کتاب «کامران شیردل؛ تنها در قاب» در واقع مستندی ست تصویری درباره یکی از معتبرترین سینماگران ایران که بدون سر وصدا آثار ماندگاری، مستد و داستانی از خود برجای نهاده است. کمتر شناخته بودن شیردل بیش از هر عاملی به شخصیت گوشه گیر وانزوا طلب این هنرمند برمی گردد. «صبح روز چهارم» که برداشت ایرانی، […]

«صبح روز چهارم» که برداشت ایرانی، اما وفادارنه از فیلم فرانسوی«از نفس افتاده» بود، از کارهای خوب و جذاب شیردل به حساب می آید، فیلمی که سعید راد، نقش ژان پل بلموندوی فقید در نسخه فرانسوی را بازی می کرد. کارگردان «از نفس افتاده» ژان لوک گدار است و شیردل علاوه بر سینماگری، در معماری،نقاشی و طراحی هم استاد است.
کتاب «کامران شیردل؛ تنها در قاب»، به نویسندگی علیرضا ارواحی، مستند ساز و پژوهش گر در زمینه مباحث نظری و هنرهای تصویری، توسط «نشر خوب» روانه بازار کتاب شده است.
شاید اگر او فقط یکی از اینها یعنی «آئینهها»، «قلعه»، «اون شب که بارون اومد» یا «صبح روز چهارم» را ساخته بود، برای اعتبار یک عمر فیلم ساختن کفایت میکرد، اما او همه اینها را ساخت و بیشتر از اینها هم، همگی هم درخشان، زنده و نو. با وجود تعداد قابل توجهی فیلم مستند و سینمایی، بازهم بسیاری از دوستان و همراهان او مانند «محمدرضا اصلانی» معتقدند که «کامران شیردل» باید بسیار بیشتر از اینها کار میکرد. مستند جذاب و شوخطبع «حماسه روستازادهی گرگانی یا اون شب که بارون اومد» و فیلم سینمایی «صبح روز چهارم» که احضار تمام و کمال «ژان لوک گدار» و «ازنفس افتاده»ست، سرشار از کنایههای پیدا و پنهان به ساختارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی ایران، از شیردل تصویر فیلمسازی را نشان میدهند که شاداب و رها به هر سو سرک میکشد و «آیینه»، «ندامتگاه» و «قلعه» نمایشگر تنهایی و اندوه عمیقیست که به دوش میکشد و شیردل انگار عزلتگزینی جهان وطنی را با دغدغههای اجتماعی و شوخطبعی، همزمان در خود داشت که اینچنین هرچه ساخت در کمال بود.
سالهاست که جز از زبان دوستان و دوستدارانش و تعداد کمی از نسل جدید منتقدان فیلم در ایران، چیز زیادی دربارهی «کامران شیردل» و اهمیتش در تاریخ سینمای ایران نشنیده و نخواندهایم. کتاب «کامران شیردل، تنها در قاب» یک روایت و یا به تعبیری یک تکنگاری است درباره شیردل، زندگی و آثارش و البته اهمیت کار او در گسترهی سینما و درکل فرهنگ و هنر ایران. علیرضا ارواحی سعی کرده به جنبههایی از کار و شخصیت شیردل نزدیک شود که به زعم خودش کمتر به آنها توجه شده است. کتاب «کامران شیردل، تنها در قاب» در روزگار هیاهوهای بسیار برای هیچ، میتواند فتح بابی باشد برای شناخت کامران شیردل!
این کتاب بر مدار معرفی و سیری بر آثار و زندگی کامران شیردل میچرخد. شیردل فیلمسازی را با ساخت آیینهها در ایتالیا آغاز کرد. پس از ساخت این فیلم به ایران آمد و فعالیت خود را در زمینه مستندسازی ادامه داد. با پیشنهادهایی که داشت، به مستندسازی روی آورد و چندین مستند صنعتی و اجتماعی را در کارنامه خود ثبت کرد. شیردل از همان آغاز فیلمسازی نگاههای متفاوت و تجربههای جدیدی همچون معماری، نقاشی و موسیقی را از سر گذراند.
کنجکاوی و جسارت در تدوین و انتخاب موضوع و موسیقی از مهمترین مؤلفههای فیلمسازی او به شمار میآیند و فیلمهایش رویکرد نوینی به مخاطبان فیلمساز پیشنهاد میدهند. علیرضا ارواحی در این کتاب سعی کرده به جنبههایی از کار و شخصیت شیردل نزدیک شود که به زعم خودش کمتر به آنها توجه شده است.
ارواحی در بخشی از مقدمه این کتاب آورده است: نگاه متفاوت و نامالوف همواره شرایطی را برای شیردل به ارمغان آورد که خود را در تنهایی بیابد و تنهایی تجربهای شد که به طور مشخص در فیلمهایی همچون آینهها و تنهایی اول به تصویر درآمد. فیلمهای کامران شیردل با تنهایی و سکوت آغاز و به تنهایی و سکوت ختم میشوند.
