‌شود اما او بر فردید و جلال و اساساً جریان فرهنگی تاثیر بسیار داشت. در واقع از این سال‌ها بود که ایده فرهنگ و جهاد فرهنگی به تدریج و توسط کسانی چون شادمان[واضعِ اصطلاح فُکُلی: «فُکُلی هم غرق در سطحی‌نگری اروپایی است، یعنی نمی‌تواند کاملاً اروپایی شود و هم فراموش کرده چگونه ایرانی باشد»] به گفتاری مهم و تاثیرگذار بدل می‌شود، گفتاری که عموماً با جلال آل احمد شناخته می‌شد هرچند از نظر نویسنده جلال در اواخر عمر به سوی نوعی فرهنگ «جهان‌وطن» گذر کرده بود. نکته مهم اما این است که «گفتار اصالت و بومی‌گرایی» اتفاقاً توسط رژیم پهلوی و برخلاف برنامه‌های نوسازانه آن دنبال می‌شد، به تعبیر آشوری «دیکتاتوری پهلوی خریدار «معنویت» بود چرا که دچار خلا ایدئولوژیک بود». از نظر متین آنچه در تاریخ‌نگاری ایران کم بها دیده شرکت فعال رژیم پهلوی در سیاست‌گذاری بر مبنای اصالتِ ضدغربی بود؛ بازی خطرناکی که از لحاظ ایدئولوژیک رژیم را بی‌ثبات کرد. رژیم پهلوی علاوه بر مشارکت فعال در گفتمان اصالت، کوشیده بود تا با از آنِ خودکردن برخی برنامه‌ها و شعارهای در ظاهر چپ، در قالب انقلاب سفید، خلا ایدئولوژیک خود را پرکند. در واقع رژیم می‌خواست هم راست باشد و هم چپ. انقلاب و فضای بعد از آن را هم باید در پرتو این تاریخ طولانی نبرد میان گفتمان‌های فکری دید «در نهایت جمهوری اسلامی مانند تمام نظام‌های پساانقلابی اقتدار سیاسی جدید ابداع کرد ولی این کار را لزوما با استفاده از مصالح و شالوده‌های فرهنگیِ قبلاً منتشرشده انجام داد».
«هم شرقی، هم غربی: تاریخ روشنفکریِ مدرنیته ایرانی»، افشین متین، ترجمه حسن فشارکی، نشر شیرازه: ۴۱۵ صفحه- قیمت: ۷۰۰۰۰