این فیلم را جواد افشارکارگردانی کرده و تهیهکنندگی آن برعهده محمدرضا شفیعی است، این اثریکی از فیلمهای بخش مسابقه ملی سینمای ایران بود که دراولین روز ازچهل و سومین جشنواره فیلم فجربرای اهالی رسانه به نمایش درآمد.
دراین اثر، شخصیتهای مختلفی مانند شهید علی صیاد شیرازی، ابوالحسن بنی صدر، محسن رضایی و دیگرافرادمرتبط باجنگ حضوردارندکه به دلیل شخصیت پردازی نامناسب، گریم و انتخاب بد بازیگران، مخاطب نمیتواند آنها را باورکرده و کنشهای آنان را به درستی هضم نماید.
ازمهمترین آثارکارگردانی شده توسط جوادافشارمیتوان به؛ روز رفتن، مادرانه، کیمیاوگاندو اشاره کرد.
واما، شهیدعلی صیادشیرازی درسال ۱۳۲۳ درشهرستان درگزخراسان شمالی متولد شد. به دلیل نظامی بودن پدرش و به ناچارتحصیلات ابتدائی تا متوسطه را درشهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل وگنبدکاووس پشت سرگذاشت، درآخرین سال دبیرستان به تهران رفت و درسال ۱۳۴۳ وارددانشکده افسری شد.
در سال۱۳۴۹ به لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه منتقل شد و درسال ۱۳۵۰ زمانی که برای گذراندن دوره زبان انگلیسی به تهران رفته بود، باگروههای مذهبی آشنایی پیداکرد، او درسال ۱۳۵۱ برای گذراندن دوره تخصصی نظامی به آمریکا فرستاده شد و باکسب رتبه اول تخصصی، درمناظرههای مذهبی درآمریکا نیزشرکت فعال داشت.
صیادشیرازی، پس ازکسب تخصص درآمریکا برای تدریس به مرکز توپخانه ارتش دراصفهان معرفی شد و دراین دوره بود که خارج ازپادگان به بعضی از طلاب اصفهان زبان انگلیسی آموزش میدادکه واحدضداطلاعات ارتش او را زیرنظرگرفت. او دراین دوره به سازماندهی مخفی نیروهای انقلابی ارتش پرداخت و ادامه فعالیتهای انقلابیاش منجربه بازداشت وی در بهمن ماه۱۳۵۷ شد.
پس از پیروزی انقلاب، او مسئولیت پادگان اصفهان را برعهده گرفت و با آغاز غائله کردستان درسال ۱۳۵۸، راهی آن استان شد و قرارگاه عملیاتی مشترک ارتش و سپاه را شکل داد. صیاد با ارتقا به درجه سرهنگی فرماندهی عملیات شمال غرب را برعهده گرفت و با آغازجنگ تحمیلی با بنیصدر(رئیس جمهور و فرمانده کل قوا درآن مقطع) اختلاف پیدا کرده و از مناصب نظامی خودعزل شد.
وی دردوران ریاستجمهوری شهید رجائی به جایگاه فرماندهی برگشت و درسال ۱۳۶۰ فرمانده نیروی زمینی ارتش شدولی درادامه درسال ۱۳۶۹ ازاین سمت استعفاداد و با حکم امامخمینی عضو شورای عالی دفاع شد. شهیدصیاددرسال ۱۳۶۷ و درجریان عملیات مرصادنقش مهمی درشکست دادن مهاجهان (مجاهدین خلق)داشت.
به همین دلیل درسال ۱۳۷۸ به دست یکی از اعضای سازمان مجاهدین ترور و به شهادت رسید.
فیلم سینمایی صیاد با وجودریتم تند، حجم زیاد اطلاعات و صحنههای اکشن که گاهی درونمایههای ملودرام نیزبه خود میگیرند متأسفانه نتوانسته تصویری قهرمانگونه، متمایزو به یادماندنی ازشهیدصیاد شیرازی ارائه دهد تایکی دیگرازپروژههای استراتژیک و شکست خورده سینمای ایران درپاسداشت قهرمانان لقب گیرد.
این فیلم، درادامه پروژههای سینمایی است که درسالهای اخیردرمعرفی و پاسداشت فرماندهان دفاع مقدس ساخته شده است که قراربوده علاوه بریادبوداین چهرهها، رویکردی تاریخی به دهه شصت و اتفاقات بعداز انقلاب داشته باشند، ازاین رو مخاطب چنین فیلمهایی دروهله نخست میداندکه قرارنیست قصه تازهای را ببیند به همین دلیل کارسازندگان فیلمهایی ازاین دست برای تبیین یک ماجرای شنیده شده سختترمی شود. ازسوی دیگر، حضورچهرههایی چون جواد افشار، حسین ترابنژاد و محمدرضا شفیعی بعنوان کارگردان، نویسنده و تهیهکننده که سالهاسابقه سریالسازی درحوزه سیاسی و دفاع مقدس دارند دلیل دیگری برتکراری بودن رویکرد و نگاههای سازندگان است.
صرف نظراز تکراری بودن سوژه، اشکال اساسی درپرداخت سطحی، کلیشهای و آماتورگونه سازندگان است که روایت سینمایی به مرورگزارش گونه برشی اززندگی قهرمان قصه و رویدادها محدود میشود، نکته دیگراین که دراین فیلم شخصیتپردازی افرادبه گریم و شباهتهای ظاهری کاراکترها منحصرشده و درنهایت قهرمانسازی ازیک اسطوره تکرارنشدنی ارتش به یک شمایل دیالوگمحور، پوشالی و شعاری میرسدکه سوژه مهمی به نام شخصیت صیاد شیرازی و برهه بغرنجی مثل دهه ۶۰ خورشیدی(جنگ، درگیریهای داخلی پراکنده، برکناری و فراراولین رئیس جمهورکشورو توطئههای منافقین و….) بکلی هدرمی رود. باکمال تأسف این فیلم یکی دیگراز آثار پرخرج اماکم تأثیری است که به قول دوست جبهه رفتهام، غلامرضا خسروی، تصویری کارتونی از یکی از مهمترین فرماندهان بزرگ جنگ درایران و جهان ارائه میدهد و به هیچ وجه نمیتوان آن را فیلمی ماندگار در اذهان عمومی تصور نمود.
- نویسنده : محمد عمرانی / عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی









































































































































































































