شباهت‌های معلمی و کارگری
شباهت‌های معلمی و کارگری
روز گذشته 11 اردیبهشت مصادف با روز جهانی کارگر بود و امروز 12 اردیبهشت سالروز شهادت مرتضی مطهری و روز معلم و برابر سنتی چند ده ساله طی این روزها، مدیران ارشد دولتی و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست‌های مختلفی حاضر می‌شوند تا از مقام شامخ کارگران و معلمان، قدردانی کنند آن هم در شرایطی که به‌خوبی می‌دانند معیشت آنان، از یک ناترازی عظیمی رنج می‌برد.

معلمان هم در حقیقت کارگر هستند اما از نوع فرهنگی، به این معنا که مفاهیمی فرهنگی به نام علم و دانش را از جایی برمی‌دارند و به جای دیگری منتقل می‌کنند و برای این کار خود حق‌الزحمه دریافت می‌کنند اما صاحبان این دو شغل شریف، شباهت‌های دیگری نیز به هم دارند.
میزان افزایش حقوق معلمان -بدون حضور آنان- توسط دولت و در بودجه سالانه تعیین و ابلاغ می‌شود و حتی اگر تورّم چند بار در سال جهش داشته باشد، کسی به فکر حقوقِ ثابت معلمان نیست و از آنان نمی‌پرسد با درآمد ثابت در مواجهه با گرانی هفتگی و ماهانه چه می‌کنید و چگونه از پس هزینه‌ها بر می‌آیید. مکانیسم حاکم بر افزایش حقوق کارگران نیز دقیقاً به همین صورت کار می‌کند و در شورایی شلوغ‌تر، بدون حضور کارگران تعیین و ابلاغ می‌شود آن هم در شرایطی که رشد تورّم ماه به ماه و هفته به هفته است.
شباهت دیگر کارگری و معلمی این است که معلم در حوزه فرهنگ و آموزش نقش محوری دارد و اگر معلم، تضعیف شود یا انگیزه خود را از برای کارکردن دست بدهد، نظام آموزش و فرهنگ کشور خاموش و بدون صدا آسیب جدی می‌بیند و تَبَعات و لطمات این آسیب در آینده خود را به‌صورت آوار نشان می‌دهد. کارگر هم دقیقاً چنین جایگاهی را در حوزه تولید و اقتصاد دارد و اگر کارگران در جایگاه خود رضایت نداشته باشند، تولید و به تَبَع آن اقتصاد کشور آرام و بی‌صدا آسیب می‌بیند.
کارگران و معلمان هر دو در مسیر ساختنِ آینده گام برمی‌دارند اولی دنیای عینی را می‌سازد و دومی به ساختن ذهنیت‌ها تمرکز کرده است و از این منظر، هم معلمان و هم کارگران را می‌توان آینده‌ساز دانست.
شباهت مهم دیگر معلمان و کارگران در نصیب حداقلی از خدمات تکمیلی درمان است به شکلی که پایین‌ترین و ناچیزترین نوع خدمات تکمیلی درمان به آنان ارائه می‌شود و از خدماتی چون دندانپزشکی و بسیاری از خدمات پاراکلینیکی بی‌بهره هستند در حالی‌که برای کارکنان بسیاری از دستگاه‌های اداری اعم از مجلس و قوه قضاییه و وزارت‌خانه‌های مختلف و حتی کارمندان اداری وزارت آموزش و پرورش، این خدمات حداکثری است.
شباهت دیگر معلمان و کارگران این است که هم در جهان و هم در کشور روزی و هفته‌ای به نام آنان در تقویم ثبت است و آیین‌هایی در سطوح مختلف برای این روز و این هفته برگزار می‌شود و همه مدیران ارشد و نمایندگانی که در این جلسات حضور پیدا می‌کنند درس خود را از بَر هستند و می‌دانند که باید وعده بدهند و بروند.
یکی دیگر از شباهت‌های کار معلمان و کارگران نیز در این است که بسیار شریف و نجیب هستند از این منظر که دهه‌ها است در این جلسات حاضر می‌شوند و وعده‌ها را می‌شوند و از پوچ بودن آن آگاهی کامل دارند و باز لبخند می‌زنند و صبح روز بعد با همان ایمان و اراده‌ای که پیش از شنیدن آن وعده‌ها، کار می‌کردند، در کلاس درس و واحدهای کارگاهی خود تلاش می‌کنند به این امید که فردا را بسازند.
جالب است که روز کارگر و روز معلم نیز در تقویم مناسبت‌های جمهوری اسلامی کنار هم قرار دارد گویا که از قبل روشن بود که کارگران و معلمان سرنوشت یک‌سانی خواهند داشت. این روزها فشاری که بر قشر معلم و کارگر وارد می‌شود بر هیچ شغل و صنف دیگری وارد نمی‌شود از این منظر که درآمد آنان بسیار پایین است و هزینه‌های زندگی افزایش روزانه و هفتگی دارد همه مدیران و تصمیم‌گیران هم از این وضعیت آگاهی دارند.
ما نیز مانند کارگران و معلمان به‌خوبی می‌دانیم این ناترازی در درآمد و هزینه‌های زندگی، هرگز اصلاح نخواهد شد اما از مدیران و همچنین نمایندگانی که در مراسم تکریم مقام کارگر و معلم شرکت کرده و می‌کنند تقاضا داریم طرح وعده‌های بی‌پشتوانه را رها کنند و یک‌بار صادقانه به صاحبان این دو شغل شریف بگویند دولت و مجلس هیچ برنامه روشنی برای جبران این ناترازی نداشته و ندارد.