در ادامه این مقدمه میخوانیم: آیینهها بی کلام است و در آخرین فیلم او، تنهایی اول، پس از اشاره به موقعیت مکانی فیلم، دیگر کلامی نمیشنویم و صدای محیط است که در سراسر فیلم جاری است. تنهایی در مستندهای اجتماعی شیردل نیز حاضر و آشکار است؛ مستندهایی روایتگر تنهایی کسانی که فرهنگ غالب جامعه آنان را ناديده گرفته است.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «تازه بوم سیمین را تمام کرده بودم که یک روز کارگردانهای وزارتخانە فرهنگ و هنر را به اتاق معاون وزارتخانه احضار کردند. از همه خواستند که برای ساختن یک مجموعه فیلم مستند کوتاه به سفارش سازمان زنان ایران (که به ر یاست اشرف، خواهر شاه اداره میشد) اعلام آمادگی کنند. در آن تاریخ، تلویزیون ملی ایران هنوز فعالیت خود را آغاز نکرده بود و سازمانهای دولتی هم هنوز مثل امروز بخش سمعی و بصری و مستندسازی نداشتند. در نتیجه، همە سفارشها به وزارت فرهنگ و هنر و ادارە کل امور سینمایی کشور که بخشی از این وزارتخانه بود محول میشدند.
ما جمعا چهار کارگردان تحصیلکرده و ازخارجبرگشته بودیم: هژیر داریوش، فارغالتحصیل ایدک، منوچهر طیاب، فارغالتحصیل از وین، و احمد فاروقی قاجار، که نوە دختری احمدشاه قاجار بود؛ البته تحصیلاتش را در فرانسه و انگلیس تمام کرده بود. و من که آخرین کارگردان ازراهرسیده بودم. یکی دو نفر هم از تحصیلکردههای گروه سیرا کیوز بودند. دیگران هر کدام به دلیلی از ساختن این مجموعه سر باز زدند، در حالی که من در تمام مدت جلسه آرزو میکردم قرعە این فال به نام من بخورد که خورد.
چندی بعد کار با سرعت ولی امکانات کم بهویژه از نظر بودجه و مواد خام آغاز شد. اولین فیلم ندامتگاه نام داشت که مربوط به زندان زنان بود. در این مجموعه، برای اولین بار در ایران دوربین فیلمبرداری پا به مکانهای ممنوعه میگذاشت.» ارواحی که پیش از این تالیف و پژوهشهایی در حوزه سینما و پژوهش هنر را در کارنامه خود دارد، در این مقدمه یادآور میشود، که عنوان تنها در قاب» به «تنهااندیشی شیردل اشاره دارد؛ فیلم سازی که خود را در شخصیت مستند تنهایی اول میجوید. این کتاب کوششی است در صورت نگاری تنها اندیشی فیلمسازی.
کامران شیردل (زاده ۱۳۱۸ در تهران)، مترجم، کارگردان و مستندساز ایرانی است. او از افراد تأثیرگذار بر موج نوی سینمای ایران است. وی هنگامی که ۱۸ سال داشت برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و در رشته معماری و شهرسازی در دانشگاه رم مشغول به تحصیل شد. به خاطر علاقه به سینما در سال چهارم تحصیل، در کنکور مرکز تحقیقات سینمایی رم شرکت کرد و به عنوان نخستین ایرانی پذیرفته شد. وی در مدت چهار سال و زیر نظر اساتیدی مانند نانی لوی (کارگردانی)، ماریا رزادا (تدوین)، جولیو چزاره کاستلو (تحلیل فیلم) و مونته سانتی (تاریخ سینما) سینما را آموخت. در این مؤسسه جلسات بحث و گفتگو میان دانشجویان و کارگردانان معتبری چون پیر پائولو پازولینی، میکلآنجلو آنتونیونی، فدریکو فلینی، روبرتو روسلینی، روبر برسون، اورسن ولز، رنه کلر و… برگزار میشد. شیردل در سال ۱۳۴۳ و با ساختن فیلم آئینهها به عنوان پایاننامه تحصیلی خود، از مرکز تحقیقات سینمایی رم فارغالتحصیل شد.


















































































































































































































