تحریم و خفگی ژئوپلیتیک
تحریم و خفگی ژئوپلیتیک
این روزها اوضاع اقتصاد ملی ناگوار است، ناگوارتر از هر زمان و فشار بر معیشت مردم به اندازه‌ای شدید شده است که فردی که خود را کارشناس می‌داند مقابل دوربین تلویزیون به مردم توصیه می‌کند به جای برنج-به دلیل افزایش قیمت-، جو بخورند و همین یک توصیه به‌خوبی از عمق فاجعه‌ای که در جریان است، حکایت می‌کند.

وضعیت برای طیف گسترده‌ای از مردم که حقوق‌بگیر هستند مانند کارمندان جزء، پرستاران، بازنشستگان کشوری و صاحبان بسیاری از مشاغل خُرد، به اندازه‌ای غیرقابل تحمل شده است که احساس می‌کنند رقم دریافتی آنان به‌عنوان درآمد و حقوق ماهانه، اگر درگیر بیمارستان و مراکز درمانی نباشند، تنها به اندازه گذران ده روز از ماه کافی است.

برخی در رسانه‌های مجازی دولت و فلان وزارت‌خانه را مسئول این وضعیت معرفی می‌کنند و برخی نیز پویش‌هایی برای تحریم فلان کالا از بهمان شرکت به راه می‌اندازند گویا که آن وزیر یا فلان تولیدکننده شیر بر ایجاد چنین مارپیچِ گرانی موثر و در نتیجه مقصر است و مردم اگر محصول وی را تحریم کنند، پس از ده روز مشکل حل می‌شود و ای کاش این‌گونه بود.

برای بسیاری از مردم جای سوال دارد که چرا کشوری که بزرگ‌ترین منابع نفت و گاز و همچنین مزیت‌های سرزمینی ویژه‌ دارد، به جایی رسیده است که ارزش پول ملی‌اش هر روز به قهقرا می‌رود و در سقوط، رکورد تازه‌ای ثبت می‌کند، سفره مردمانش هر هفته نسبت به هفته قبل، کوچک‌تر می‌شود و در آستانه شب یلدا، بسیاری از شهروندان توان خرید خوراکی و شیرینی‌هایی که طبق سنت، اختصاص به این شب دارد را ندارند و مرغ، ماهی و حتی حبوبات و لبنیات نیز از سفره‌ها پر کشید.

پاسخ این سوال، فشار تحریم و خفگی ژئوپلیتیک است. ما هرچند بر نقشه جغرافیای سیاسی جهان حضور داریم اما رفته‌رفته از نقشه جغرافیای اقتصادی جهان حذف شدیم.

چند سال قبل که احداث کریدور زنگزور در مرز ارمنستان توسط جمهوری آذربایجان طرح می‌شد برخی کارشناسان از تلاش دشمنان برای «خفگی ژئوپلیتیک» ایران تأکید داشتند در حالی‌که باور ما این است که اگر ما مناسبات سیاسی و دیپلماتیک خود را با کشورهای حوزه قفقاز به‌ویژه با آذربایجان داشته باشیم، با کریدور زنگزور هرگز به خفگی ژئوپلیتیک نمی‌افتیم اما به‌واسطه تحریم‌های فزاینده و چندلایه دقیقاً در چنین وضعیتی گرفتار شدیم.

بسیاری از کارشناسان درخصوص دلاریزه شدن اقتصاد کشور هشدار و خبر از احتمال اَبَرتورم می‌دهند اما مرغِ سیاسیون یک پا دارد و آنان هیچ عجله‌ای برای آغاز مجدد مذاکرات و تلاش برای بازگرداندن ثبات نسبی به اقتصاد ندارند و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نیز که یقین دارند افزایش قیمت دلار به همین موضوع، پیوند دارد، سکوت کرده‌اند و کاری نمی‌کنند.

اگر به دل‌مشغولی شدید اتحادیه اروپا نسبت به جنگ اوکراین، رقابت‌های پنهان اقتصادی آمریکا با چین و تمرکز نیروهای نظامی ایالات متحده در دریای کاراییپ و احتمال بالای حمله تمام‌کننده دونالد ترامپ برای تغییر رژیم سیاسی در ونزوئلا نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد شرایط بیش از هر زمان برای احیای مذاکره بین تهران و غرب فراهم است و ضرورت دارد جمهوری اسلامی ایران با هدف کاهش تحریم‌ها و بیرون آمدن از این خفگی ژئوپلیتیک، به میز مذاکره برگردد.

دکتر علی‌اکبر صالحی وزیر اسبق امور خارجه و رییس سابق سازمان انرژی اتمی و رییس فعلی بنیاد ایران‌شناسی نیز روز گذشته ضمن تأکید بر مشکلات جدی که آمریکا با آن روبه‌رو است گفت: ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین پرونده‌ی که روی دست ترامپ است، پرونده‌ی هسته‌ای ایران است. بنابراین، با توجه به بحران‌های پیچیده و همزمان در غزه، ونزوئلا، اوکراین و غیره، حل مسئله‌ی ایران برای آمریکا آسان‌تر خواهد بود.

علی‌اکبر صالحی گفت: پیشنهاد من این است که ممکن است یک راه برای شکستن این بن‌بست، وجود داشته باشد و آن تغییر  «عنوان» مذاکره است – نه تغییر موضوع. برای مثال به جای اشاره به حق غنی‌سازی، عنوان را به این صورت تغییر دهند: «ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد» که مورد پذیرش هر دو سو است و اگر این عنوان پذیرفته شود، هر دو طرف می‌توانند با حفظ آبرو به میز مذاکره بازگردند، زیرا این عنوان مورد تأیید مشترک هر دو طرف است.

حقیقت این است که همه کسانی که فهم درستی از دیپلماسی و روابط بین‌الملل دارند متوجه این موضوع هستند که گره اقتصاد ملی و معیشت مردم نه به‌طور غیرمستقیم که مستقیماً به کاهش تنش با غرب، آغاز گفت‌وگوها و به نتیجه رساندن آن مربوط است و نباید این موضوع را استخوانی لای زخم نگه داشت چراکه بسیار محتمل است چند ماه دیگر شرایط تغییر کند و این فرصت نیز مانند فرصت‌های دیگر از دست برود.